ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩ - ٧ قبل از آغاز حكومت هزار ساله عيسى مسيح (ع)
هزارسال به بند خواهد كشيد[١] و براى ممانعت از خروج شيطان و گمراه كردن ملّتها، ورودى آن مهر و موم خواهد شد.
مؤمنان حقيقى كاهنان خداوند و مسيح بوده، همراه او حكومتى هزاران ساله خواهند داشت.[٢]
حاكميت او با داورى و جاودانگى قرار مىيابد.[٣] مسيح كه دجّال و ارتش او را شكست خواهد داد، پادشاهى خود را در «قدس» برپا خواهد كرد. اين پادشاهى توسط يهوديان اداره خواهد شد. يهوديانى كه در اوّلين آمدن مسيح به او نپيوسته و راهى اشتباه را در پيش گرفتند، اين بار با ايمان آوردن به عيسى مسيح (ع)، به مسيحيت روى خواهند نمود. اين دوران در طول هزاره صلح، ادامه خواهد داشت. با پايان هزاره، شيطان از زندانى كه در آن محبوس بوده است، آزاد خواهد شد و براى گمراه كردن ملّتهاى دشمن مسيح، به چهار گوشه جهان خواهد رفت. ابليس پس از فراهم كردن ارتشى از عصيانگران گناهكار، به سوى شهر قدس پيشروى خواهد كرد؛ امّا با آتشى كه از آسمان فرو خواهد باريد، آنان نيست و نابود خواهند شد.[٤]
از اين پس، محاكمه و داورى شيطان و كفّار آغاز خواهد شد. در اين داورى و محاكمه، وجود يا نانوشته بودن نام هركس در كتاب حيات، عاملى تعيينكننده خواهد بود؛ يعنى تنها عيسى مسيح و ايمانآوردگان به او درآسمان و زمين، زندگى خواهند كرد.
ديگر همانند بىمرگى، نه مجالس ترحيمى، نه گريهاى و نه اضطراب و نگرانىاى وجود نخواهد داشت. در اينجا نيز در ميان جامعه ايمانآورندگان تفاوت موجود بين اسرائيل و ديگر ملّتها، ادامه خواهد داشت.[٥]
امروزه، خصوصاً گروههاى مذهبى و محافظهكارى كه در «آمريكا» زندگى مىكنند، باور دارند بسيارى از وقايعى كه نشانههايى از نزول عيسى مسيح بر روى زمينند، در «قدس» محقّق خواهند شد كه در آينده جهان، دروازه ورود پادشاهى مسيح خواهد بود. به بيانى ديگر، قدس مكان پديد آمدن وقايع، ادامه و تحقّق پادشاهى جهانى خواهد بود. وقايع قدس ريشه و بنياد نگرش تئولوژيك گروههاى راديكال و بنيادگراى مسيحىاى است كه معتقدند پايان دنيا فرا رسيده است.[٦]
با نگاه از بعد دينى به پروژه خاورميانه بزرگ مشاهده خواهد شد كه اتّحاد «آمريكا»- اسرائيل بر ريشه دينى بسيار عميقى استوار است.
ب- جهاننگرى گروههاى ايوانجليك در چارچوب كتاب مقدّس
تأكيد گروههاى ايوانجليك بر ايمان فردى، باور آنها بر ارتباطات نزديك زندگى دينى بر حيات اجتماعى و سياسى و در كنار آن، قرار دادن كتاب مقدّس به عنوان مرجع و منبع اصلى دين با انديشه و باور مسيحگرايانه، هزارهگرا و تولّد دوباره با باورهاى بنيادگرايانه و نفوذ جهانى، آنها را از كاتوليكها، اورتودوكسها و پروتستانهاى سنّتى جدا مىسازد.[٧]
نكتهاى كه ايوانجليكها را درباره دكترين كتاب مقدّس و فهم آن از ديدگاه عامّ پروتستانها جدا مىسازد، اهمّيتى است كه آنها براى كتاب مقدّس قائل هستند.
