کتاب غناء - فقیهی، محسن - الصفحة ١٢١ - کلام فقها درباره دلایل حرمت
حرمت خرِید و فروش غلام آوازخوان دلالتِی ندارد.
اشکال بر استدلال به رواِیات
از ادلّه به دست مِیآِید که حرمت غناء بهدلِیل آن است که غناء، موضوع براِی صدق «قول زور» است؛ ِیعنِی حرمت غناء بهدلِیل محتواِی باطل است و نه براِی کِیفِیت صوت آوازخوان. اِین برداشت شِیخ انصارِی رحمه الله (که حرمت غناء را بهدلِیل پِیداِیش وِیژگِی لهو و باطل بودن آن مِیداند) مخالف با فهمِی است که عرف از اِین رواِیات دارد؛ پس سخن وِی، خلاف ظاهر رواِیات است.١
کلام شِیخ انصارِی رحمه الله ذِیل رواِیات
شِیخ انصارِی رحمه الله مِیگوِید: نتِیجه دلاِیل مذکور، حرمت صداِیِی است که بهگونه لهوِی ترجِیع شده باشد؛ زِیرا لهو، همانگونه که گاهِی بدون صدا و با ابزار لهو مانند نواختن تار و ... پدِید مِیآِید، گاهِی نِیز با دمِیدن صدا در آلات لهو مانند دمِیدن در مزمار و نِی پدِید مِیآِید و گاهِی فقط با صدا (بدون همراهِی آلات لهو) پدِید مِیآِید. بنابراِین هر صداِیِی که کِیفِیت آن لهوِی باشد ِیا ِیکِی از آهنگهاِی اهل فسق باشد، حرام است؛ هرچند که غناء نباشد. هر صداِیِی که لهوِی نباشد، حرام نِیست؛ گرچه غناء بر آن صدق کند. البته اِین، فرضِی نشدنِی است.٢
نقد و بررسِی: اِین سخن شِیخ انصارِی رحمه الله صحِیح نِیست؛ زِیرا ملاک حرمت غناء را پِیداِیش لهو دانسته درحالِیکه نمِیتوان هر لهوِی را حرام دانست و ملاک حرمت غناء، پدِید آمدن قِیود خود غناء است. هر چِیزِی که بهِیقِین مصداق غناِی حرام باشد، حرام است و ساِیر مصادِیق مشکوک، محکوم به اصل اباحه و جواز است.
١ . المکاسب المحرّمة، ج١، ص٣٠٩.
٢ . کتاب المکاسب، ج١، ص٢٩٦.