ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ٣ آيه اولى الأمر (اطاعت)
به حال تو اى على! در اين هنگام آيهاى بر من نازل شد كه من و تو در آن به طور مساوى ذكر شدهايم. امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم.»[١]
امام صادق (ع) درباره كامل شدن دين در روز غدير فرمودند:
«يعنى [دين را] با منصوب كردن حافظ دين [كامل كردم.]»[٢]
پس از اين آه بود كه حضرت رسول (ص) مردم را جمع و خطبه تاريخى غدير را قرائت كردند و با بالا بردن دست خيبرگشاى حضرت على (ع) فرمودند:
«هركس كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. خداوندا! دوست دوستدار او باش و دشمن دشمنش و يارىكننده يارىرسانش باش و خواركننده خواركنندگانش.»[٣]
٢. آيه ولايت
اين آيه از قرآن كريم را نمىتوان به هيچ شخص ديگرى، جز اميرالمؤمنين على (ع) نسبت داد:
«إِنَّماوَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ؛[٤]
اين است و جز اين نيست كه ولى شما، خداوند و رسولش و كسى است كه ايمان آورده. آن كسى كه نماز را به پا مىدارد و در حالىكه در ركعت است، زكات مى دهد.»
انس بن مالك نقل مىكند:
مصطفى (ص) بعد از نماز ظهر، از مسجد خارج شد و به منزل خويش رفت. على (ع) در نماز ايستاده بود. سائلى وارد مسجد شد و چنان از بيچارگى خود ناليد كه قلب على (ع) به درد آمد. آن حضرت در حال ركوع، با دست راست خود به سائل اشاره كرد تا انگشترى را از انگشت او خارج كند و آن سائل انگشترى را گرفت و رفت. على (ع) در پايان نماز عازم منزل خود شد.
مصطفى (ص) كسى را فرستاد و على (ع) را احضار كرد و چون حاضر شد، فرمود: «يا على! چه كار زيبايى بين خود و خدايت انجام دادى؟»
على (ع) داستان فقير و اهداى انگشتر را بيان كرد.
نبى اكرم (ص) فرمودند: «يا اباالحسن! برتو گوارا باشد! خداى عزّوجلّ در شأن تو آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» را نازل فرمود.»[٥]
همين روايت از ابوذر، مقداد، جابر بن عبدالله انصارى و ابنعبّاس نيز نقل شده است.[٦]
اين آيه كه به آيه ولايت مشهور است، يكى از دلايل اثبات حقّانيت اميرالمؤمنين (ع) در دارا بودن ولايت بر مؤمنان است. آرى. مولاى ما مردى است كه در ملاقات با خداى يگانه خويش، گداى بىچيز را از ياد نمىبرد.
|
برو اى گداى مسكين در خانه على زن |
كه نگين پادشاهى دهد از كرم گدا را[٧] |