فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩٥ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
جامعه نيز بايد چنين كند و سلسله مراتب مديريت بر اين اساس استوار گردد. مفاد آيه (يَرْفَعِ الله اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ)١ آنست كه صاحبان ايمان و علم نيز بايد خود را در جامعه مطرح كنند وزمينه بالا آمدن و در رأس امور قرار گرفتن خويش را فراهم آورند تا خواست خدا جامه عمل به خود بپوشد.
مدير اسلامى در هرنوع سازمان و تشكيلات بايد توانايى لازم و بينش علمى و هنر هماهنگ كردن و تنظيم روابط درون سازمان را داشته و آگاهيها و شناخت لازم را در اين زمينه به دست آورده باشد. مدير در يك سازمان به منزله مغز در بدن انسان است و او نمىتواند مسؤوليت خاصى را در سازمان برعهده داشته باشد بلكه مسؤوليت او هماهنگ كردن عوامل و عناصر مسؤوليت دار و سازمان مىباشد.
ايجاد توازن و تعادل در سازمان، كارى بس دقيقتر و خطيرتر از هر مسؤوليت ديگرى در سازمان است و اين همان كارى است كه مغز توسط سلسله اعصاب و كانالهاى ارتباطى در بدن انجام مىدهد.
مدير نمىتواند خود را در درون چارچوب تشريفات ادارى و يا درون اطاقهاى دربسته و درميان ديوارهاى انسانى انحصارطلب محبوس و يا خود را غرق در پروندههاى روزمره بسازد، اين امر او را به بيگانگى نسبت به سازمانش خواهد كشانيد.
دشواريهايى كه در ارتباطات و هماهنگىها بوجود مىآيد معمولاً موجب آن مىشود كه مردم به كانالهاى ارتباطى خارجى از سازمان پناه ببرند و از مقامات بالاتر از پشت سر مديران در نيل به مقاصدشان استفاده نمايند و فيلترهايى را بوجود آورند كه خود بى نظمى و بى قانونى را در سازمان موجب مىگردد و رابطه، جاى ضابطه را مىگيرد.
مديران اگر در تسهيل كانالهاى ارتباطى به دليل تعهدى كه نسبت به مسؤوليتهاى خود دارند از بينش و معلومات تخصصى و تجربه بهره بگيرند، اين نياز كاذب را مىتوانند با درايت از ميان بردارند.
عمدهترين شناخت تخصصى در نظام ادارى علم برنامهريزى است ضرورت برنامهريزى در ديد اسلامى اختصاص به نظام ادارى و رهبرى ندارد، اصولاً از وظايف هر مسلمان است كه درزمينه انجام كليه مسؤوليتهايش بايد به برنامهريزى بپردازد و اين
[١] . مجادله، آيه ١١.