ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - معبدگرايان (شواليه هاى معبد سليمان)
بر خوردار گرديدند. به تعبيرى ديگر، در زمانى بسيار كوتاه، يك «اتّحاد غير مقدّس» عليه كليسا پديد آمد. تمامى جنبشهاى مخالف كليسا، مورد حمايت و آغوش گشوده يهوديان قرار گرفتند. در ادامه، در خصوص اين «اتّحاد نامقدّس»، چگونگى شكلگيرى آن و تأثيرات مشخّص آن بر اروپا، سخن خواهيم گفت و در اين فاصله، موضوعى ديگر، يعنى تاريكىهاى مربوط به ريشههاى تشكّلات ماسونى و ارتباط جالب توجّه آنها با يهوديان را روشن خواهيم ساخت. براى پرداختن به حكايت نظم نوين سكولار و ريشههاى ماسونى آن هم بايد از «شواليههاى معبد سليمان» آغاز كرد.
معبدگرايان (شواليههاى معبد سليمان)
معبدگرايان يا به بيانى دقيقتر، شواليههاى معبد سليمان، يكى از موضوعات جالب توجّه و در عين حال، اسرارآميز تاريخ اروپاى قرون ميانه است. اين تشكيلات، همانند ماسونگرى، داراى ريشهاى رازآميز و نشئتگرفته از آئينهاى نهانگرايانه و در عين حال، تشكيلاتى در خدمت «منافع اقتصادى» اعضاى خود بود.
شكلگيرى اين تشكيلات به جنگ اوّل صليبى باز مىگردد. به اين ترتيب كه در نتيجه اوّلين جنگ، صليبىها «قدس» را به تصرّف خود درآورده و شاهنشينى مسيحى در آن پديد آورده بودند. اين شاهنشين تا زمان براندازى و انعدام آن توسط صلاح الدّين ايوبى، قدس را در اختيار داشت. تصرّف قدس توسط صليبيون، به معنى مسلّط شدن غربىها بر سرزمينهاى مقدّس، پس از صدها سال بود. شواليههاى معبد در چنين مرحلهاى، پديد آمدند. در سال ١١١٨ م. در زمان سلطنت بادونين دوم[١] شاه صليبى، هيئتى نُه نفره به رياست شخصى به نام هگووز[٢] اهل «پاينز»[٣] به قدس آمده و طريقت جديدى به نام «شواليههاى فقير عيسى (ع)» را بنيان گذاشتند؛ امّا طريقت بنيان گذاشته شده، نه «شواليههاى عيسى» و نه فقير بودند.
شاه قدس آنها را در محلّى بسيار با اهمّيت، يعنى در مكانى كه (على الظّاهر) «معبد سليمان» در آن قرار داشت، مستقر نمود. (معبدى كه توسط يهوديان با نزديك شدن زمان آمدن ماشيح، دوباره بازسازى خواهد شد. معبدى كه از نظر آنان، كليد تاريخ به شمار مىآيد).
تعداد و قدرت شواليههاى ياد شده در مدّت كوتاهى افزايش يافت و رفته رفته، به دليل مسئوليت حفاظت از معبد، به شواليههاى معبد شهرت يافتند. آنها رهبران خود را نيز استاد و بزرگترين آنها را «بزرگ استاد» مىخواندند.
معبدگرايان رفته رفته به تشكيلات بزرگى تبديل گرديدند. به اين ترتيب، حوزه قدرت پادشاهى مسيحى (قدس)، در اروپا و به ويژه در «فرانسه»، تعداد معبدگرايان بسيار افزايش يافت. آنها به عنوان مسئول تأمين امنيت سرزمينهاى مقدّس شناخته مىشدند.
در اين ميان، آنها در روند «شركت شدن» قرار گرفتند. آنها اشياى گرانقيمت حجّاج ثروتمند و متموّل را كه عازم «فلسطين» بودند، در مقصد (اروپا)، از آنان دريافت و در مقابل، به آنها چك مىدادند. آنها اين چكها را در «فلسطين»، در مقابل، سود قابل توجّهى كه به معبدگرايان پرداخت مىنمودند، به پول تبديل مىكردند. به اين ترتيب، حساب چكى قبل از بانكداران فلورانسى، توسط آنان ايجاد شده بود.
آنها با دريافت هدايا، بخششها، (غنيمتهاى حاصل از) پيروزى در جنگها و سودهاى به دست آمده از فعّاليتهاى اقتصادى به شركت چندملّيتى بزرگى تبديل گرديدند.
مىدانيم كه اوّلين سياستها و برنامههاى كاپيتاليستى، توسط يهوديان آمستردامى به مرحله اجرا درآمد؛ امّا ملاحظه مىشود كه معبدگرايان نيز، ضمن اخذ بهره و سود، به نوعى، به پديد آوردن بانكدارى و كاپيتاليسم در قرون وسطا پرداخته بودند. آنها همچون يك بانك بزرگ سرمايهگذارى نموده، از مكانيسم سود و بهره استفاده مىنمودند.
جنبه فعّاليتهاى اقتصادى معبدگرايان در كتاب مشترك ميخائيل باى گنت[٤] و ريچارد ليت[٥] با عنوان «معبد و لژ»[٦] مورد اشاره قرار گرفته است. نويسندگان دراين كتاب، از معبدگرايان به عنوان بنيانگذاران بانكدارى مدرن، با اخذ سودى بيش از ٦٠%، صاحبان بخش بزرگى از ثروت و دارايى اروپا و از كاخهاى فرانسه و «انگلستان»، به عنوان بزرگترين بدهكاران به آنها ياد مىنمايند. در اين كتاب، در خصوص نقش اقتصادى اين سازمان چنين آمده است: هيچ سازمان و تشكيلاتى به اندازه معبدگرايان، در رشد و بر آمدن كاپيتاليسم در قرون ميانه نقش نداشته است.[٧]
علاوه بر اينها، معبدگرايان داراى ويژگىهاى مهمّ ديگرى نيز بودهاند. مهمترين اين ويژگىها، آئينها و مراسمى بود كه از سوى اين طريقت، به صورت مخفيانه و غيرعلنى برگزار مىگرديد. آنانى كه عضو اين طريقت نبودند، تا مدّتهاى مديدى از اين آئينها بىاطّلاع بودند. تنها بعضى از اخبار و اطّلاعاتى كه به مرور زمان از اين طريقت، به بيرون درز كرد، حكايت از انحراف گسترده معبدگرايان از مسيحيت حقيقى و روىآورى آنان به بعضى رفتارها و آئينهاى خاص داشت:
در ارتباط با آئين و مراسم پنهان معبدگرايان، حكايتهاى عجيبى بر سر زبانها افتاده بود. اين همايشها، به صورت بسيار سرّى و در پشت درهاى بسته برگزار مىگرديد. در ورودىهاى اين همايشها، محافظان ويژهاى گمارده شده بودند. اخبارى كه انتشار مىيافت،