مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٦٥ - فصل دهم در مناظره روباه با حکیم ترک
فصل هشتم
در مناظره شتر با حکیم حجاز
|
|
|
روز موعود فرا رسید. ملک دادبخش در صفّه بار بنشست و صد هزار خلق به یکبارگی صف برکشیدند. منادی بر آمد که اصحاب حوائج را راه دهید تا قِصّه ی غُصّه ی خود عرضه دارند. منصف که وزیر ملک دادبخش بود، گفت: رسول بهائم اینجاست. چون مقدمه سخن او نهاده است، سخن او را مقدّم باید داشت.
ملک فرمود: رواست.
شتر چنانکه شرط اهل ادب است، در صف خدمت بر زانوی حرمت در آمده بود، چون بشارت ملک برسید و اشارت سخن یافت، بیدهشت و وحشت به آواز بلند:
مثنوی
|
|
|
مدت چند هزار سال شد که بنیآدم بر ما مسلّط و
مستولی شدهاند و هیچ دقیقه از ظلم و تعدّی مهمل نگذاشتند،
آباء و اجداد ما، همه از تکالیف ما لا یطاق[١] ایشان هلاک شدند.
معلوم نیست که چندین استخفاف ایشان بر ما به چه استحقاق و بر چه
[١] . آنچه از آن عاجز آیند