ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٥ - معبدگرايان (شواليه هاى معبد سليمان)
حكايت از آن داشت كه در داخل اين محافل، آئينهاى انحرافى برگزار گرديده، نسبت به (حضرت) عيسى (ع) توهينها و جسارتهاى زيادى شده، اقدامات جنسى بىشرمانهاى به عمل مىآمده و بتى به نام «بافومت»[١] مورد پرستش قرار مىگرفته است. بعضى وقتها نيز بت ديگرى كه شبيه گربه بود و سمبل و نماد شيطان به حساب مىآمد، مورد ستايش و پرستش قرار مىگرفت.[٢]
شك و ترديدها نسبت به چنين گمراهى معبدگرايان، روز به روز افزايش مىيافت. نكته قابل تأمّلى كه دراينباره وجود داشت، اين بود كه اگر آنان در مراسم خود، آئينهاى مسيحى را برگزار مىكردند، چرا اين مراسم اينقدر محرمانه و سرّى برگزار مىشد؟
در نتيجه اين شك و ترديدها در سال ١٣٠٧ م. با دستور پادشاه فرانسه و پاپ كليمنت پنجم، تمامى معبدگرايان «پاريس»، غير از آنانى كه موفّق به فرار شده بودند، دستگير گرديدند و در مورد مراسم و آئينهاى پنهان و سرّى آنها در اين مراسم، مورد بازجويى قرار گرفتند. اعترافات قابل توجّه بود:
بسيارى از معبدگرايان به عيسى ايمان نداشته و او را پيامبرى دروغين مىخواندند. بر اساس اعترافات آنان، آئينهاى مربوط به عضويت در تشكيلات، در اطاقى مخفى و در پشت درهاى بسته برگزار مىشد.
معبدگرايان كه پس از تصرّف قدس، معبد سليمان را به عنوان قرارگاه خود برگزيده بودند، در نتيجه تغييراتى كه در آنها رخ داد، از مسيحيت فاصله گرفتند. آنها اجتماعاتى غيرعلنى برگزار مىكردند و در اين اجتماعات، آئينهاى انحرافىاى كه ماهيتى همجنسگرايانه داشت، برگزار مىكردند. آشكارترين اقدام آنان در اين آئينها كه به منزله فاصله گرفتن از مسيحيت به حساب مىآمد، «آب دهان» انداختن بر صليب بود كه در باور و اعتقادات مردم، سمبل حضرت عيسى مسيح (ع) به شمار مىآمد. چنين تحوّل روحى بزرگى كه معبدگرايان دچار آن شدند، حكايت از آن دارد كه آنها در قدس، به چيزهاى قابل تأمّلى دست يافته بودند و چنين نيز بود؛ چرا كه آنان با كاباليستها و گروهى آشنا شده و ارتباط بر قرار كرده بودند كه بعدها، آنان را دشمن عيسى مسيح ساخته و با رباخوارى و آئينهاى منتهى به جادوى سياه آشنا نمود. تصويرى كه ديده مىشود مربوط به يكى از اين آئينهاست.
از كسانى كه خواستار عضويت در اين تشكيلات بودند، خواسته مىشد تا بخشى و در بعضى مواقع، تمام لباسهاى خود را از تن بيرون آورند. سپس ديگر اعضاى طريقت، بر جاى جاى بدن او بوسه مىزدند. يكى از معبدگرايان كه مورد بازجويى قرار گرفته بود، در خصوص مراسم عضويتپذيرى دو عضو جديد، به نامهاى هوگو دى مارهود[٣] و گوئيس چارد دى مارزيجى[٤] به مطالب جالبى اعتراف نموده بود. بر اين اساس، مارهود به داخل اطاق كوچكى برده شده، به طورى كه هيچكس از آنچه در آن اتاق مىگذشت، اطّلاع نداشت. پس از مدّتى، مارهود از آن اتاق بيرون آورده شد؛ در حالى كه رنگ او كاملًا زرد شده بود.
در تمامى بازجويىهاى معبدگرايان، اعترافى مشترك وجود داشت. همه آنها به نوعى بت اعتقاد داشتند. بسيارى از معبدگرايان اين نماد و بت را مشاهده نموده بودند. بعضىها نيز اعتراف نموده بودند كه اين