ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - ٥ مدافع حوض
در اينكه روايات متعدّدى از امام الموحّدين، اميرالمؤمنين على بن ابىطالب (ع) در كتب شيعه وجود دارد، شكّى نيست؛ رواياتى كه نشانگر شأن رفيع و فضل والاى آن دردانه آفرينش است؛ امّا آنچه هر انسان حقيقتجويى را رهنمون مىشود، احاديث والايى است كه از حضرت على (ع) در كتابهاى اهل سنّت آمده است. گويى درخشش اين آفتاب، آنقدر پرتلألؤ است كه هيچ بيننده و شنوندهاى دست خالى از پرتوان پرنورش نمانده است.
در ادامه به چند روايت نبوى (ص) درباره اميرمؤمنان على (ع) در كتابهاى اهل سنّت اشاره مىكنيم.
١. نخستين مسلمان
كيست راستگوتر از رسول خدا (ص)؟ ايشان خطاب به على (ع) مىفرمايند: «تو نخستين كسى هستى كه به من ايمان آوردى و تو نخستين كسى هستى كه در روز قيامت با من مصافحه مىكنى و تو صدّيق اكبرى و بزرگترين جدايىانداز (فاروق) حق و باطلى. تويى فرمانرواى مؤمنان و معاويه فرمانرواى كافران است.»[١]
و همچنين مىفرمايند: «سه نفر سبقتگيرنده بودند. سبقت گيرنده به موسى، يوشع بن نون بود و سبقت گيرنده به عيسى، صاحب ياسين و سبقت گيرنده به محمّد (ص)، على بن ابىطالب.»[٢]
و هنگامى كه ايشان را به دامادى خويش براى همسرى زهرا (س) برگزيدند، به دخترشان فرموندد: «حقيقتاً كه كسى را به ازدواج تو درآوردم كه بالاترين حلم را دارد و نخستين مسلمان است و عالمترين مردم.»[٣]
اگر براى على (ع) غير از اين صفات، خصال عالى ديگرى نباشد، همين افتخار و فضل و عزّت بيان شده از زبان رسول خدا (ص) كافى است كه او را بر عالميان برترى بخشد.
٢. برادر رسول خدا (ص) بىآنكه برادر ديگرى باشد
كيست كه درباره «حديث اخوّت و برادرى»، جاهل باشد و آن سخن رسول خدا (ص) به على (ع) كه فرمودند: «تو برادر من هستى و من برادر تو.»[٤]
پس با اين سخن، رسول خدا (ص) نشان دادند كه كسى از مهاجران و انصار را براى خودشان به برادرى انتخاب ننمودهاند كه برادر و وارثشان باشد؛ وارثى كه آنچه ميراث از انبياى پيشين براى رسول خدا (ص) مانده است، به ارث مىبرد ...
پس رسول خدا (ص)، كسى كه در بزرگى، نظير و شبيهى در ميان بندگان ندارد، با على بن ابىطالب (ع) در دنيا و آخرت برادر هستند:
«برادرانى كه [در بهشت] در مقابل هم تكيه مىزنند.»[٥]
٣. محبوبترين مردم نزد خداوند
يك شب براى رسول خدا (ص) مرغ بريانى را هديه آوردند. رسول خدا (ص) نخواستند كه آن را به تنهايى ميل كنند. پس دست به دعا برداشتند و عرضه داشتند: «خداوندا! محبوبترين مردم نزد خودت را به من برسان تا با هم اين پرنده را بخوريم.»
گويا مىخواستند كه آن را با دوستداشتنىترين بنده نزد خداوند متعال، بخورند تا براى آن فرد، بركت را تمام كنند و فضلش را بيش گردانند. در اين هنگام، كسى در را به صدا در آورد و حضرت (ص) از ورود او ممانعت كردند. پس سه، چهار مرتبه ديگر در را به صدا درآوردند و بالأخره رسول خدا (ص) اجازه ورود دادند. هنگامى كه حضرت على (ع) وارد شدند و رسول خدا (ص) ايشان را ديدند، فرمودند: «چرا مرا منتظر نگه داشتى؟» حضرت على (ع) فرمودند: «قسم به آنى كه تو را به پيامبرى برانگيخت، من سه بار در زدم و انَس مرا باز مىگرداند.»[٦]
٤. جز بابِ على (ع)
هنگامى كه يكى از اصحاب رسول خدا (ص) در ميان مردم اعلام كرد كه به فرمان رسول خدا (ص) تمامى درهايى كه به مسجد باز مىشوند، بايد بسته شود، الّا در خانه على (ع)، مردم در اينباره شروع به شايعهپراكنى كردند. وقتى سخنان آنها به گوش رسول خدا (ص) رسيد، برخاستند و براى آنان خطبهاى خواندند و در ضمن آن، فرمودند:
«امّا بعد ... من فرمان دادم به بستن درها، غير از درِ على (ع) و در آن، سخنها گفتيد؛ به خداوند قسم! من آن درها را نبستم و آن در را نگشودم؛ بلكه به من [از سوى خداوند] فرمان داده شد و من تبعيت كردم.»[٧]
و مانند اين حديث، «حديث مناجات» است كه در روز طائف اتّفاق افتاد. مردم در آن زمان، زمزمه مىكردند كه نجوايش با پسرعمويش زياد شد! پس رسول خدا (ص) فرمودند: «من نيستم كه با او نجوا مىكنم؛ بلكه خداوند با او نجوا مىكند.»[٨]
٥. مدافع حوض
رسول خدا (ص) در روز قيامت، صاحب حوض [كوثر] است. اين موضوع را سخن حضرت رسول (ص) اثبات مىكند كه فرمودند: «گويى مىنگرم كه از هر سويى، امّتم را به سوى حوض مىخوانند.» راوى اين حديث پرسيد: آيا من هم از آب آن مىنوشم؟ حضرت فرمودند: «به خدا قسم! خواهى نوشيد.» و برخى گفتهاند كه حضرت فرمود: «نه به خدا قسم! از آن نخواهى نوشيد و واى از تشنگى طولانى آن زمان.»[٩]
و آن حضرت (ص) به على (ع) فرمودند:
«قسم به كسى كه محمّد را نبى كرد و او را گرامى داشت! تو مدافع حوض من هستى. برخى را از سر آن دور مىكنى؛ چنانكه شتر را از آبشخور غيرصاحبش دور مىكنند و در دست تو [در آن زمان]، عصايى است از تمشك. گويا اكنون به جايگاه تو در كنار حوضم مىنگرم.»[١٠]
و در روايت ديگرى از على (ع) آمده است كه فرمودند: «به كسى كه دانه را شكافت و باد را به حركت درآورد! به دست خودم دشمنانم را از كنار حوض دور مىكنم و دوستانم را به آن مىرسانم.»[١١]
٦. «اهلت را به نماز فرمان ده»[١٢]
اين كار را رسول خدا (ص) براى كس ديگرى انجام ندادند. آن حضرت در ساعتى از سحر و در وقتى از شب- در هنگام نزول آيه «وَ أْمُرْ