ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - اختلاف ميان اعراب
«انگليس» نقش مهمّى داشت.
انگليس پس از شكست در شيوههاى استعمارى كهن، به استعمار نامرئى روى آورد تا با انتخاب مهرههاى مناسب از سرزمينهاى مستعمره، بدون هزينه و زحمت به اهداف استعمارى خود نائل آيد. از اينرو، براى اجراى مقاصد خويش با متلاشى نمودن نظام سياسى ايران و تركيه، آتاتورك را در تركيه و رضاخان را در ايران براى استقرار نظام نوين به ظاهر مترقّى در نظر گرفت تا آن دو در رأس برنامههاى خود اسلام را كه همواره مانع اغراض استعمارى غربيان بود، از سر راهشان بردارند. همانگونه كه معروف است پيش از آن، گلادستون- وزير امور خارجه انگليس- در مجلس عوام گفته بود: تا قرآن در ميان مسلمانان وجود دارد، ما نمىتوانيم به اهداف استعمارى خود درمناطق اسلامى برسيم و بايد بساط قرآن را از جوامع اسلامى برچينيم.[١]
اسلامستيزى جزو سياستهاى لاينفكّ استعمار انگليس است كه همواره آن را توسط عوامل دستنشانده خود در سرزمينهاى اسلامى اجرا كرده است. كشور تركيه نيز با كمك عوامل داخلى- يعنى تركان جوان- در جهت حذف اسلام گام برداشت.
انگليس اين سياست را در جنگ جهانى اوّل و پس از فروپاشى عثمانى با سوءاستفاده از نقاط ضعف آن امپراطورى به دست مزدور خود، آتاتورك پياده كرد. حذف اسلام در تركيه با برنامههاى دينستيزانه نهضت تركان جوان و آتاتورك تحقّق يافت.[٢]
يهوديان
بسيارى از آيات قرآن بر قوم يهود دلالت دارد. اوّلين نتيجهاى كه از آيات گرفته مىشود، اين است كه تاريخ يهوديان بعد از حضرت موسى (ع) به اين صورت خلاصه مىشود كه آنها در جامعه، فساد مىنمايند تا وقتى كه هنگام مجازات و عذابشان فرا رسد و خداوند افرادى را از سوى خود، برمىانگيزد تا بر آنان چيره شوند. سپس خداوند- بنا بر مصلحتهايى- يهوديان را بر آنان پيروز مىگرداند و اموال و اولاد به آنها عطا نموده و طرفدارانشان را در جهان بيشتر مىگرداند؛ امّا يهود از اين اموال و ياران بهرهبردارى صحيح نمىنمايد؛ بلكه سوءاستفاده نموده و دوباره بر روى زمين، فساد به بار مىآورند. البتّه اينبار علاوه بر فساد، گرفتار خوى تكبّر و برترىطلبى شده و خود را برتر از ساير مردم مىپندارند و زمانى كه وقت كيفرشان فرا رسد، خداوند بار ديگر آن قوم را بر آنان چيره ساخته وگوشمالى سختترى به آنان مىدهد؛ يعنى اوّلين كيفر يهوديان در برابر فسادشان در صدر اسلام، به دست مسلمانان انجام پذيرفته و آنگاه كه مسلمانان از اسلام فاصله گرفتند، خداوند يهوديان را بر آنان چيره ساخت و در اين مرحله براى دومين بار، يهوديان در زمين ايجاد فساد و طغيان نمودند و هر گاه مسلمانان دوباره به اسلام روى آوردند، زمان كيفر دوم فرا مىرسد. كيفرى كه به دست مسلمانان انجام خواهد شد.
يهود و آشوبطلبى
تاريخ گذشته و حال يهوديان نشان مىدهد كه آنها همواره در پى آتشافروزى و عامل بسيارى از آشوبها و جنگها بودهاند؛ امّا خداوند متعال وعده خود را نسبت به مسلمانان و بشريت تحقّق بخشيده و مكر و حيله يهود را باطل و نقشههايشان را خنثى كرده و آتش جنگ آنان را فرونشانده است. بزرگترين آتش جنگ و آشوبى كه آنان عليه مسلمانان برافروختهاند، همين مسئله اشغال «فلسطين» است كه به طور مستقيم در آن وارد شدهاند؛ علاوه آنكه در اكثر كشورهاى جهان، به طور غير مستقيم آتشافروزى مىكنند.
البتّه منظور ما از افراد فرصتطلب قوم يهود، صهيونيسم بينالملل مىباشد؛ زيرا بسيارى از يهوديان، افكار و اعمال نژادپرستانه صهيونيسم را قبول ندارند.
مسئله يهود در دنياى امروز، خصوصاً به شكلى كه در آمريكا و اسرائيل جلوهگر شده، مسئله تازهاى نيست و سوابق ديرينهاى دارد. شكّى نيست كه اين مسئله در دوران ما ابعاد بسيار وسيعى يافته و به اشكال بىسابقه و متنوّعى ظاهر شده است؛ امّا ريشهها و عمل، بروز آن در تصويرى كه قرآن كريم از قوم يهود ارائه مىدهد، قابل جستوجو است. بسيارى از خصايص و ويژگىهايى كه قرآن كريم به قوم يهود نسبت مىدهد، در جهان امروز به صورت مكاتب گوناگون فكرى، فلسفى، سياسى و اقتصادى درآمده و در قالب نظامهاى حكومتى و نهادها و سازمانهاى ملّى و بينالمللى استقرار يافته است. شرايع الهى و تعاليم انبياء (ع) در دوران كنونى، يا مسخ و تحريف شده يا به كلّى نفى و تكذيب گرديده است و دنياپرستى و مادّىگرايى، در اشكال مختلف ساينتيسم، كاپيتالسم، سوسياليسم، اومانيسم، ليبراليسم و هزاران ايسم ديگر، جايگزين آن شده است.[٣]
اعراب
روايتهاى بسيارى درباره اعراب و اوضاع و احوال آنها و حكومتهايشان در زمان ظهور حضرت مهدى (عج) آمده است؛ از آن جمله، روايتهاى جنبش مصريان است كه بيان مىدارد برخى از ياران امام مهدى (عج) از «مصر» مىباشند.[٤] در كتاب «ارشاد» مفيد و «غيبت» طبرسى از حسن بن جهم روايت كردهاند كه:
مردى از امام موسىبن جعفر (ع) پرسيد: فرج آل محمّد كى فرا مىرسد؟ حضرت فرمودند: «مىخواهى مفصّل بيان كنم يا مجمل؟»
عرض كرد: به طور اجمال بفرماييد. امام فرمودند:
«هنگامى كه پرچمهاى شهر قيس در مصر و پرچمهاى كنده در خراسان به حركت درآمد، موقع فرج است.»[٥]
روايتهاى ديگرى نيز مصر را به عنوان پايگاه انديشه و تبليغات جهان اسلام بيان كرده و از آن، به عنوان پايگاه سخنرانى امام (منبر امام) ياد نموده است. در اين ميان، به فرمانروايان ظالم آنها اشاره كرده است كه مردم را زير سلطه جبّارانه خويش قرار مىدهند.
اختلاف ميان اعراب
روايتهاى ديگرى نيز بر اختلاف ميان اعراب در زمان ظهور اشاره دارد كه منجر به نبرد ميان بعضى از آنها مىشود. از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمودند:
«حضرت قائم (ع) قيام نمىكند، مگر در حالىكه ترسى شديد و فتنه و بلايى بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مىشوند. آنگاه