ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و نود و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
موقعيت كنونى جهان معاصر از دو منظر
٤ ص
(٤)
1 عصر پس از غرب و موقعيت مستضعفان
٥ ص
(٥)
همه مهياى جنگ مى شوند
٦ ص
(٦)
وحشت از آينده
٧ ص
(٧)
خيزش مستضعفان
٨ ص
(٨)
اخبار
١٠ ص
(٩)
ترامپ روانپزشك نياز دارد
١١ ص
(١٠)
كشورهاى اروپا و آسيا حلقه به گوش واشينگتن هستند
١١ ص
(١١)
روند فروش تسليحات به عربستان ادامه دارد
١١ ص
(١٢)
مثلّث اسرائيل، عربستان و مصر
١١ ص
(١٣)
91 مورد حمله به مساجد در آلمان در 2016 م
١١ ص
(١٤)
رونمايى از محصول جديد مشترك آمريكا و عربستان در يمن
١١ ص
(١٥)
اوانجليست ها و ترامپ
١١ ص
(١٦)
گلستانه
١٢ ص
(١٧)
به مناسبت ولادت امام على (ع)
١٣ ص
(١٨)
اميرالمؤمنين (ع)
١٣ ص
(١٩)
بى نور على
١٣ ص
(٢٠)
به انگيزه ميلاد فرخنده حضرت جوادالائمه (ع)
١٣ ص
(٢١)
سمت باب الجواد
١٣ ص
(٢٢)
مقام عصمت امام
١٤ ص
(٢٣)
قرآن هاى طاهر و پاك
١٥ ص
(٢٤)
خداوند ما را از ناپاكى دور نمود
١٥ ص
(٢٥)
امام، حتماً معصوم است
١٦ ص
(٢٦)
عصمت ائمّه (ع) از زبان اميرالمؤمنين (ع)
١٦ ص
(٢٧)
خصائص امام المتّقين (ع) در احاديث نبوى كتب اهل سنت
١٧ ص
(٢٨)
1 نخستين مسلمان
١٨ ص
(٢٩)
2 برادر رسول خدا (ص) بى آنكه برادر ديگرى باشد
١٨ ص
(٣٠)
3 محبوب ترين مردم نزد خداوند
١٨ ص
(٣١)
4 جز بابِ على (ع)
١٨ ص
(٣٢)
5 مدافع حوض
١٨ ص
(٣٣)
7 على (ع) مبلّغ رسول خدا (ص) با فرمانى از آسمان
١٩ ص
(٣٤)
8 حمله برنده اى كه فرار نمى كند
١٩ ص
(٣٥)
تغيير قبله ممنوع!
٢٠ ص
(٣٦)
يك نكته از هزاران
٢٠ ص
(٣٧)
ولايت و امامتِ حضرت على (ع) در قرآن
٢١ ص
(٣٨)
مقدّمه
٢١ ص
(٣٩)
ولايت، ركن ركين اسلام
٢٢ ص
(٤٠)
1 آيه تبليغ
٢٢ ص
(٤١)
2 آيه ولايت
٢٣ ص
(٤٢)
3 آيه اولى الأمر (اطاعت)
٢٣ ص
(٤٣)
4 آيه صادقين
٢٤ ص
(٤٤)
وضعيت سياسى جهان در عصر ظهور
٢٥ ص
(٤٥)
فتنه در جهان
٢٦ ص
(٤٦)
فتنه غرب
٢٦ ص
(٤٧)
تلاش براى سلطه جهانى
٢٧ ص
(٤٨)
بحران هويت در جوامع غربى
٢٧ ص
(٤٩)
جايگاه دين و معنويت در غرب
٢٨ ص
(٥٠)
ويژگى هاى سياسى جامعه جهانى در عصر ظهور
٢٩ ص
(٥١)
روميان
٢٩ ص
(٥٢)
وضعيت روميان در دوران ظهور
٢٩ ص
(٥٣)
تركان
٣٠ ص
(٥٤)
يهوديان
٣١ ص
(٥٥)
يهود و آشوب طلبى
٣١ ص
(٥٦)
اعراب
٣١ ص
(٥٧)
اختلاف ميان اعراب
٣١ ص
(٥٨)
خسارت هاى وارده از جنگ
٣٣ ص
(٥٩)
ايرانيان، زمينه سازان ظهور
٣٣ ص
(٦٠)
انقلاب اسلامى ايران
٣٣ ص
(٦١)
مشروعيت قيام هاى قبل از ظهور
٣٣ ص
(٦٢)
كنكاشى پيام واره در احاديث مهدوى
٣٥ ص
(٦٣)
امّا نكته ها و پيام ها
٣٥ ص
(٦٤)
پرسش و پاسخ آثار بحث از مهدويت
٣٧ ص
(٦٥)
چه آثار و فوايدى بر بحث از مهدويت در اين زمان، مترتّب است؟
٣٧ ص
(٦٦)
فلسفه حكومت عدل جهانى
٣٨ ص
(٦٧)
بيان اوّل
٣٨ ص
(٦٨)
بيان دوم
٣٨ ص
(٦٩)
بيان سوم
٣٨ ص
(٧٠)
آيا عدالت خواهى فطرى است؟
٣٨ ص
(٧١)
نقش يهوديان در فضاى آكادميك جهان
