مناظره حیوانات با حکما - احمدی(بهمئی)، یعقوب - الصفحة ٥٩ - فصل هشتم در مناظره شتر با حکیم حجاز
نشاید. مبادا که با ما همان معاملت کند که یکی از اجداد[١] او در زمان طوفان با نوح پیغمبر(علی نبینا وآله و علیه السلام) کرد. طاوس «کبوتر»را ذکر کرد.
سیمرغ گفت: او مرغ مبارکروی و خوش خُلق و پسندیده خَلقست. اگر به حرص و شره دانهخوار مردم نبود، شاید که به این عادت،در سخن میل کند.
طاوس حدیث «هدهد» در میان آورد.
سیمرغ گفت: او را از برای تجسّس احوال فرستند، نه از برای بحث و جدال. اگرچه سبک روح و لطیف دان است؛ اما متهتّک[٢] و بی ثبات است. مصلحت آن باشد که این کار را تو به اصلاح آوری.
طاوس خدمت کرد و روی بر راه نهاد.
رسول سوم به آشیانه عقاب آمد. او نیز اتباع و اشیاع خود را طلب فرمود. با شهباز سفید که در «صدر الوزارة عمدة الملک» او بود، این حکایت آغاز نهاد. شهباز زمین ببوسید و گفت: ما همه مطیع و منقاد فرمان توییم و در صف طاعت کمر خدمت بر میان بسته داریم رؤسا و مقدمان ولایت، همه حاضر آمدند. کرکس شیرین نفس و چرخ و شاهین باحشمت و تیهو[٣] و باز و جرّه[٤] که در همه کارها چشم بازند، جمیع سر بر آستان نهادند. عقاب گفت: کرکس پیری معمّر است. تجربه بسیار دیده و با این همه در طبیعت او خساستی است و بزرگان گفتهاند که رسول باید که شیرین سخن و عالی همّت باشد. این جمله را که ذکر کردی، همه دستآموز بنیآدم میگردند که خود را از دونهمتی بین حرص و آز می دارند.
[١] . نوح زاغ را گفت که برو و بر زمين پاي گذار و بنگر که آب چند مانده است، اين زاغ بيامد و در راه مرداري يافت بدان مشغول شد و بنزد نوح باز نگشت،نوح(علی نبینا وآله و علیه السلام) از آن نارحت شد، نفرینش کردش، گفت خداي عزوجل تو را بچشم مردمان خوار کند و طعامت جز مردار مباد.
[٢] . بی پروا
[٣] . پرنده ای است مانند کبک که کمی از آن کوچکتر است، ولی گوشتش خوشمزه تر است . رنگ پرهایش خاکستری مایل به زرد و زیر بال هایش سیاه است
[٤] . باز نر