ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - اشاره
سلامت جنسى در جامعه ايران
گفتوگو با دكتر سيد كاظم فروتن
اشاره
سلامت جنسى در مفهوم اسلامى آن، به معناى برخوردارى هر يك از زن و مرد از رابطه جنسى مشروع، عاطفى، بهموقع و همراه با صفا و صميميت و رعايت حقوق و احترام متقابل با همسر خود است؛ رابطهاى كه زمينهساز سلامت جسمى، آرامش روانى و رشد معنوى هر يك از زوجين، تحكيم بنياد خانواده، توليد نسل شايسته و ايجاد جامعهاى سالم است.
با توجّه به ضرورت و اهمّيت توجّه نظام اسلامى به موضوع سلامت جنسى افراد جامعه، در گفتوگو با دكتر سيد كاظم فروتن، جرّاح و متخصّص كليه و مجارى ادرار، عضو هيئت علمى و دانشيار «دانشگاه شاهد»، رئيس «كلينيك سلامت خانواده» و مشاور و درمانگر مسائل و مشكلات جنسى و زناشويى، به بررسى وجوه مختلف اين موضوع، بهويژه وضعيت سلامت جنسى خانوادههاى ايرانى پرداختهايم.
\* سلامت جنسى از نظر آموزههاى اسلامى چه تعريفى دارد و اين تعريف تا چه اندازه با تعريف «سازمان جهانى بهداشت» هماهنگ است؟
سلامت جنسى از نظر آموزههاى اسلامى به «آيه ٢١ سوره روم»[١] برمىگردد. در آنجا، داشتن آرامش، هدف خلقت زن و مرد به عنوان يك زوج مطرح مىشود؛ نه آسايش. در آيات «قرآن» اشاره نشده است كه اين آرامش در كنار پدر و مادر يا برادر و خواهر به دست مىآيد؛ بلكه از عوامل اصلى در ايجاد آرامش، ارضاى صحيح غرايز جنسى و عاطفى در زن و شوهر است. مىتوان گفت هر عاملى كه ما را به طرف اين آرامش ببرد، سلامت جنسى بهترى را تضمين مىكند و هر عاملى كه ما را از اين آرامش دور كند، بايد به عنوان يك عامل آسيبرسان بررسى شود. نبايد خود را در تعاريف به ظاهر علمى غرب محصور كنيم؛ مثلًا خودارضايى به عنوان يك مسئله روانى مطرح مىشود؛ امّا غرب آن را رفتارى طبيعى مىداند؛ در صورتى كه اين خودارضايى همان خودارضايى بيست سال قبل است كه امروزه در جوامع علمى، آن را يك رفتار طبيعى و بديهى عنوان مىكنند. مگر داروى تازهاى كشف شده است؟ يا در بحث ختنه، قبلًا در كتابهاى مرجع اورولوژى مىخوانديم كه ختنه خوب است و انجام آن توصيه مىشد؛ امّا الآن مىگويند ختنه كردن عوارض و مشكلات دارد و ختنه را نبايد انجام نداد؛ با اينكه از نظر علمى ثابت شده است كه ختنه نكردن باعث شيوع عفونتها و سرطان مىشود و تنها سرطان قابل پيشگيرى، سرطان آلت است كه با ختنه، شيوع آن تقريباً به صفر مىرسد. حال بحث ما اين است: غربى كه از معنويت تهى است و خانواده در آن غريب است و در مراجع اثرگذار به آن توجّهى نمىشود، درباره مسائل جنسى چه طور عمل مىكند؟ غرب با ناتوانى جنسى چگونه برخورد مىكند؟ اصلًا از سلامت جنسى چه استفادهاى مىخواهد بكند؟
در تعريف غرب از سلامت جنسى، بحث معنويت و رشد انسانها در نظر گرفته نمىشود، اخلاق مطرح نمىشود و همه در ارضاى غريزه جنسى آزادند و به هر شكلى، حتّى از طريق رابطه با همجنس مىتوانند نياز خود را برطرف كنند. فقط بايد توجّه داشته باشند كه به حقوق ديگران تجاوز نكنند. سؤال اين است كه اگر بخواهيم خود را بيمار كنيم و به بيمارى آلوده شويم، آيا كشورهاى غربى به ما ايراد نمىگيرند كه چرا مىخواهيد خود را به بيمارى مبتلا كنيد و حتّى ما را بيمار روانى نمىنامند؟