ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - ٦ عبد مطلق
فرمود: «بگو مأمورم كه «اوّل المسلمين» باشم.» براى آن است كه وى اوّلين صادر يا اوّلين ظاهر است؛ يعنى در رتبه وجودى او هيچكس قرار ندارد؛ چنانكه آن حضرت در قيامت، اوّلين كسى است كه محشور مىشود.[١]
فيض كاشانى معتقد است: «إِنَّهُ أَوَّلُ مَن أَجَابَ فِى المِيثَاقِ؛ حضرت نخستين كسى است كه در عالم ذر و گرفتن عهد و ميثاق، لبّيك گفته است. پس اسلام آن حضرت، مقدّم بر اسلام همه خلايق است.»[٢]
اينكه بعضى گفتهاند، مقصود اين است كه آن حضرت، اوّلين مسلمان از اين امّت است، به اين دليل كه اگر مراد اسلام در همه قرون بوده باشد، اوّلين مسلمان ابراهيم (ع) است و ديگران تابع او هستند، حرف صحيحى نيست؛ زيرا اسلام در آيه شريفه مقيد به اسلام اين امّت نشده است. پس وجهى براى تقيد آن نيست.[٣]
٤. اعطاى كوثر
كوثر هداياى ويژهاى است كه خداوند از ميان انبياى الهى تنها به پيامبر اسلام (ص) عطا نموده است و تمام مفسّران در اينباره، اتّفاق نظر دارند. خداوند براى تسلّى خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناك و زخم زبانهاى مكرّر دشمنان مىفرمايد:
«إِنَّاأَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ؛[٤]
ما به تو كوثر [=خير و بركت فراوان] عطا كرديم.»
كوثر وصفى است كه از كثرت، گرفته شده و به معنى خير و بركت فراوان است. در اينكه منظور از كوثر چيست، اقوال متعدّدى وجود دارد. بعضى آن را نهرى در بهشت و برخى آن را «حوض كوثر» مىدانند كه متعلّق به پيامبر (ص) است. گروهى آن را به نبوّت و قرآن و ديگران نيز به كثرت اصحاب و ياران، كثرت فرزندان، ذريه و شفاعت تفسير كردهاند؛ امّا اينها مصداقهاى روشنى از اين مفهومند و كوثر به معناى خير كثير و نعمت فراوان مىباشد.[٥] يكى از روشنترين مصاديق كوثر، وجود مبارك حضرت فاطمه زهرا (س) است؛ زيرا نسل و ذريه پيامبر اكرم (ص) به وسيله همين فرزند گرامى در جهان انتشار يافت؛ نسلى كه هم فرزندان جسمانى پيغمبر (ص) بودند و هم آئين و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ كرده و به آيندگان ابلاغ نمودند.
٥. وجوب نماز شب
از ديگر موارد و احكامى كه تنها مخصوص پيامبر اكرم (ص) است و تمام مفسّران بر آن اتّفاق نظر دارند، وجوب نماز شب است. پيامبر اسلام (ص) تمام تكليفهايى را كه مسلمانان داشتند، بايد اجرا مىكردند؛ امّا ايشان تكاليف ديگرى هم داشتند كه مخصوص آن حضرت بود. يكى از آنها، وجوب خواندن نماز شب و تهجّد بود كه در برخى آيات به آن اشاره شده است:
«ياأَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا؛[٦]
اى جامه به خود پيچيده! شب را، جز كمى، به پاخيز! نيمى از شب را يا كمى از آن كم كن يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان.»
«وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً؛[٧]
و پاسى از شب را (از خواب برخيز و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يك وظيفه اضافى براى توست. اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد.»
در برابر اين تكليف، خداوند پاداش بزرگى به پيامبرش مىدهد و آن داشتن مقام محمود يا مرتبهاى بلند و پسنديده است و طبق روايات، منظور از مقام محمود، شفاعت است كه پيامبر (ص) در روز قيامت براى بخشيده شدن گناهان كبيره امّت خود از آن استفاده خواهند كرد. از آنجا كه اين كلمه مطلق آمده است، شايد اشاره به اين باشد كه ستايش همگان را از اوّلين و آخرين متوجّه او مىكند. در روايات اسلامى، اعمّ از روايات اهلبيت (ع) و اهل تسنّن، مقام محمود را به عنوان مقام شفاعت كبرا تفسير كردهاند؛ چراكه پيامبر اكرم (ص)، بزرگترين شفيع در عالم ديگر است و آنها كه شايسته اين شفاعت باشند، مشمول اين شفاعت بزرگ خواهند شد.
٦. عبد مطلق
از صفات ديگرى كه به پيامبر اكرم (ص) اختصاص دارد، عبد مطلق است. بعضى از انسانها تحت تدبير اسماى جزئيه حقّ هستند؛ مثلًا بعضى در حقيقت، عبدالرّزاق، عبدالباسط، عبدالقابض، عبدالكريم و عبدالجليل هستند؛ امّا پيامبر اعظم (ص) عبد هست و پروردگار مدبّر، مربّى شخص وى كه نهايت مرتبه را داراست و در قوس صعود، مقامى برتر از مقام مربوبيت شخص رسول اكرم (ص) نيست.
خداوند وقتى مىخواهد تعبير عبد را نسبت به ساير انبياء به كار ببرد، همراه با ذكر نام آنها به كار مىبرد؛ مثلًا مىفرمايد:
«وَاذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ»؛[٨]
«وَاذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ ...»؛ [٩]
«وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ»؛