ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - معرفت به امام، شرط رستگارى
ماه رجب، ماه انس با خدا، ماه به خود آمدن، ماه تهذيب نفس و خودسازى ويك دوره جديد سير وسلوك الى الله را پشت سر گذاشتيم. ماهى كه آميخته و مزين به ياد پيامبر (ص) و اميرمؤمنان (ع) بود. ماه ولادت چهار امام همام (اميرالمؤمنين، امام باقر، امام جواد و امام هادى (ع))؛ البتّه همراه با شهادت دو امام، امام كاظم (ع) و امام هادى (ع) و وفات حضرت ابوطالب.
خوشا به حال آنان كه فرداى قيامت مخاطب نداى «أين الرّجبيون» هستند؛ خوشا به حال رهيافتگانى كه با استغفار، دعا، نماز، روزه، سحرخيزى و خلوتنشينى اين ماه، مأنوس بودند و با جلا دادن قلب و روح، خود را به «رجب»، همان نهردر بهشت كه از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر است، نزديك كردند.
امّا خداوند متعال براى عقبماندگان از قافله «رجبيون» و تكميلكنندگان مسير مهدويون، ماه ديگرى را به نام «شعبان» رقم زد.
ماهى كه يكى از عزيزترين ماههاى اسلامى و ياد آور اعياد بزرگ براى ما شيعيان است. ميلاد مبارك سالار شهيدان كربلا، امام حسين (ع)، امام سجّاد (ع)، ابالفضل العبّاس (ع) و ميلاد پرنور و سرور حضرت بقيةالله، مهدى منتظر (عج)، كه فضاى اين ماه را به بوى ولايت عطرآگين ساخته است.
راستى چرا اين ماه را شعبان ناميدند؟
شعبان از ريشه «شعب» است، كنايه از آنكه در اين ماه، خير و نيكى بسيار منشعب (تقسيم) مىگردد و روزى مادّى و معنوى بندگان تقسيم مىشود.
با نگاهى به كتابهاى دعايى، با سفره پر از بركت و رزق وسيعى كه خداوند براى بندگان در اين ماه گسترده، آشنا مىشويم. سفرهاى كه مزين به دعا، استغفار، مناجات، روزه، قرائت قرآن، صدقه و ... است.
امّا آنچه مهم است، شناختن شرط استفاده و بهرهمندى از اين خوان كرم است كه بدون آن، نمىتوان از اين نعمت استفادهها برد و در مسير بندگى خدا بهكار گرفت؛ آن شرط، جز ورود به بارگاه ولايت و عهد و پيمان بستن با واسطه فيض و رحمت بىپايان الهى و ولى خدا، چيز ديگرى نيست؛ همان چيزى كه دغدغه صحابهاى مانند زرعه بوده است. او مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: پس از شناخت و معرفت خدا، كدام عمل برتر است؟ حضرت فرمودند:
«پس از شناخت، هيچ چيز برابر نماز نيست و پس از شناخت نماز، هيچ چيز با زكات برابر نيست و پس از اينها، چيزى با روزه برابر نيست و پس از اينها، چيزى با حج مساوى نيست؛ (امّا بدان) آغاز و پايان همه آنها، شناخت ما (اهلبيت) است.»[١]
همچنين امام صادق (ع) به معلّىبنخنيس فرمودند:
«اى معلّى! اگر بندهاى صد سال ميان ركن و مقام، خدا را بندگى كند، روزها را روزه بگيرد و شبها را به تهجّد و راز و نياز بگذراند تا جايى كه از شدّت پيرى، ابروانش روى چشمانش را بگيرد و استخوان گردنش در سينهاش فرو رود، ولى نسبت به حق، ما جاهل باشد و جايگاه ما را نشناسد، هرگز براى او پاداشى نخواهد بود.»[٢]
|
نماز، بى ولاى او، عبادتى است بىوضو |
به منكر على بگو، نماز خود قضا كند |
|
|
هر آنكه نيست مايلش، جفا نموده با دلش |
بگو دل مريض خود، به عشق او شفا كند |