ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - مقدّمه
ولايت و امامتِ حضرت على (ع) در قرآن
ماه بانو قياسى
مقدّمه
سخن گفتن از اميرالمؤمنين، على بن ابىطالب (ع) در جايگاه حقيقى ايشان، كارى است نشدنى؛ چرا كه اين شخصيت بىنظير تاريخ را تنها خداوند و رسول او (ص) مىتوانند بشناسند و معرفى كنند.
جايگاه رفيع مولاى متّقيان، چنان بلند و والاست كه خداوند متعال، از نام خود، عالى، نام ايشان را متشقّ نمود: على.
درباره نقش امام على (ع) در تاريخ و برترى ايشان از همه جهات (فردى، اجتماعى و دينى) بر ديگر صحابه، در نزد هيچ تاريخدان منصفى، چه شيعه باشد و چه از اهل سنّت، اختلاف نظرى وجود ندارد. با اين حال، بسيارى از دشمنان و معاندان آن حضرت، براى مخدوش ساختن عقايد دوستداران ايشان، هر روز درباره ايشان شبههافكنى كردند؛ چنانچه با نگريستن به تاريخ، زنجيره دشمنى با ايشان را مىتوان يافت كه از زمان معاوية بن ابوسفيان (لعنة الله عليه) آغاز شد و دريچه ناميمون طعنه، تهمت، كنايه و حتّى سبّ و لعن را بر آن حضرت گشود؛ جريانى كه همين امروز، توسط سلفيان و وهّابيان تكرار مىشود. حتّى با نگاه دقيقتر به تاريخ، مىتوان ردّ پاى ابليس را در به حكومت رسيدن سه خليفه اوّل مشاهده كرد.
با تمام اين شبههافكنىها، امروز بر اهل تحقيق پوشيده نيست كه مقام و جايگاه حضرت على (ع) نزد خداوند متعال بسيار والاست؛ تا جايى كه ايشان را «ميزان» روز قيامت ناميد و دوستان ايشان را بهشتى و دشمنان ايشان را از اهل جهنّم قرار داد؛ چنانچه علّامه مجلسى در كتاب «بحارالانوار» از كتاب «كشف الغمّه» از رسول گرامى (ص) روايت كرده كه ايشان فرمودند:
«اگر مردم بر محبّت على بن ابىطالب گرد مىآمدند، خداوند آتش را نمىآفريد.»[١]
برخلاف عقايد اهل باطل كه بيان مىكنند خداوند در هيچ كجاى «قرآن» از اميرالمؤمنين على (ع) نامى نبرده و به ايشان اشارهاى نداشته، به استناد روايات متعدّد از معصومان (ع) و صحابه، در قرآن به ابعاد شخصيتى حضرت على (ع) اشاره شده است؛ بلكه جايگاه ايشان در قيامت، مقام خاندان ايشان و همچنين معرفى دشمنان اهل بيت (ع) تبيين گشته است. علّامه حسكانى در كتاب «شواهد التّنزيل» از زبان اصبغ بن نباته از امام على (ع) آورده است.
«قرآن در چهار قسمت نازل شده است: يك ربع در شأن ما اهل بيت، يك ربع درباره دشمنان، يك ربع در تبيين حلال و حرام و ربع آخر در توضيح فرايض و احكام است؛ ولى آن بخشى كه مربوط به ماست، از كرائم قرآن است.»[٢]
همين روايت در «تفسير فرات كوفى»،[٣] «تفسير عياشى»،[٤] «تفسير صافى»[٥] و «تفسير البرهان»[٦] نيز آمده است.
البتّه رواياتى از اين دست، در كتب معتبر شيعه و اهل سنّت فراوان است؛ ولى همين مقدار كفايت مىكند تا دست رد بر شبهه شبههاندازان زده شود.