ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - خطّ مشى
دشمنان خارجى اين فرصت را به ما نمىدهند كه مشكلات اقتصادى خود را سر و سامان دهيم.[١]
جان بولتون در مصاحبهاى با نشريه «نشنال ريويو»[٢] اظهار داشت: كلّ هدف زندگى سياسى، آزادى فردى است و در آن زمان، در سال ١٩٦٤ م.، در دوران فعّاليت در كمپين گلدواتر، فكر مىكردم به خطر افتاده است و به نظرم هماينك نيز در مخاطره است ... من مىنويسم، سخنرانى مىكنم، در تلويزيون حضور پيدا مىكنم؛ امّا در آمريكاى معاصر تنها راهى كه مىتوان چنين مسائلى را برجسته كرد، آن است كه كانديداى رياست جمهورى شوم.[٣]
كريس متيو،[٤] از مجريان شبكهMSNBC ، درباره اظهار نظر بولتون راجع به احتمال كانديدا شدنش گفته است: اميدوارم او كانديدا شود تا يكبار ديگر مردم به ياد بياورند كه در سالهاى ٢٠٠٦ و ٢٠٠٨ م. عليه چه چيزى رأى دادند. مردم قبلًا مخالفت خود را با چنين طرز فكرهايى اعلام كردهاند؛ طرز فكرهايى كه به ما اجازه مىداد بدون اينكه كشورى به ما حمله كند، به آن حمله كنيم يا در خاورميانه، پادگانهاى دائمى بسازيم.[٥]
منتقد سرسخت حزب دمكرات
بولتون به دليل نگرش انتقادى ستيزهجويانهاش به سياستهاى دولت اوباما، شهرت زيادى يافته است؛ به عنوان مثال، وى در اواخر سال ٢٠٠٩ م. و در جمع دانشجويان «دانشگاه شيكاگو»، ضمن انتقاد از سياستهاى دولت اوباما، پيشنهاد كرد كه اسرائيل بايد حمله هستهاى به ايران را مدّ نظر قرار دهد. او همچنين اقدامات دولت اوباما در زمينه جلوگيرى از دستيابى ايران به سلاحهاى هستهاى را ضعيف خواند.
دنيل لوبان،[٦] از نويسندگان «خبرگزارى اينترپرس»، در اينباره اظهار داشت: حمله اسرائيل به ايران، چه از نوع هستهاى و چه غيرهستهاى، بدون اجازه آمريكا، بعيد به نظر مىرسد.[٧]
چندى پيش در اكتبر ٢٠٠٩ م.، در ستون نظرات آزاد «لسآنجلستايمز»، جان بولتون، اوباما را با شاه اتلرد دوم يا اتلرد بدفهم،[٨] مقايسه كرده بود. پادشاه آنگلوساكسونها در هزاره اوّل كه به نداشتن توانايى تصميمگيرى درست مشهور بود و استراتژى ناموفّق وى در پرداخت پول به وايكينگها براى جلوگيرى از حمله آنها، وى را به عنوان يك نمونه تمام عيار رهبر ناموفّق در تاريخ ثبت كرد. بولتون با ضعيف خواندن اقدامات ليبرالها، اقدامات اوباما در حوزه مسائل كليدى بينالمللى را ضعيف ارزيابى كرده و او را به دودلى و عدم توانايى در تصميمگيرى، متّهم كرده است.[٩]
حمايت بولتون از مجاهدين خلق
بولتون در ٢٥ ژانويه ٢٠١١ م.، پاسخى جالب در كنفرانس «بروكسل» در حمايت از «سازمان مجاهدين خلق» ايراد كرد. وى در آنجا از مشروعيت سازمان مجاهدان خلق و خارج كردن نام اين سازمان از ليست سازمانهاى تروريستى حمايت نمود.[١٠]
