ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ديدگاه هاى جمعيتى افلاطون و ارسطو
تاريخچه كنترل جمعيت
قدمت بيش از ٤٠٠٠ ساله مديريت جمعيت
بحث كنترل مواليد و تناسب فرزندان با شرايط زندگى، سابقهاى طولانى در تاريخ بشر دارد. يافتههاى تاريخى موجود، سابقه كنترل مواليد را به ٤٠٠٠ هزار سال پيش در «مصر»، مىرساند.
همواره بحث از جمعيت، ازدياد يا كاهش و كنترل آن و نيز تنظيم خانواده، در طول تاريخ در عرصههاى علمى و مباحث نظرى و عملى، از جمله مباحث جذّاب و جدالى بوده است. حدّاقل قدمت اين بحث را مىتوان به زمان افلاطون برگرداند؛ آنجا كه وى در كتاب مشهور «جمهور» خود، اين بحث را اينگونه مطرح كرده است كه وقتى يك گروه نخبه حاكم بخواهد جامعه را هدايت كند، بايد به مقوله جمعيت توجّه نمايد: ... كه هدف آنها حفظ ميانگين جمعيت باشد ... همواره موارد بسيار ديگرى نيز وجود دارد كه بايد مدّ نظر قرار گيرد؛ مواردى نظير آثار جنگها و بيمارىها و موارد مشابه كه دولت مىتواند با كمك آنها تا حدّ امكان از بزرگ شدن يا كوچك شدن بيش از اندازه جمعيت جلوگيرى كند.[١]
همچنين براى حكومتها، حاكمان و سياستمداران، موضوع جمعيت همواره به عنوان موضوعى راهبردى و استراتژيك مطرح بوده است.
بيان نظريههاى بنيانگذاشته شده بر سياست جمعيتى از سوى دانشمندان و اجراى آن به دست زمامداران در دورهها و زمانهاى گوناگون تاريخى، بيانگر وجود چنين تفكّر و سياستى از گذشتههاى بسيار دور بوده است.
ديدگاههاى جمعيتى افلاطون و ارسطو
افلاطون (٤٢٧- ٣٤٧ ق. م) و ارسطو (٣٨٤- ٣٢٢ ق. م) عقيده داشتند كه شمار مردم، نه آنقدر اندك باشد كه استقلال سياسى و اقتصادى جامعه را به خطر اندازد و نه آن اندازه زياد كه اصول حكومت دمكراتيك