٣٩ ص
(٧٢)
ليبراليسم و تأثير اجتماعى فضاهاى آكادميك در آمريكا
٣٩ ص
(٧٣)
آكادمى هاى دمكرات
٤٠ ص
(٧٤)
آمار اساتيد ليبرال
٤٠ ص
(٧٥)
يهوديان و ليبراليزه كردن فضاى آكادميك آمريكا
٤٠ ص
(٧٦)
حركت هاى موفّق يهود
٤١ ص
(٧٧)
ليبرال سازى دانشگاه هاى آمريكا پيش به سوى ليبراليزه كردن جهان
٤١ ص
(٧٨)
ژنرال هاى جنگ نرم (4)
٤٣ ص
(٧٩)
حمايت بولتون از مجاهدين خلق
٤٤ ص
(٨٠)
خطّ مشى
٤٤ ص
(٨١)
گاو وحشى در چينى فروشى
٤٥ ص
(٨٢)
نگاهى به ديدگاه هاى بولتون
٤٦ ص
(٨٣)
منازعات و انتقادات
٤٧ ص
(٨٤)
نيروگاه بوشهر
٤٩ ص
(٨٥)
بذرهاى فريب
٥١ ص
(٨٦)
هوش و درك موش ها
٥١ ص
(٨٧)
هوش و درك گاوها و خوك ها
٥١ ص
(٨٨)
هوش و درك غازها
٥٢ ص
(٨٩)
هوش و درك سنجاب، گوزن شمالى، گوزن، راكون و موش
٥٣ ص
(٩٠)
موش هاى تغييريافته
٥٣ ص
(٩١)
معامله اى عجيب و غريب
٥٣ ص
(٩٢)
مرغ هايى كه ناديده گرفته شدند
٥٤ ص
(٩٣)
هوش و درك گاوها
٥٤ ص
(٩٤)
تاريخچه كنترل جمعيت
٥٥ ص
(٩٥)
قدمت بيش از 4000 ساله مديريت جمعيت
٥٥ ص
(٩٦)
ديدگاه هاى جمعيتى افلاطون و ارسطو
٥٥ ص
(٩٧)
مديريت جمعيت پس از جنگ جهانى اوّل
٥٦ ص
(٩٨)
پايان جنگ دوم جهانى، نقطه عطف تحوّلات جمعيتى
٥٦ ص
(٩٩)
آغاز مهار گسترده جمعيت
٥٦ ص
(١٠٠)
ژاپن، پيش قدم در كنترل جمعيت
٥٦ ص
(١٠١)
انقلاب صنعتى و نظريه مالتوس
٥٧ ص
(١٠٢)
آغاز نگرانى هاى جهانى براى كاهش جمعيت
٥٧ ص
(١٠٣)
تهديدات عليهِ امنيت زيست محيطى (بخش 1)
٥٨ ص
(١٠٤)
امنيت ملّى
٥٨ ص
(١٠٥)
محيط زيست
٥٩ ص
(١٠٦)
امنيت زيست محيطى
٦٠ ص
(١٠٧)
پرونده خانواده
٦١ ص
(١٠٨)
طلاق، علت ها، آثار و پيامدهاى آن
٦٢ ص
(١٠٩)
عوامل به وجود آورنده طلاق
٦٣ ص
(١١٠)
علل و عوامل جزيى طلاق
٦٣ ص
(١١١)
مرور آمارهايى در زمينه طلاق
٦٤ ص
(١١٢)
پيشنهادها و راهكارهاى مؤثّر در كاهش طلاق
٦٤ ص
(١١٣)
سلامت جنسى در جامعه ايران
٦٥ ص
(١١٤)
اشاره
٦٥ ص
(١١٥)
چرا امام حسين (ع)؟
٧١ ص
(١١٦)
بخشش خداوند تعالى
٧٣ ص
(١١٧)
طبايع چهارگانه و اهمّيت طبع شناسى
٧٤ ص
(١١٨)
ويژگى هاى طبع بلغم
٧٤ ص
(١١٩)
اخلاط موادّ سازنده بدن انسان و حيوان
٧٤ ص
(١٢٠)
بلغم
٧٤ ص
(١٢١)
مشخّصات افراد بلغمى
٧٥ ص
(١٢٢)
علائم گوارشى
٧٥ ص
(١٢٣)
نكته
٧٥ ص
(١٢٤)
ضرورت دانستن گرمى ها و سردى ها
٧٥ ص
(١٢٥)
تعريف غذاهاى سرد و تر و نقش آنها در بروز اخلاط
٧٥ ص
(١٢٦)
غذاهاى سرد و تر يا غذاهاى بلغم زا
٧٦ ص
(١٢٧)
دانه ها و بذرهاى سرد و تر
٧٦ ص
(١٢٨)
لبنيات سرد و تر
٧٦ ص
(١٢٩)
گوشت هاى سرد و تر
٧٦ ص
(١٣٠)
قوانين ارزيابى مزاج ها
٧٦ ص
(١٣١)
درجات گرمى و سردى
٧٦ ص
(١٣٢)
نسبت اخلاط مورد نياز و نقش آن در ساختار بدن انسان
٧٦ ص
(١٣٣)
تيپ ها و مزاج هاى گوناگون انسانى
٧٦ ص
(١٣٤)
چگونگى حفظ و ايجاد سلامت
٧٧ ص
(١٣٥)
اصول حاكم بر درمان
٧٧ ص
(١٣٦)
خوشا به حال حاضرها
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - علل و عوامل جزيى طلاق

