ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - درباره قرآن و اسلام و مساجد
ويران است. فقهاى آن زمان، بدترين فقهاى روى زمين باشند كه از آنها فتنه خيزد و به خودشان برگردد. كتاب [قرآن] و اهل آن (كه در اقليت باشند) در آن زمان، در ميان مردم باشند و در عين حال در ميان آنها نباشند، با مردم باشند؛ ولى (به راستى) با مردم نباشند؛ زيرا هدايت با ضلالت همسو نباشد؛ گرچه در كنار يكديگر باشند. مردمان به پراكندگى مصمّم باشند و از هماهنگى و اتّفاق و اتّحاد بهدور، زمام امور خودشان و دينشان را به دست كسانى دهند كه به مكر و نيرنگ، خلاف قوانين دين و به رشوه و خونريزى بر آنان حكومت كنند؛ آنچنان به احكام اسلام بىاعتنا باشند كه گويى آنان خودشان پيشواى قرآن هستند، نه قرآن پيشواى آنها. از حق، جز نامى در نزد آنها نمانده باشد و از قرآن، جز خطّ و ورقى نشناسند، بسا يكى در درس قرآن و تفسير وارد شود، هنوز جا خوش نكرده، از دين خارج شود ...»
همچنين از رسول اكرم (ص) نقل است كه مىفرمودند:
«زمانى بر امّت من بيايد كه مردم داراى آراء مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهاى نفسانى پيروى مىكنند و قرآن را با آواز و مزامير و به صورت غنا مىخوانند؛ بدون اينكه از خداوند ترسى داشته باشند. خداوند بزرگ در سايه خواندن قرآن، به آنها اجرى نخواهد داد؛ بلكه آنها را لعن مىكند (چون به قرآن عمل نمىكنند). پس در چنين عصرى، ترانهها و ساز و آواز آدميان را به طرب مىآورد؛ آنچنانكه نفسهايشان گويى در طرب مىآيد و لذّت و شيرينى قرآن خواندن از آنها گرفته مىشود. اين دسته از مردم، از ثوابهاى اخروى بىبهرهاند. در اين موقعيت، بىگناهان را زياد مىكشند، هرج و مرج بالا مىگيرد و اجتماع عرب خودسر مىشود (هر كارى كه خواستند، انجام مىدهند و در مقابل دستورهاى دين بىتفاوت مىشوند). مردها به مردها اكتفا مىكنند (از نظر جنسى) و زنها به زنها قناعت مىورزند در فجور. ساز و آواز در ميان آنها رواج مىيابد و در مجامع خودشان، از آن استفاده مىكنند و كسى آنها را نهى نمىكند؛ بلكه تشويق مىشوند، با اينكه يكى از گناهان كبيره است كه كبيره بودنش بر آنها پوشيده است. پس اى واى بر آنها! از جزا دهنده روز رستاخيز. شفاعت من به آنها نخواهد رسيد و كسى كه راضى به اعمال بد آنها باشد و آنان را از اين عمل نهى نكند نيز در روز قيامت، پشيمان شود؛ البتّه پشيمانى ديگر سودى نخواهد داشت و من بيزارم. در چنين جامعهاى، زنها براى خود تشكيل مجلس مىدهند (كنفراس تشكيل مىدهند) و جمعيتهاى زيادى به راه مىاندازند؛ به نحوى كه اين اجتماعات براى زنها، براى سرگرمى است و در مسير غير رضاى خداوند انجام مىشود. پس چون اين مردم را با اين كيفيت ديديد، از آنها فاصله بگيريد و اگر مىتوانيد آنها را نهى كنيد و از ايشان بترسيد براى خدا؛ زيرا اين جمعيت در حال جنگ با خدا و رسول او هستند و خداوند و رسولش از آنها بيزارند.»[١]
«إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَصَاحِفَ حُلِّيَتْ وَ الْمَسَاجِدَ زُيِّنَتْ وَ الْمَنَارَةَ طُوِّلَتْ وَ اتُّخِذَ الْقُرْآنُ مَزَامِيرَ وَ الْمَسَاجِدُ طُرُقاً الْمُؤْمِنُ فِى ذَلِكَ الزَّمَانِ أَعَزُّ مِنَ الْكِبْرِيتِ الْأَحْمَرِ أَمَا إِنَّ مَسَاجِدَهُمْ مُزَخْرَفَةٌ وَ أَبْدَانَهُمْ نَقِيَّةٌ وَ قُلُوبَهُمْ أَنْتَنُ مِنَ الْجِيفَةِ؛[٢]
پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «هرگاه ببينيد كه كتابهاى آسمانى آرايش داده شود و مساجد را زينت كنند و گلدسته مساجد بلند شود، قرآن با آهنگ خوانده شود [بدون تدبّر در آيات] و مساجد راه عبور مردم قرار گيرد، از مسجد براى پرستش خدا استفاده نشود، در آن زمان، مؤمن از كيمياى سرخ كميابتر خواهد بود، بدانيد كه مردمان آن زمان، مساجدشان آراسته و بدنهايشان پاك و تميز است، امّا دلهايشان از مردار گنديدهتر است.»
«أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِى عَلَيْكُمْ زَمَانٌ يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ. أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللهَ قَدْ أَعَاذَكُمْ مِنْ أَنْ يَجُورَ عَلَيْكُمْ وَ لَمْ يُعِذْكُمْ مِنْ أَنْ يَبْتَلِيَكُمْ وَ قَدْ قَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ «إِنَّ فِى ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ»»[٣] و[٤]
اميرالمؤمنين (ع) فرمودند: اى مردم! زمانى بر شما بيايد كه آنچنان اسلام واژگون گردد كه ظرف غذا با محتوايش واژگون شود. اى مردم! خداوند شما را از اينكه به شما ظلم كند، در پناه خويش داشته است؛ ولى از اينكه شما را مورد آزمون قرار ندهد، ملتزم نگشته كه فرموده است: همانا در اين امر، نشانههايى است؛ هرچند كه ما آزمايندگانيم.»
«و قال النبىّ (ص): يَأْتِى فِى آخِرِ الزَّمَانِ أُنَاسٌ مِنْ أُمَّتِى يَأْتُونَ الْمَسَاجِدَ يَقْعُدُونَ فِيهَا حَلَقاً ذِكْرُهُمُ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الدُّنْيَا لَا تُجَالِسُوهُمْ فَلَيْسَ لِلَّهِ بِهِمْ حَاجَةٌ؛[٥]
پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: «در آخرالزّمان، گروهى از امّت من، چون در مساجد حضور يابند، به دور هم بنشينند و جز از دنيا سخن نگويند و دلباخته دنيا باشند، با آنها همنشينى مكنيد كه خداى را به آنها نظرى نباشد.»
«عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص) ذَاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ اللهُمَّ لَقِّنِى إِخْوَانِى مَرَّتَيْنِ فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ مَا نَحْنُ إِخْوَانُكَ يَا رَسُولَ اللهِ ص فَقَالَ لَا إِنَّكُمْ أَصْحَابِى وَ إِخْوَانِى قَوْمٌ مِنْ آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا بِى وَ لَمْ يَرَوْنِى لَقَدْ عَرَّفَنِيهِمُ اللهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلَى دِينِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِى اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ أَوْ كَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ الْغَضَا أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الدُّجَى يُنْجِيهِمُ اللهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَةٍ؛[٦]
ابوبصير از حضرت باقر (ع) روايت كرده است كه فرمودند: «حضرت رسول (ص) روزى كه در نزد آن بزرگوار، جماعتى از اصحابش بودند، دو مرتبه گفت خداوندا! بر من، برادرانم را بنما.» بعضى از اصحابش كه در اطراف آن بزرگوار بودند، عرض كردند: آيا ما برادران تو نيستيم؟ فرمودند: «نه. شما اصحاب من هستيد. برادران من قومى هستند در