فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٤ - مبحث اول تعريف مشخصات كلى دولت
امارت، حكومت، رعيت، ولايت، سلطنت و ولايت عهد است. [١]
هر كدام از اين واژهها كه در قرآن و ديگر متون اسلامى به وضوح ديده مىشود [٢] به نحوى متضمن مفهوم دولت مىباشد و از اين رو انكار دولت در انديشه اسلامى به لحاظ اينكه واژه دولت در متون اسلامى نيامده [٣] سخن سنجيدهاى به حساب نمىآيد.
صرفنظر از واژههاى معادل دولت كه اشاره شد، اصولاً وجود مفاهيم سياسى مانند.
مساوات، آزادى، عدالت، تكاليف جمعى، و وظايف و شرايط حاكم و انديشه سامان يافته سياسى در اسلام در قالب امامت يا خلافت بدون انديشه دولت قابل توجيه و تفسير نيست و چنانكه خواهيم ديد. مبانى متعددى در تعاليم سياسى اسلام ديده مىشود كه هر كدام به عنوان فلسفه سياسى مىتواند ضرورت تشكيل دولت در اسلام [٤] را به اثبات برساند.
در ميان آراء كلامى و فقهى در حوزه انديشه اسلامى تنها خوارج هستند كه به ظاهر وجود دولت و حكومت را منافى عقيده توحيد و موجب فساد قدرت و تباهى امت مىدانستند كه امام على (ع) در پاسخ شعار سياسى آنان:
«لا حكم الا لله»
فرمود:
«كلمة حق يراد بها الباطل نعم انه لا حكم الا لله و لكن هولاء يقولون لا امرة الا الله»
[٥]شعارى كه خوارج سر مىدهند كلام درستى است ولكن آنان از اين كلام حق، قصد باطل دارند، حكم و فرمان اختصاص به خدا دارد لكن منظور اينان (خوارج) آن است كه كسى جز خدا حق حكومت ندارد. [٦]
خوارج در انديشه اعوجاج يافته خود تفاوت بين قانون با مجرى و حكم با حاكم و انديشه با نظام و بالاخره فرق بين خدايى و حكم خداى را راندن را گم كرده بودند و در حقيقت واسطه بين خدا و خلق را از ميان برداشته و اسلام را از حالت جمعى به درون مرز برده بودند؛ آنان اگر اندكى بيشتر فرصت مى يافتند در التزام به كج انديشى خود
[١] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٢، ص ١٤٦-١٥٣.
[٢] . همان.
[٣] . رك: على عبد الرزاق، الاسلام و اصول الحكم، ص ٣٣-٣٦.
[٤] . براى بررسى بيشتر دلايل ضرورت تشكيل دولت در اسلام رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٢، ص ١٥٤-١٩٧.
[٥] . رك: نهج البلاغه، خ ٤٠.
[٦] . رك: ماوردى، الاحكام السلطانيه، ص ٦.