فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٠ - مبحث چهارم حق تأمين اجتماعى
مىكند. [١]
ج - اگر در جامعه نيازمندى هست بدان دليل است كه سرمايه و حق او در جايى انباشته شده است.
د - نيازمندان اگر حق خود را به زور از ثروتمندان بگيرند جاى تعجب نيست. كار تعجبآور آن است كه چرا با زور و سلاح حق خود را نمىستانند.
ه - طبيعت انسان چنان نيست كه در هر شرايطى و در تمام عمر از توانايى و امكان كار و تأمين معاش خود برآيد.
و - در درون جامعه، كسانى هستند كه صورت خود را با سيلى، سرخفام نگاه مىدارند و از اينكه فقر آنان شناخته شود سخت در بيماند. (لِلْفُقَرٰاءِ اَلَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ الله لاٰ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي اَلْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ اَلْجٰاهِلُ أَغْنِيٰاءَ مِنَ اَلتَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمٰاهُمْ لاٰ يَسْئَلُونَ اَلنّٰاسَ إِلْحٰافاً) [٢] اينان بيشتر به تأمين اجتماعى نيازمندند تا آنها كه فقر خود را ابراز مىدارند.
تنبلى، سربار ديگران شدن و گريز از مسؤوليت نيست كه انسانها را نيازمند و در تأمين معاش زندگى ناتوان مىسازد. در اين ميان عوامل غيراختيارى مانند بيكارى تحميلى، ازكارافتادگى، بيمارى، سالخوردگى، درراهماندگى، عائلهمندى، سوانح طبيعى و نابسامانى اقتصادى جامعه در شكلگيرى اين نهاد كه به بيمارى در بدن انسان شباهت دارد تأثير فراوان دارد. [٣] بويژه آنكه با گستردگى مفهوم معاش و توسعه نيازهاى مادى و معنوى در جوامع در حال پيشرفت از يكسو و نابسامانيهاى مادى و معنوى و اقتصادى از قبيل تورم، گرانى و حاكميت سرمايه در جوامع در حال پيشرفت از سوى ديگر تناسب بين هزينه و درآمد را به طور معكوس قرار داده و در بسيارى از اقشار جامعه توازن بين آن دو را به هم زده است و مرزبندى بين خط فقر و غنا را دشوار ساخته است.
پديده اجتنابناپذير فقر كه در فقه و حقوق اسلامى بخش عظيمى از احكام و مقررات اسلامى را به خود اختصاص داده، حكايت از نقطهضعف سامان اقتصادى دارد كه جوامع، همواره آسيبپذير بوده و فقر به نوعى در شرايط مختلف اجتماعى و
[١] . رك: وسائل الشيعه، ج ٦، ص ٢٥٥ و بعد.
[٢] . بقره، آيه ٢٧٣.
[٣] . رك: مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٦، ص ١٢٧، و كافى، ج ٣، ص ٥٠ و ٥٠٠.