کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٢٥ - نقد و بررسی
نقد و بررسِی
اول: اگر بپذِیرِیم که اتّفاق همه فقهاِی شِیعه وجود دارد، بازهم نمِیتواند دلِیل معتبرِی باشد؛ زِیرا مدرکِی است.
دوم: اتّفاق همه فقهاِی شِیعه محقّق نشده است وگرنه در اِین بحث، دِیدگاههاِی متعدّد وجود نداشت.
سوم: باورمندان به اِین دِیدگاه نِیز به رواِیات استناد مِیکنند؛ بهگونهاِی که شِیخ انصارِی رحمه الله در برخِی موارد تا حدودِی متماِیل به اِین دِیدگاه مِیشود؛ هرچند در نهاِیت آن را نمِیپذِیرد.
تعابِیر مطلق و معتبر موجود در رواِیات اِین بحث مِیتواند حرمت ذاتِی غناء را ثابت کند و همِین براِی اثبات حرمت ذاتِی، کافِی است. رواِیات بهظاهر متعارضِی که مستمسک دِیدگاه حرمت غِیرِی است، ذاتِی بودن حرمت غناء را باطل نمِیکند؛ زِیرا آن رواِیات، حرمت را در ِیک مورد ثابت مِیکند و اثبات شِیء، نفِی ماعدا نمِیکند. وقتِی مطلق و مقِیّد، هر دو مثبِت باشند، نمِیتوان مطلق را به مقِیّد، تقِیِید زد. اگر شارع، غناء را در موردِی مطلقاً حرام بداند و سپس در بِیان دِیگرِی ِیکِی از مصادِیق غناء را بهعنوان موضوع حرمت بِیان کند، اِین دلِیل بر انحصار حرمت در اِین مورد و مصداق وِیژه نِیست، بلکه ملاک حرمت را در اِین مصداق، شدِیدتر نشان مِیدهد. اگر شارع، غناِی زن آوازخوان را حرام کرد، دلِیل بر انحصار حرمت غناء در آن نِیست. همچنِین اگر غناِی مقرون به ورود مردان در مجالس زنان را تحرِیم کرد، اثبات شِیء نفِی ماعدا نمِیکند بلکه حکم در جاِیِی دِیگر، نسبت به تمام مصادِیق بِیان شده و اِین موارد، تنها وِیژگِی مِیزان مفسده و مبغوضِیت مورد را به ما گزارش مِیدهد.