كشمكش‌هاى خانوادگى و عاطفى هستند. آمارها مؤيد اين نكته است كه بيشتر جرم و بزهكارى‌هاى كودكان و نوجوانان، ريشه در مسائل و مشكلات خانوادگى، طلاق و از هم‌پاشيدگى كانون گرم خانواده دارد. اين اطفال خيلى بيشتر از همسالان خود، مورد سوءاستفاده جنسى قرار مى‌گيرند و بى‌بند و بارى و اعتياد نيز در ميان آنان شيوع بيشترى دارد. تحقيقات انجام شده درباره علل بزهكارى كودكان نشان مى‌دهد كه كودكان طلاق، از امنيت روانى و عاطفى برخوردار نبوده و تنها وجود مادر در محيط خانواده، منجر به ناسازگارى، انحراف و فرار كودك از محيط خانواده مى‌شود.

پژوهشى كه تجربه زندگى زنان بعد از طلاق را بررسى كرده است، نشان مى‌دهد كه زنان در گذر از مراحل طلاق، سه دوره را پشت سر مى‌گذارند:

١. تصميم‌گيرى: در ابتدا (پيش از طلاق)، زنان براى حفظ زندگى‌شان مى‌كوشند و معمولًا تن دادن به طلاق، بعد از ناكام‌ماندن تلاش‌هايشان براى بقاى زندگى مشترك مى‌باشد. در اين مرحله، افراد به بررسى تبعات منفى و گاهى مثبت از آينده خود و نيز ميزان حمايتى كه از جانب خانواده پدرى ممكن است دريافت كنند، مى‌پردازند؛

٢. در مرحله دوم (حين طلاق)، بايد تصميماتى درباره تقسيم دارايى و نحوه مراقبت و حضانت فرزندان بگيرند؛

٣. زنان در دوره سوم (بعد از طلاق)، احساساتى متفاوت را تجربه مى‌كنند. ابتدا احساس گم‌گشتگى و درهم‌ريختگى دارند؛ چرا كه ماهيت طلاق، نوعى سوگوارى را جهت سازگارى با خود مى‌طلبد. پس از اين، خود را خطاب قرار داده و به ارزيابى سهم مثبت و منفى خود در وضعيت فعلى مى‌پردازد. ارزيابى خود، احساسات جديدى را به همراه دارد. احساس رضايت، از جمله احساساتى است كه افراد كمى بعد از طلاق، به آن دست‌يافته‌اند. منشاء چنين احساسى، معمولًا بهبود وضعيت سلامتى به لحاظ روحى و روانى ناشى از تداوم نداشتن روابط ناسالم در گذشته است. احساس تقصير نيز از جمله احساساتى است كه زنان متقاضى طلاق، تجربه مى‌كنند كه منشاء آن، مضرّات طلاق براى بچّه‌ها و رهاكردن تعاريف پذيرفته شده فرهنگى به عنوان مادر و همسر خوب بودن است يا اينكه به احساس وظيفه‌شناسى و مسئوليت‌پذيرى آنها برمى‌گردد. بر مبناى اين پژوهش، تعدادى از زنان خود را قربانى تلقّى كرده و از موقعيت فرودستشان در جامعه مردسالارى، به شدّت انتقاد و ابراز ناخشنودى كرده‌اند. احساس قربانى بودگى به خصوص براى كسانى كه متقاضى طلاق نبوده‌اند، شديدتر بوده است. احساس پشيمانى نيز محصول وضعيتى است كه افراد قادر به حلّ بحران، طى مراحل مختلف نبوده‌اند و وضعيت قبلى‌شان را ترجيح داده‌اند. البتّه در چنين وضعيتى، خانواده‌ها و حمايت‌هاى آنها، بيشتر مؤثّر است.

