فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩١ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
با همه اين خصايص، انسان از مرگ گريزى ندارد و او سرانجام از اين جهان مادى رخت برخواهد بست (أَيْنَم [١] [٦] [٤] [٨] ;ا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ اَلْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ)١.
رؤيايى بودن انسان بدان معنى كه او از حالتى به نام رؤيا برخوردار است كه گاه عكسالعمل اميال و انفال شيطانى و نفس اماره او است. اضغاث و احلام و گاه به صورت القايى خدايى و اتصال به غيب جهان نشاندهنده واقعيتها است. (يٰا أَيُّهَا اَلْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيٰايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيٰا تَعْبُرُونَ ^ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ وَ مٰا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ اَلْأَحْلاٰمِ بِعٰالِمِينَ) [٢] (نَبِّئْنٰا بِتَأْوِيلِهِ إِنّٰا نَرٰاكَ مِنَ اَلْمُحْسِنِينَ) [٣] . غم و شادى بازتاب دو حالت آگاهى و اعتبار و يادآورى موطن اصلى و نيز غفلت و مشغول شدن به تاريكيهاى زندگى و آثار حيات دنيوى است، انسان آگاه هرگز براى دنيا حزين نمىشود و بدان حسرت و افسوس نمىخورد (لِكَيْلاٰ تَحْزَنُوا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ وَ لاٰ مٰا أَصٰابَكُمْ)٤ و همواره خود را برتر از رويدادهاى زودگذر مىبيند (وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اَلْأَعْلَوْنَ) [٥] .
انسان موجودى است داراى حالات متفاوتى مانند خشم و بردبارى، رضا و سخط، انشراح و ضيق صدر، و بايد مورد هركدام شناسخته شود و اين انگيزهها به موقع مورد استفاده قرار گيرد و نيز او موجودى جامعهگرا است و اين صفت از حالت توانايى او بر استخدام ناشى مىگردد و از آن ناگزير مىباشد (إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ)٦ و در نخست هم اين چنين بوده است (كٰانَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً) [٧] . اختلاف ميان انسانها زائيده زندگى اجتماعى روح استثمار و استعمار و استخدام او است (وَ لاٰ يَزٰالُونَ مُخْتَلِفِينَ ^ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذٰلِكَ خَلَقَهُمْ)٨ بدون شناخت صحيح انسان و بدون توجه به اين واقعيتها كه در هويت انسانى نقش اساسى را بر عهده دارد و صرفنظر از آنچه كه گفته شد انسان بودن انسان را مشخص مىكند و اصول ياد شده كه بر روابط وى حاكم مىباشد رهبرى انسانها و اصول و ضوابط آن قابل تبيين نبوده و مديريت و هر نوع رهبرى خصلت اسلامى نخواهد داشت.
[١] . نساء، آيه ٧٨.
[٢] . يوسف، آيه ٤٣-٤٤.
[٣] . يوسف، آيه ٣٦.
[٤] . آل عمران، آيه ١٥٣.
[٥] . آل عمران، آيه ١٣٩.
[٦] . انبياء، آيه ٩٢.
[٧] . بقره، آيه ٢١٣.
[٨] . هود، آيه ١١٩.