ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢٥ مه ٩٧٠ ميلادى
حدود سال ٧٠ ميلادى
«اسينها»، فرقهاى از مرتاضان يهودى با عقايد آخرالزّمانى، احتمالًا شورش يهوديان در برابر روميان، بين سالهاى ٦٦- ٧٠ م. را به ديده نبرد نهايى آخرالزّمان مىديدهاند.[١]
قرن دوم ميلادى
«مونتانيستها» اعتقاد داشتند، مسيح مجدّداً در طول حياتش خواهد آمد و در «پپوزا»، در سرزمين «فريجيا»، اورشليمى نوين تأسيس خواهد كرد. مونتانيسم،[٢] شايد اوّلين فرقه واقعى مسيحى در روز رستاخيز باشد. اين فرقه، حدوداً در سال ١٥٦ م.، توسط پيشگوى چندزبانه، مونتانوس و دو تن از پيروانش، پريسيلا و ماكسيميلا، تأسيس شد. به رغم عدم بازگشت عيسى (ع)، اين فرقه چندين قرن به حيات خود ادامه داد. ترتوليان كه زمانى گفته بود: من آن را باور دارم، تنها به اين خاطر كه غيرقابل باور است، احتمالًا معروفترين مونتانيست است.[٣]
٢٤٧ ميلادى
«روم»، هزارمين سالگرد خود را در اين سال جشن گرفت. حكومت روم در همين زمان، بر آزار و اذيت مسيحيان افزود؛ بدان حد كه بسيارى از مسيحيان معتقد بودند، آخرالزّمان فرا رسيده است.[٤]
٣٨٠ ميلادى
«دوناتيستها»، فرقهاى از مسيحيان شمال «آفريقا» به رياست تيكونيوس، چشم به راه پايان جهان در سال ٣٨٠ م. بودند.[٥]
٥٠٠ ميلادى
\* سكتوس جوليوس آفريكانوس، متكلّم رومى (حدود ١٦٠- ٢٤٠ م.)، ادّعا نمود كه آخرالزّمان ٦٠٠٠ سال پس از خلقت رخ خواهد داد. او مىپنداشت كه بين آفرينش و رستاخيز، ٥٥٣١ سال است و بدين ترتيب انتظار داشت كه بازگشت عيسى (ع)، از سال ٥٠٠ م. به تأخير نيفتد.[٦]
\* هيپوليتوس (وفات در حدود ٢٣٦) كه اعتقاد داشت مسيح ٦٠٠٠ سال پس از آفرينش بازخواهد گشت، ظهور ثانوى را در سال ٥٠٠ م. پيشگويى كرده بود.[٧]
\* ايرانوس متكلّم نيز كه متأثّر از نوشتههاى هيپوليتوس بود، سال ٥٠٠ م. را سال بازگشت ثانوى مسيح (ع) مىدانست.[٨]
٦ آوريل ٧٩٣ ميلادى
اليپاندوس، اسقف «تولدو»، مختصرى از وحشت آخرالزّمان را كه در شب عيد پاك ٧٩٣ م. روى داده بود، توصيف مىكند. طبق گفته اليپاندوس، كشيش اسپانيايى، بيتوس از «ليبانا»، آخرالزّمان را آن روز در حضور مردم پيشگويى كرده بود. مردم كه فكر مىكردند دنيا همان شب به پايان مىرسد، وحشتزده و هراسان شده و شب را تا صبح روزه گرفته بودند [؟!] چون مشاهده كردند كه دنيا به پايان نرسيده و در ضمن، احساس گرسنگى هم مىكردند، هوردونيس، يكى از روزهداران به شوخى گفته بود: بياييد بخوريم و بنوشيم كه اگر مرديم، لااقل سير بميريم.[٩]
٨٠٦ ميلادى
اسقف گرگورى از «تور» محاسبه نمود كه پايان جهان بين سالهاى ٧٩٩ تا ٨٠٦ م. رخ خواهد داد.[١٠]
٢٥ مه ٩٧٠ ميلادى
هنگامى كه عيد تبشير[١١] و جمعه نيك[١٢] در يك روز متقارن شد، محاسبهگران اهل «ايالت لورى»، آخرالزّمان را در روز جمعه بيست و پنجم سال ٩٧٠ م. پيشگويى كردند. به اعتقاد آنها در همين روز بود