فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧١٢ - موضوع و تعريف قاعده
بخشى از مطالب دينى آنان را به گونهاى كه نفى براى آنها داشته باشد نقل كند و يا قسمتى از مطالب دينى آنان را پردهپوشى نمايد، تا افشاى آن زيانى به آنان نرساند و زمانى هم در مورد امور مربوط به زندگى آنان صدق مىكند، از قبيل اينكه به آنان اجازه داده شود نوعى مداخله در شئون زندگى مسلمين داشته باشند و يا آن نوع رابطه دوستانه كه موجب اختلاط و اثرپذيرى مسلمين گردد. چنين عملكردى اگر هم حق طلبانه باشد مستلزم جستجوى حق از طريق باطل و يا احياى حق بوسيله احياى باطل و بالاخره موجب نابودى حق به خاطر احياى باطل خواهد بود» [١] .
ب - نگاهى به روايات
١. شيخ صدوق در كتاب
من لا يحضره الفقيه
از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند:
«الاسلام يعلو و لا يعلى عليه» [٢]
و اين حديث داراى دو قسمت است كه هر كدام مستقلاً مىتواند مستند قاعده باشد.
قسمت اول حديث «الاسلام يعلو» نشان دهنده استعلا و استيلاى مداوم اسلام است و دلالت بر اين دارد كه احكام اسلام دائماً در جهت برترى دادن به مؤمنين و تفوق آنان بر كافران است و مفهوم اين جمله آنست كه هيچ حكمى در اسلام در جهت خلاف اين هدف يعنى ايجاد تفوق و سلطه كافران بر مؤمنان وجود ندارد.
قسمت دوم به طور صريح اعتلا و استيلا بر اسلام و مسلمين را نفى مىكند و هر نوع عمل و رابطه و حكمى را كه مستلزم تفوق باطل و غيرمسلمين بر اسلام و مسلمين باشد نامشروع و محكوم مىشمارد.
با دقت در مفاد حديث به وضوح معلوم مىگردد كه حديث در مقام بيان يك حادثه تاريخى و خبر از آينده نيست بلكه حديث مانند: موارد مشابه آن در مقام تشريع بوده و مفاد آن بيان خصوصيت احكام اسلام است و پيروزى نهايى اسلام بر كفر نيز خود اثرى از آثار اين خصوصيت ماهوى اسلام و تشريع شده است.
با اين توضيح روشن مىگردد كه اعتلا طلبى اسلام و نفى استيلاء غير بر آن، بر مبناى خاصيت و ويژگى قوانين و احكام تشريعى اسلام است و جدا كردن آندو و همچنين جدا
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ١١، ص ٥٣.
[٢] . رك: من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٥٦٧ (چ سالك) و وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٣٧٦.