مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٨٩ - فصل چهاردهم در مناظره همای با حکیم خراسان
مطیع ذریّه آدمی میباید بود، طوعاَ و کرهاَ. و بر صحت این مقالت و صدق این دعوی دلایل بسیار است؛ اما ایشان را خیالات فاسده و تصورات نامستقیم زحمت می دهد.
کشف گفت: سخن لایعنی بگذار! اگر سخن موجهی داری، بیار و اگر نه، دست از ایذای این مسکینان بدار تا یک چندی پای در دامن عافیت کشیده و از شر و فساد شما امان یابند.
حکیم عراق از خشم او در عرق غرق شد و گفت: ای کریه منظرِ کوتاه نظر! با وجود چندین امرا و ملوک محتشم و معارف و مقدمان محترم و اطّبای حاذق و منجمان صادق و مدرّسان خوش تقریر و مفتیان روشن ضمیر که در میان ما هستند.
شما مشتی ذلیلِ مهین را کی رسد که در محفل مجادله آیید و با ما مقابل شوید؟!
کشف گفت: این فضیلتی نیست که موجب فوقیّت شما باشد و بدان سبب خود را بر دیگران مقدم دارید.
از جمله حیوانات هیچ طایفهای نیست تا حاکمی و امیری معین ندارند. معین در عدل و انصاف و ریاست و سیاست، زیاده از امرا و حکّام شما، نبینی که اکثر اولاد بنیآدم هر چند روز به حکومت و امارت مبتلا گشت، از دو حال بیرون نیست یا کافر است یا مؤمن.
اگر کافر است، به وجود او فخر کردن و مباهات نمودن، از دایره شرع و سنت خارج است و اگر مؤمن، یا ظالم است یا عادل.
اگر ظالم است در مرتبه ظلم همان حکم دارد که در مرتبه کفر آمد و اگر عادل است، این از نوادر باشد.
همیشه عمارت ولایت و محافظت رعیت او جز برای کثرت مال و منال و طمع عَشر و خراج و تحصیل مطلوب و مقصود خود نباشد.