فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٠ - مبحث اول حق برخوردارى از نظم عمومى
حركتها و فعاليتهاى جمعى به روى خط نظم نيستند و يا كمتر موافقاند.
در نهادهاى حقوقى مانند: هيأت منصفه سعى مىشود پاى نظم طبيعى و وجدان جامعه در عرضه قضاوت باز شود و نظم طبيعى در كنار نظم قانونى و قراردادى محور تصميمگيريها و آراء قضائى قرار گيرد كه خود مىتواند الگويى بر اعمال نظم مبتنى بر نزاكت بينالمللى در تصميمگيريها در سطح جهانى باشد.
اصولاً رمز و فلسفه وجودى امامت در ديدگاه اسلام و علت اصلى نياز به حكومت، نياز فطرى بشر به نظم اجتماعى است. اين حقيقت در اين سخن برجسته نهفته است كه:
[٣] ">«جعل الامامه نظاماً للامه»
[١]اساس امامت براى تحقق بخشيدن به نظم امت است و نظم مفهومى به وسعت معنى امامت دارد و در مناسبت ديگر مبناى حقوق اجتماعى و فلسفه مقررات عمومى، تحت عنوان نظم ذكرشده است:
«فجعلها نظاماً لانفسهم و عزاً لدينهم»
[٢]مقررات اجتماعى و قواعد عمومى بدان جهت وضع شده كه نظم جامعه برقرار و دين به خاطر «نظامبخشى» شوكت بيشترى پيدا كند و در حقيقت دين بتواند به اهداف خود برسد. در مناسبت فعلى ديگر به اين عبارت آمده:
«اصطفيتهم ملوكاً لحفظ النظام»٣
خدايا تو آنان را حاكمانى برگزيدى تا نظم جامعه حفظ گردد.
اصولاً در منطق روايات «امام» به عنوان نظامدهنده به دين و عزت مسلمانان شناسانده شده [٤] و امامت به عنوان نظام جامعه اسلامى كه صلاح امت را تضمين مىكند ناميده شده است [٥] و فلسفه اطاعت از امامت به دليل لزوم نظم و ايجاد وحدت تلقى شده است. [٦]
نظم در فرهنگ سياسى اجتماعى اسلام از قواعد تأسيسى نيست و به همين لحاظ يكى از اركان تشخيص آن، حرف، ارزشهاى حاكم و موازين شناخته شده در جامعه مىباشد. همين رويه را در قانون اساسى نيز ملاحظه مىكنيم كه نظم يكى از پيشفرضهاى اصول قانون اساسى و نيز از جمله قالبهايى كه قانون اساسى در آن متجلى مىگردد، تلقى شده است.
[١] . اين عبارت هم در نهجالبلاغه، كلمات قصار به ش ٢٥٢ آمده و هم در خطبه معروف حضرت فاطمه (س) نقل شده است.
[٢] . نهجالبلاغه، خ ٢١٦.
[٣] . رك: بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١١٥.
[٤] . رك: كافى، ج ١، ص ٢٠٠.
[٥] . همان.
[٦] . رك: من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ٥٦٨.