احساس تنفّر معمولًا از زمانى در زنان مطلّقه بروز مى‌كند كه افراد سهم خود را در روند فعلى و ناتوانى در كنار آمدن با آن، زياد بدانند.

در نهايت و در مرحله پايانى طلاق، عدّه معدودى از زنان، رشد و تعالى شخصى را آزموده‌اند. اين زنان خود را بازسازى كرده، با گذشته كنار آمده و با وضعيت فعلى سازگار شده‌اند. از عوامل مهم در تسهيل چنين امرى، متغيرهايى چون حمايت‌هاى مالى و معنوى خانواده، استقلال مالى، نداشتن فرزند و متقاضى بودن در امر طلاق بوده است.

عوامل به وجود آورنده طلاق‌

عواملى كه باعث افزايش طلاق نسبت به گذشته شده است، عبارتند از:

الف: دلايل كلّى و ريشه‌هاى طلاق‌

١. گمنامى و ناشناس بودن افراد در محيطهاى شهرى بزرگ: روابط در شهرهاى بزرگ به دليل جمعيت زياد و فعّاليت متعدّد، با محيطهاى كوچك متفاوت است؛ از جمله اينكه افراد، بسيار كمتر از محيطهاى كوچك يكديگر را مى‌شناسند؛ به عبارت ديگر، نوعى گمنامى در محيطهاى شهرى وجود دارد. اين ناپيدايى و گمنامى تا حدّ زيادى، امكان كنترل رفتار ديگران را غيرممكن مى‌سازد. از اين‌رو، تحقيقات در ازدواج براى شناخت طرف مقابل، چندان نتيجه‌بخش نيست.

٢. تضعيف ارزش‌ها در جامعه جديد: از طرف ديگر در محيطهاى شهرى، فردگرايى و مادّى‌گرايى، بر باورهاى مذهبى و رفتارهاى سنّتى غلبه كرده است. در اين حالت، ارزش‌ها طورى تضعيف مى‌شوند كه افراد به جز به نفع فردى خود، به چيز ديگرى نمى‌انديشند. اين كم‌رنگ شدن ارزش‌هاى اخلاقى در جامعه، بى‌هنجارى را در پى دارد. به عبارت ديگر، وقتى در پايبندى به اخلاق‌هاى خوب، اختلال ايجاد شود، افراد راحت‌تر دست به رفتارهاى نادرست مى‌زنند. در اين حالت، جامعه به تدريج، كنترل اجتماعى خود را از دست مى‌دهد. در چنين جامعه‌اى، وجدان جمعى كه يكى از مهم‌ترين ضمانت‌هاى تحقّق ارزش‌هاى جامعه است نيز با بحران مواجه مى‌شود؛ زيرا هرچه وجدان جمعى قوى باشد، خشم عمومى در برابر هنجارشكنى، قوى‌تر است و با ضعيف شدن آن ارزش‌هاى منفى، ارزش‌هاى منفى مربوط به طلاق، كاهش مى‌يابد و جامعه مطلّقه‌ها را به عنوان مطرودين اجتماعى، تلقّى نمى‌كند و بدين ترتيب، بر ميزان طلاق افزوده مى‌شود.

علل و عوامل جزيى طلاق‌

بر اساس يافته‌هاى يك تحقيق ملّى، مهم‌ترين علّت‌هاى طلاق، عبارتند از: اعتياد به موادّ مخدّر، دخالت اطرافيان، ضرب و شتم، تنفّر و بى‌علاقگى، سوءظن، درآمد ناكافى، اختلالات و خشونت روانى، ازدواج‌هاى تحميلى، مشكلات جنسى، عدم وجود مهارت ارتباطى بين زوجين، بيكارى همسر، اختلافات فرهنگى، ازدواج مجدّد زوج، روابط نامشروع همسر و تفاوت سنّى. براساس آمارهاى موجود، ٥٠% طلاق‌هاى موجود، به علّت مسائل جنسى است. به عبارت ديگر در حال حاضر، از هر ٤ طلاق، ٢ مورد آن به دليل مشكلات جنسى اتّفاق مى‌افتد.