ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - نگاهى به ديدگاه هاى بولتون
در اينباره گفته است: او حمايت مرا از دست داده و حس مىكنم اين عدم حمايت، در مورد بسيارى از نمايندگان ديگر نيز كه زمانى از حاميان ايالات متّحده بودند، صادق است.[١]
بولتون از جنگ «ويتنام» پشتيبانى مىكرد و نامش نيز در ليست «گارد ملّى ارتش آمريكا» در «مريلند»[٢] ثبت شده بود؛ امّا هيچگاه در ويتنام خدمت نكرد. وى در بيست و پنجمين بازپيوست كتاب خود كه «انتشارات ييل»،[٣] به چاپ رساند، نوشت: اعتراف مىكنم كه اصلًا آرزو نداشتم در آن شاليزارهاى برنج جنوب شرقى آسيا بميرم. من قبل از همه متوجّه شدم كه ما جنگ را در ويتنام باختهايم.[٤]
يكى ديگر از اقدامات بحثبرانگيز بولتون به عنوان نماينده سازمان ملل، به سال ٢٠٠٥ م. باز مىگردد. در اين سال، او همه تلاشهاى انجام شده براى تكميل بيانيه مشترك سازمان ملل در شصتمين سالگرد اين سازمان را بىثمر كرد. برايان اوركهارت، در اينباره گفته است: نمايندگان سازمان ملل، در شش ماه گذشته بخش اعظمى از وقت خود را به تنظيم اين بيانيه اختصاص داده بودند كه تركيبى از اهداف جهانى و اصلاحات لازم در سازمان ملل را در بر داشت. اصلاحيه ٧٠٠ بندى بولتون كه به عقيده وى با هدف نشان دادن اهمّيت اين موضوع براى ايالات متّحده ارائه شده بود، سردرگمى زيادى براى نمايندگان ايجاد كرد و اختلاف نظرهاى قديمى را دوباره زنده كرد. يكى از موارد جالب در اين اصلاحيه اين بود كه بولتون اصرار داشت هيچگونه اشارهاى به اهداف توسعه هزاره[٥] كه با هدف ريشهكنى فقر جهانى تنظيم شده بود و ايالات متّحده در سال ٢٠٠٠ م. از آن حمايت مىكرد، نشود. در اين مورد، كاندوليزا رايس، در آخرين دقايق بولتون را كنار گذاشت. او همچنين اصرار داشت كه مطلبى از «ديوان بينالمللى كيفرى»،[٦] پيمان منع استفاده از سلاحهاى هستهاى و گرم شدن كره زمين گفته نشود.[٧]
جرج بوش در زمان پذيرفتن استعفاى جان بولتون، عدّهاى از نمايندگان را مسئول اين اتّفاق دانست.[٨]
او در كتاب خاطراتش درباره دوران نمايندگىاش در سازمان ملل، با نام «گزينهاى به نام تسليم وجود ندارد؛ دفاع از آمريكا در جهان و سازمان ملل»،[٩] ادّعا كرده است كه استعفايش به علّت خطّ مشى يا عملكردش نبوده و در اينباره نوشته است: اگر فرد خوبى بودم، بايستى تمامى افرادى را كه از من شكست سياسى خوردهاند و تعدادشان هم كم نيست، دعوت مىكردم تا بىاحترامىام را جبران كرده باشم.[١٠]
نگاهى به ديدگاههاى بولتون
بولتون در «دانشگاه حقوق ييل» و در دوران زندگى كارىاش، به فردى هوشيار، غيرمنعطف و جدّى مشهور بوده است كه براى دسترسى به اهداف سياسىاش كه بيشتر مربوط به آزادسازى قدرت نظامى ايالات متّحده از قيد و بندهاى درون رابطهاى مىشود، از تمام توانش استفاده مىكند. او در اتاقش يك نارنجك ساختگى دارد كه بر روى آن نوشته شده است: تقديم به جان بولتون، بزرگترين طرفدار ريگان در دنيا.[١١]
در سال ١٩٩٧ م. در يكى از نشريات مؤسّسه آمريكايى اينترپرايز، با عنوان آمريكا التزامى به پرداخت حقّ عضويت به سازمان ملل ندارد،[١٢] بىاعتنايى بولتون به معاهدات بينالمللى از زبان خودش به تفصيل، شرح داده شده است. او نوشته است: معاهدات تنها قوانينى براى اهداف داخلى ايالات متّحده هستند و در موارد بينالمللى، اين معاهدات چيزى جز التزاماتى ساده نيستند.[١٣]
بهرغم فعّاليت بولتون در سازمان ملل، به عنوان نماينده ايالات متّحده، او بارها حقّانيت و رسميت اين سازمان را زير سؤال برده است. او در