ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - ١ آيه تبليغ
ولايت، ركن ركين اسلام
پذيرش ولايت حضرت على (ع) به عنوان خليفه برحقّ رسول خدا (ص) و منصوب شده از جانب خداوند، نقش بسيار مهمّى در اكمال دين مسلمانان داشت؛ چنانچه خداوند در قرآن كريم، اعلام نكردن ولايت اميرمؤمنان (ع) را مساوى با ختم نشدن نبوّت مىداند.
امام باقر (ع) در روايتى مىفرمايند:
«اسلام بر پنج ستون پايهگذارى شده است: نماز، زكات، روزه، حجّ و ولايت كه هيچيك همانند ولايت مورد عنايت قرار نگرفته است؛ امّا مردم، چهار ركن نماز، زكات، روزه و حج را گرفتند و ركن ركين ولايت را رها نمودند.»[١]
در حديث ديگرى از ايشان نقل شده است كه فرمودند:
«بالاترين مرتبه دين، كليد دين، مدخل همه چيز و خرسندى خداوند، در شناخت امام و اطاعت از اوست. آگاه باشيد! اگر فردى شبزندهدارى و روزهدارى نمايد، همه ثروت خويش را انفاق كند و همه عمر به خانه خدا رود، ولى معرفت به ولايت ولى خدا نداشته باشد تا از او پيروى نمايد و اعمال خويش را با راهنمايى او انجام دهد، هيچ حقّى از ثواب الهى ندارد و اساساً در شمار مؤمنان قرار نمىگيرد.»[٢]
با اين دو حديث، روشن مىشود كه ولايت، شرط قبول نماز و ديگر عبادات است؛ امّا اهمّيت ولايت به اينجا ختم نمىشود؛ بلكه به جايى مىرسد كه براى رسيدن به توحيد، بايد در حصار ولايت وارد شد. به عبارت سادهتر، كسى توحيد را نمىفهمد؛ مگر انكه پيش از آن، ولايت را درك كرده باشد.
زمانى كه امام رضا (ع) وارد «نيشابور» شدند، در گفتو گو با مردم فرمودند:
«ولايت على بن ابىطالب دژى است و هركس وارد دژ من شود، از عذاب ايمن مىماند.»[٣]
سپس وقتى كاروان به راه افتاد، فرمودند:
«و شروطى دارد و من از شروط آن هستم.»[٤]
در بيان مفهوم اين جمله، سخنهاى بسيارى گفتهاند؛ مثلًا شرط را نبوّت و شروط را امامت معصومان (ع) دانستهاند.[٥] روشن است كه اين موضوع نشان مىدهد كه ايمن ماندن از عذاب الهى، مستلزم پذيرفتن ولايت امام معصوم (ع) است.
آنچه مفهوم اين حديث را كاملتر مىكند، حديث ديگرى از امام رضا (ع) است كه فرمودند:
«ولايت على بن ابىطالب دژى است محكم و هر كس وارد قلعه من شود، از عذاب ايمن مى ماند.»[٦]
مىتوان با اين حديث، كلمه «لا اله الّا الله» را كه نشانگر توحيد است، با «ولايت على بن ابىطالب (ع)» برابر دانست.
خداوند با اعطاى مقام ولايت به اهل بيت (ع)، دست آنان را در دخل و تصرّف در امور بازگذاشته است. از طرف ديگر وقتى با اسامى اهل بيت (ع) رو به رو مىشويم، بيش از پيش متوجّه مىشويم كه قبول محبّت و سرپرستى آنها، راه رسيدن به قلعه توحيد است. در بسيارى از سلامها، خطاب به حضرات معصومان (ع) آمده است:
«سلام بر شما! كه باب [ورود به ساحت قرب] خداوند هستيد كه جز از طريق او نمىتوان وارد شد. سلام بر شما! كه سبيل خدا هستيد كه هر كه جز آن بپيمايد، هلاك مىشود.»[٧]
البتّه در اين تحقيق، در پى بيان اهمّيت ولايتورزى نيستيم. به همين علّت بيش از اين درباره جايگاه آن سخن نمىگوييم و به آياتى استناد مىكنيم كه درباره ولايت و امامت حضرت مولى الموحّدين (ع) نازل شده است.
١. آيه تبليغ
يكى از آيات مشهور كه در روز غدير هم نازل شد، اين آيه بود:
«ياأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ؛[٨]
هان اى رسول! آنچه از حانب پروردگارت به تو نازل شده است، ابلاغ كن؛ وگرنه رسالتت را ابلاغ نكردهاى و خداوند تو را از دست مردم ايمن مىدارد. همانا خداوند قوم كافران را هدايت نمىكند.»
ابنعبّاس، مفسّر بزرگ «مكّه» و شاگرد اميرالمؤمنين (ع) روايت مىكند:
ما با رسول خدا (ص) در طواف بوديم كه فرمود: «آيا على بن ابىطالب (ع) در ميان شماست؟» گفتيم: آرى. اى رسول خدا! پيامبر (ص) او را به خود نزديك كرد و بر شانه او زد و فرمود: «خوشا