ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - وضعيت روميان در دوران ظهور
از درون نيز با چالش مهمّى درگير است و آن، مواجه شدن با يك پارادوكس عملى در نحوه رفتار در برابر رابطه دين و مسائل اجتماعى مىباشد كه خود اين امر به تنهايى، حيات تمدّن الحادى را با تهديد جدّى مواجه ساخته است.[١]
به طور كلّى- در حال حاضر- جايگاه دين در غرب را از ديد نظريهپردازان و عموم مردم، مىتوان به دو ديدگاه فكرى و فرهنگى تقسيم كرد:
اوّل: گروههاى بسيارى از طبقه متفكّران و عامّه مردم در كشورهاى غربى كه اعتقاد راسخى به كاركرد اجتماعى دين پيدا كردهاند و براى به عينيت رساندن آن، تلاش مىنمايند ... دوم: آن گروه از سردمداران و نظريهپردازان غربى كه كاملًا توجّه دارند به اينكه اگر قرار باشد به طور مطلق به ترويج اثرات مثبت مذهب در اجتماع بپردازند، به مرور زمان جايگاه دين در امور اجتماعى رشد چشمگيرى خواهد داشت و اين به معنى شكست ديدگاههاى مادّىگرايى و سكولار غرب و در نتيجه باعث سرعت پيداكردن نابودى غرب خواهد شد. از اينرو است كه به شدّت به مخالفت با حضور مذهب در عرصه اجتماع و ترويج تفكّرات سكولار مىپردازند ... مسائلى مانند تصويب قوانين اخير «ديوان عالى آمريكا» نشان مىدهد كه اين مخالفتها اثر اوّليه خود را به مرور از دست داده است.[٢]
به طور قطع، سردمداران آمريكا و اروپا مىدانند كه اسلام تنها دين الهى است كه مىتواند باعث نابودى جهان غرب گردد.
البتّه كفّار در كفر خود، سعه صدر فراوانى دارند و چون مىدانند نام بردن از فرهنگ شيعى و اسلامى به عنوان خطر اصلى تهديدكننده جهان غرب، سبب ترويج و گسترش قدرت مسلمانان و شيعيان خواهد شد، از اين جهت سعى مىكنند تا آنجا كه ممكن است از ذكر مستقيم و بىپرده نام آن خوددارى كنند و براى رساندن مقصود خود، معمولًا از اصطلاحاتى نظير اسلام سياسى، تروريستهاى بنيادگرا و مانند آن استفاده مىكنند.
ويژگىهاى سياسى جامعه جهانى در عصر ظهور
مىتوان با استفاده از آيات و روايات پيرامون عصر ظهور حضرت مهدى (عج)، اوضاع جارى جهان را به نقد و تحليل درآورد تا با شناخت شرايط زمان ظهور، آمادگى لازم به دست آيد. اين تحليلها، برداشت ما از اوضاع موجود و جارى جهان است كه اميد داريم به زمان ظهور منجى عدلگستر نزديك شده باشيم.
روميان
منظور از «روم» در روايتهاى مربوط به آخرالزّمان و ظهور حضرت مهدى (عج)، كشورهاى اروپايى و آمريكايى مىباشند كه فرزندان روم و وارثان امپراطورى تاريخى روميان هستند. گاهى گفته مىشود:
روميانى كه خداوند متعال، سورهاى درباره آنان نازل فرموده و پيامبر (ص) و مسلمانان بعدها با آنان پيكار نمودند، غير از اينان هستند؛ زيرا آنان بيزانسها بودند كه پايتخت آنان ابتدا شهر «رم» در «ايتاليا» و سپس شهر «قسطنطنيه» گرديد. تا اينكه مسلمانان حدود ٥٠٠ سال پيش، آن را فتح نموده و «اسلامبول» ناميدند و مردم آن را «استانبول» تلفّظ نمودند.[٣]
در پاسخ به اين دليلها مىتوان گفت:
صحيح است كه روميان هنگام نزول سوره مباركه روم و در صدور روايات درباره آنان، از طرفدارى امپراطورى روم يا بيزانس [معروف] برخوردار بودند، امّا غربىهاى امروز، افرادى غير از آنها نيستند؛ بلكه ادامه سياست و تمدّن آنها به حساب آمده و بخشى از آنان شمرده مىشوند ... امّا «فرانسه»، «بريتانيا»، «آلمان» و غير آن، از لحاظ فرهنگ و سياست و دين، اركان حقيقى امپراطورى روم مىباشند و اينكه آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم (و مستعمرات آن) ناميده مىشدند، نن اين حقيقت را نفى نمىكند.[٤]
در مورد ريشه و نژاد اروپايىها مىتوان گفت:
سرداران بيزانس روم كه به مدّت دو هزار سال پايتختشان رم و «قسطنطنيه» بود، از نژاد ايتاليايى و ريشه واحدى نبودند؛ بلكه از ريشه و نژادهاى متعدّد اروپايى بودند و بعد از آنكه يونان جزئى از امپراطورى روم گرديد، گاهى در ميان آن يونانيان نيز به چشم مىخوردند. شايد به همين دليل باشد كه وقتى امپراطورى روم به ضعف گراييد و در قسطنطنيه و پيرامون آن محدود گرديد و در محاصره دريايى ملّتهاى مسلمان قرار گرفت، اروپاييان به ادّعاى ميراثخوارى به پا خواسته و عدّهاى از سران كشور «آلمان» و غير آن را قيصر (سزار) ناميدند. اين نوع تغيير و تحوّل در امپراطورىها و دولتها امرى طبيعى است؛ چرا كه حكومت از كشورى به كشور ديگر و از ملّتى به ملّت ديگر انتقال مىيابد و اين با باقى ماندن نام و خصوصيتهاى اصلى آن منافات ندارد.[٥]
وضعيت روميان در دوران ظهور
بنابراين روايات شريفهاى كه از آينده روميان يا به تعبير عربهاى بنى اصفر (زرد پوستان) خبر مىدهد؛ مرادشان فقط روميان بيزانس ايتاليايى، منهاى ملل و قبيلههاى فرنگى و ساير قبايل وابسته به آنها نيست.[٦]
نام روم در بسيارى از روايتهاى زمان ظهور آمده است؛ از جمله در روايتهاى مربوط به فتنه و آشوب و تسلّط آنان بر مسلمانان. روايتهاى بسيارى درباره حركت ناوگانهاى جنگى آنها به سواحل سرزمينهاى عربى پيش از ظهور حضرت مهدى (عج) وجود دارد. از حضرت على (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«در ماه رمضان به هنگام صبح، از ناحيه مشرق ندا دهندهاى بانگ برمىآورد كه: اى اهل ايمان! گرد هم آييد. آنگاه از ناحيه مغرب پس از ناپديد شدن شفق، ندا كنندهاى ندا سر دهد: اى اهل باطل! گرد هم جمع شويد ...
روميان به ساحل دريا- نزديك غار اصحاب كهف- روى آورده و خداوند آن جوانان را با سگشان از غارشان برمىانگيزد. در بين آنان دو مرد به نام مليخا و خملاها بوده كه اين دو تسليم اوامر حضرت قائم (عج) خواهند بود.»[٧]
فلسفه ظاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نيروهاى غربى در آن مقطع حسّاس، اين است كه معجزهاى، خصوصاً براى مسيحيان