ديويد دى كول،[١١] استاد «دانشگاه جرجتاون»[١٢] در اين خصوص اظهار داشت: بر اساس رأى سال ٢٠١٠ م. دادگاه عالى، در پروژه هولدر عليه قانون بشردوستى،[١٣] يك سازمان خارجى تروريست شناخته است و ارائه هرگونه پشتيبانى، چه بهطور مستقيم و چه غيرمستقيم، اعمّ از فعّاليت براى به چالش كشيدن عنوان تروريست بودن اين گروه، جرم محسوب مىشود.[١٤]
خطّ مشى
بولتون از اوايل دهه هشتاد و از زمانى كه در دولت ريگان مشغول به فعّاليت شد، يكى از اعضاى اصلى حزب جمهورىخواه بوده است. او به عنوان يكى از اعضاى گروه وكلاى راست جديد[١٥] كه در سمتهاى مهم، در وزارت خارجه و وزارت دادگسترى ايالات متّحده فعّاليت مىكردند، بسيار زود مشهور شد. او رشد و ترقّىاش را بيشتر مديون حمايتهاى سناتور جسى هلمز[١٦] جمهورىخواه «كاروليناى شمالى» و ريچارد ويگوئرى،[١٧] يكى از تئوريسينهاى راست جديد و «كانسرواتيو دايجست»،[١٨] هفتهنامه با نفوذش است. سالها بعد و در جريانهاى سخنرانى ژانويه ٢٠١٠ م.، در مؤسّسه آمريكايى اينترپرايز، هلمز، درباره بولتون گفت: او از آن دست انسانهايى است كه دوست دارم در آرمگدون (جنگ نهايى خير و شر، در آخرالزّمان)، در كنارم باشند.
بولتون در دوره دوم رياست جمهورى ريگان، با تيم وكلاى جامعه فدرالها[١٩] و زيرنظر دادستان ادوين ميس،[٢٠] فعّاليت مىكرد. به دليل جايگاههاى سياسى بالاى اعضاى اين گروه، وزارت دادگسترى تحت نفوذ فكرى گروه راست جديد درآمد.[٢١]
در وقايع پس از انتخابات سال ٢٠٠٠ م.، بولتون با همكارى جيمز بيكر،[٢٢] رئيس قديمىاش، مسئول جلوگيرى از بازشمارى آرا در «فلوريدا» شد. طبق گزارش مجلّه «وال استريت»، پس از اينكه دادگاه عالى ايالات متّحده، دستور توقّف بازشمارى آرا را صادر كرد، بولتون با ورود به حوزههاى بازشمارى گفت: من عضو تيم بوش- چنى هستم و به اينجا آمدهام تا بازشمارى را متوقّف كنم.[٢٣]
اين اقدام، ورود او به دولت بوش بود. در همان زمان، ديك چنى درباره بولتون گفته بود: از من مىپرسند جان چه پستى را به دست خواهد آورد؟ من مىگويم هر چه را كه بخواهد.
معاون امور خارجه هر كشورى در مجامع بينالمللى مختلف، به عنوان نماينده دولت آن كشور محسوب مىشود و بولتون كه به عنوان فردى متكبّر و يكجانبهگرا مشهور بود، قصد داشت موقعيت ايالات متّحده را در مجامع بينالمللى، باز تعريف كند. روزنامه «وال استريت ژورنال»، در مقالهاى راجع به بولتون، او را فردى اهل مجادله و دعوا خوانده است. در اين مقاله آمده است كه بولتون با اشاره به كنفرانسى در زمينه سلاحهاى بيوشيميايى، اشاره كرده بود: منسوخ، منسوخ، منسوخ. من نمىخواهم به آن كنوانسيون منسوخ باز گردم.[٢٤]
از ديگر اقدامات بولتون، مىتوان به خارج كردن ايالات متّحده از پيمان موشك ضدّ بالستيك ١٩٧٢ م.، اشاره كرد. اين پيمان به عنوان پايه و اساس تلاشهاى انجام گرفته براى كاهش تقابلات هستهاى به شمار مىرفت؛ امّا بولتون آن را پيمانى زايد مىدانست كه از توسعه سيستم دفاع موشكى ايالات متّحده، جلوگيرى مىكرد و به همين دليل، آن را