ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ليبراليسم و تأثير اجتماعى فضاهاى آكادميك در آمريكا
نقش يهوديان در فضاى آكادميك جهان
اكثريت استادان دانشگاهى و شخصيتهاى آكادميك دانشگاههاى «آمريكا»، از نظر مشى سياسى و اجتماعى، افرادى ليبرال بوده و پيرو افكار و انديشههاى ليبراليستى هستند. جايگاه شخصيتهاى آكادميك از نظر تأثيرگذارى اجتماعى در «آمريكا» بسيار مهم است.
جامعه اساتيد دانشگاهى آمريكا نزديك به يك ميليون و چهارصد هزار نفر را شامل مىشود كه نقش اجتماعى و سياسى بسيار قابل توجّهى داشته و سرمنشاء توليد دانش و تكنولوژى، تدريس و تربيت ميليونها دانشجو و پژوهشگر محسوب مىشوند. افزون بر آن، اين طبقه در مشورتدهى به اركان دولت، صنايع، سازمانهاى غيردولتى و شكلدهى اجتماعى به فضاى مدنى كشور فوقالعادّه كارسازند. هرچند در اكثر مواقع، سياست به طور مستقيم با آنچه كه اعضاى هيئتهاى علمى دانشگاههاى آمريكايى انجام مىدهند، مرتبط نيست، امّا مراكز تحصيلات عالى به عنوان مهد توليد و اشاعه علم مىتوانند از ديدگاههاى سياسى ايشان شديداً متأثّر شده و اين تأثير را به عموم جامعه انتقال دهند.
ليبراليسم و تأثير اجتماعى فضاهاى آكادميك در آمريكا
ليبراليسم، در معناى وسيع آن عبارت است از: اعتقاد به اينكه انسان آزاد زاده شده و داراى اختيار و اراده براى زندگى خود بوده و در نتيجه مجاز است تا حدّى كه براى او امكانپذير است، از زندگى آزاد و بدون قيد و بندى برخوردار باشد. در فلسفه ليبراليسم، بيشتر از شكل منفى آزادى سخن گفته مىشود كه در ليبراليسم اقتصادى مبتنى بر سودگرايى، نمود بيشترى مىيابد كه به بىاخلاقى انجاميده و ارزشهاى اخلاقى را نفى مىكند. باورهاى اساسى ليبراليسم سياسى، عبارت از آزادى فكر، بيان و عمل است تا آنجا كه آزادى ديگران را محدود نكند. ركن اصلى ليبراليسم اقتصادى نيز آزادى فردى در فعّاليتهاى اقتصادى، معاملات شخصى، حقوقى و بيرون بودن از كنترل و نظارت دولت را مىطلبد. واضح است كه ليبراليسم با اصول اخلاقى و احكام دينى سازگارى نداشته و با ارزشهاى اخلاقى و قوانين دينى كه محدوديتها و شرايطى را براى رفتارهاى انسانى لازم مىداند، در تعارض خواهد بود.
به عبارت ديگر، ليبراليسم اقتصادى و سياسى به ليبراليسم اخلاقى مىانجامد و ليبراليسم اخلاقى با دين و اخلاق در تعارض است. اينجاست كه ليبراليسم، زمينه سكولاريسم را فراهم كرده و نفى و طرد دين از صحنه اجتماع و جامعه را تبليغ مىكند.
با نگاهى كوتاه به اهداف اقتصادى، فرهنگى و سياسى ليبراليسم، آنها را منطبق با اهداف تاريخى يهود و صهيونيسم مىيابيم. دستيابى يهود بر مديريت اقتصادى و فرهنگى جهان، بدون فراهم كردن شرايط لازم براى آن، ميسّر نخواهد بود. بدون اشاعه اباحهگرى اخلاقى و نفى باورهاى دينى در جوامع مختلف، يهود نخواهد توانست بر دنيا مسلّط شود. براى تبليغ و نفوذ دادن پيشنيازهاى سيطره بر اقتصاد و سياست و فرهنگ جهان چه ابزارى بهتر از ليبراليسم؟ و براى اشاعه ليبراليسم، چه محيطى بهتر از يك محيط بينالمللى و شديداً مورد توجّه آكادميك، همچون فضاى دانشگاهى آمريكا؟