متنهاى مقدّس، سخنانى است الهى كه به صورت الهام بيان شده است. به اعتقاد آنها، الهام يك ديكته مكانيكى نيست. علاوه بر آن، روح مقدّس در گزينش نويسندگان مختلف كتاب مقدّس، كلمات و مفاهيم آن، به هنگام نگارش موضوعات در مورد زمان و مكان، آنها را راهنمايى نموده است. به همين سبب، متنهاى مقدّس مصون از خطا بوده، در ايمان و عبادت، به عنوان هدايتگرى مقتدر عمل مىكند.[٨]
فتح «فلسطين» توسط يهوديان در قرن بيستم، مهمترين نشانه نزديك شدن قيامت است. به اعتقاد بخش بزرگى از جوامع يهودى، پس از قرنها آوارگى، بازگشت به سرزمينهاى مقدّس، به معنى تشكيل دولتى يهودى در ادامه سلطنتهاى داود و سليمان و پردازش مجدّد تاريخ مقدّس به حساب مىآيد.[٩] بر اساس فهم پروتستانهاى بنيادگرا، يكى از اوّلين شرطهاى آمدن مسيح (ع)، بازگشت يهوديان پراكنده در جهان به سرزمينهاى مقدّس و مسيحىسازى آنان است.[١٠] به همين علّت نيز در عصر جديد، تأكيد بر يهودى بودن عيسى در رأس برنامهها قرار گرفته است.
ايمان به عيسى به عنوان يك يهودى، خارج شدن از يهوديت نخواهد بود؛ بلكه برعكس، رويكردى نوين خواهد بود.[١١]
ايوانجليكها با انتشار مطبوعات و روزنامهها، تلويزيون و ايستگاههاى راديويى بىشمار، بر جامعه آمريكا و در رأس آن، بر «كاخ سفيد» و كنگره، نفوذ بسيارگستردهاى دارند. مهمتر از آن اينكه، ايوانجليكها همانند سازمانهاى يهودى مانع از دستيابى افراد غير طرفدار اسرائيل به مقامات بالا مىشوند؛ به عنوان مثال، جرى فالول اين حقيقت را در يكى از سخنرانىهاى خود چنين بيان مىدارد: روزهاى عدم انتخاب روشنفكران غير طرفدار اسرائيل، به عنوان نماينده كنگره بسيار نزديك است. فالول در پايان سخنرانى ديگر خود، با گفتن اينكه خداواند به خاطر حمايت از آنچه نزد او ارزشمند است (اسرائيل) آمريكا را تقديس نموده است،[١٢] مفهوم بودن جغرافيايى را كه اسرائيل در آن قرار دارد، خاطر نشان ساخته بود. به اعتقاد فالول، در ٠٠٠. ٨٠ راديو و ١٠٠ شبكه تلويزيونى مسيحى، ٠٠٠. ٨٠ كشيش بنيادگرا مشغول اجراى برنامه هستند. بخش بزرگى از اين كشيشان بر اساس «انجيل اسكوفيلد» مشغول موعظهاند.[١٣]
به نظر ويليام مارتين» William Martin «استاد جامعهشناسى «دانشگاه رايس»(Rice) امروزه، ايوانجليسم يك چهارم از بزرگسالان آمريكايى را در بر مىگيرد[١٤] و باز به اعتقاد او، ٩٠% تبشيرىهاى پروتستان در كشورهاى بيگانه را بنيادگرايان و ايوانجليكها تشكيل مىدهند.[١٥]
يكى ديگر از روشهاى پروپاگانداى ايوانجليكها، ترتيب سفرهاى توريستى دينى به اسرائيل است. از دهه ١٩٧٠ م. به اين سو، اين سفرها با هدف تحت تأثير قراردادن لابى مسيحى آمريكا توسط وزارت توريسم اسرائيل، تحت عنوان «تورهاى سرزمينهاى انجيلى» مورد تشويق قرار مىگيرد.[١٦] بدين ترتيب، جغرافياى ياد شده با همراهى رهبران اسرائيلى در چشم شركتكنندگان در اين سفرها، به طور مؤكّد مورد تقديس قرار گرفته[١٧] و موجب ماندگارى و نهادينه شدن ژئوپلتيك دينى جغرافياى يهودى در اذهان مىگردد.