ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - مقدّمه
كمرهايشان (نوارهاى سيسى) كه عبارت از هشت رشته، چهار نوار به رنگ آبى و چهارتاى ديگر به رنگ سفيد، قرار مىدهند و رشته موهايى بافته شده از گوشهاى آنها آويزان است.
در اينجا لازم است اشارهاى به باندهاى افراطى و نژادپرست دينى جديد نيز بنماييم:
١. باند ماير كاهانا؛
٢. گروه زو آرتسينو؛
٣. زنان در سبز؛
٤. جنبش سياسى كه بعد از سال ١٩٧٤ م. توسط شارون بنيانگذارى شده و موسوم به شلومو تزيون است. اخيراً و البتّه بار آخرى نيست كه گروهى با مذهب ماسورتى كه در عبرى به مفهوم سنّتى مىباشد، به مخالفت با يهوديان متعصّب (هالاخاه) پرداخته و آنچه بيش از همه سبب خشم و برانگيختگى يهود ماسورتى شده است، تأكيد خاخامهاى ستيزهجو بر اين موضوع است كه تمامى سخنان و افعال خاخامهاى ماسورتى باطل است.
با بازگشت به شاس، در مىيابيم كه اين جنبش، در نتيجه مناقشات دينى- دينى كه مهمترين موضوعات مناقشات اجتماعى را در اسرائيل تشكيل مىدهد، پديدار شده است.
اين يك مناقشه كهن است كه همواره قرين و همراه دولت اسرائيل قبل از تأسيس آن بوده و هنوز مظاهر تبعيض بر نهادهاى رسمى اسرائيل غالب و حاكم است و با وجود تلاشهاى انجام شده درگذشته و حال، شاس با گذشت زمان يكى از پديدههاى متمايز در درگيرىهاى فرقهاى در داخل دين يهود است.
به ويژه اينكه اين حزب در پاسخ به تمايز ميان «اشكنازىها» و «سپارديم» در داخل جنبش آگودات اسرائيل در سال ١٩٨٣ م. برپا شد و به سرعت در انتخابات «كنست» در سال ١٩٨٤ م. شركت كرد و در همان سال در حكومت وحدت ملّى مشاركت داشت و از آن زمان شاس در حكومتهاى ائتلافى با ويژگى خود، تخممرغ گوسفند (اگر اين نامگذارى درست باشد) شركت داشت و علّت اين نامگذارى اين است كه اين حزب همواره محور بحرانها بوده؛ امّا هدف اوّل و آخر آن كسب مال و ثروت بوده است.
بايد اشاره كرد كه با وجود اموال فراوانى كه به جيب خاخامهاى شاس سرازير مىشود، مطالعات و آمارها بر اين موضوع تأكيد مىكند كه فقر در ميان بنيادگرايان ترسناك است. البتّه يكى از خاخامهايى كه از بيشترين افراطگرايى و وسواس و نژادپرستى برخوردار است، يعنى عباديا يوسف، مىگويد: بالا رفتن قدرت شاس نبايد موجب هراس ديگران از اوج گرفتن ارزش قوانين مذهبى شود.
امّا مهمترين بخش سخنان خاخام عباديا يوسف همان است كه در روزنامه «يديوت آهارونوت» در تاريخ ١٣/ ٨/ ٢٠٠٠ م. به قلم سيور پلوتسكر به چاپ رسيده است. او مىگويد: نزديك به ٨٠% اسرائيلىها بر اين باورند كه سخنان خاخام عباديا يوسف سبب گسترش تفرقه در ميان مردم مىشود.
چرا اينگونه نباشد، در حالىكه عباديا از به كارگيرى عبارتهاى تحقيرآميز و ناسزاگويى و توهين به مردم و گروهها، فرقهها، حرفهها و احساسات خوددارى نمىكند؟ او خاخام سِفر يشوع است، چرا سفر يشوع؟ زيرا سفر ريختن خون و قربانىها ميان خاخام اشكنازى بزرگ (يسرائيل لاو) و خاخام السفاردى بزرگ عباديا يوسف است.