ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - اصول حاكم بر درمان
با افزايش هر كدام از مواد در بدن، بهطور كلّى چهار تيپ ديگر نيز پديد مىآيد.
تيپهاى انسانى دقيقاً مساوى يكديگر نيستند. از اينرو، دستهبندىهاى زيادى از اين پنچ تيپ اصلى نشئت مىگيرد كه خيلى تفاوت اساسى در بين آنها وجود ندارد. مزاجشناسى سعى مىكند به مشتركات كلّى و به بيشترين ويژگىهاى مشترك بين انسانها توجّه دهد.
چگونگى حفظ و ايجاد سلامت
هركدام از تيپهاى يادشده، داراى تعادلى نسبى هستند كه موجب سلامت آنها است؛ يعنى يك نفر بلغمى تا در طبع خود، متعادل است، سالم است. يك نفر سوداوى، صفراوى و دموى نيز به همين ترتيب، ليكن در گرايشهاى غذايى، تمايلات رفتارى و حساسيتها، علاقهمندى به آب و هوا و رفتارها و مسائل اجتماعى، تفاوتهايى با ديگران دارند.
اگر بخواهيم اين افراد را در حالت سلامت نگهداريم، بايد سعى كنيم اخلاط موجود در بدن آنها، از حدّ متعادل خارج نشود و براى حفظ اين تعادل، بايد گرمى و سردىهاى مورد نياز هر كدام را به اندازه كافى به بدن آنها رساند. در صورتى كه گرمى و سردى به اندازه در بدن وجود داشته باشد، بدن در حال تعادل باقى مىماند و حفظ تعادل يعنى حفظ سلامت و هر گاه به هر دليلى بدن از مسير تعادل خارج شد و گرمى يا سردى يا خشكى و ترى آن افزايش يافت، موجب بروز بيمارى مىگردد.
اين افزايش ويژگىها يا سراسرى است و در تمام بدن پديد مىآيد يا در يك اندام وجود دارد. وقتى كه در سراسر بدن پديد آيد، آن را غلبه اخلاط مىناميم و موجب بيمارى فراگير مىگردد؛ مانند فشار خون يا غلظت خون. اگر اين خلط يا مادّه در يك اندام افزايش يا كاهش پيدا كرد، موجب بيمارى همان اندام مىشود، مانند افزايش صفرا در سر، كه موجب سردرد مىگردد، يا افزايش بلغم در زانو كه موجب درد و ورم زانو مىشود، يا افزايش سردى در مغز، كه موجب فراموشى مىگردد.
در اين حالت، بايد موادّ بدن را به حالت تعادل برگرداند، بنابراين ايجاد تعادل در بدن، يعنى درمان.
حفظ تعادل= بهداشت
ايجاد تعادل= درمان
اصول حاكم بر درمان
براى حفظ سلامتى، بايد در بدن اخلاط را به تعادل نگه داشت و بايد محدود و سالم نگهدارى شوند. بنابراين براى نگهدارى آنها، بايد اخلاط را تقويت كرد و براى تقويت هر كدام لازم است غذاى زاينده همان مادّه يا خلط را به بدن رساند. از اينرو، به اين كار مىگويند: تقويت به عين.
همانطور كه اشاره شد، هرگاه يك يا چند مادّه در بدن افزايش پيدا كرد، موجب بروز بيمارى مىشود و براى درمان آن بيمارى بايد آن مادّه را كاهش داد و براى كاهش مادّه اضافى، بايد از ضدّ آن استفاده كنيم؛ مثلًا براى كاهش حرارت (صفرا) بايد از رطوبت استفاده كنيم (از صفرا زدا بهره بگيريم) و براى كاهش سردى و خشكى، بايد از حرارت و رطوبت استفاده كنيم (سودازدا). از اينرو، به اين قاعده مىگوئيم:
«درمان به ضد است و تقويت به عين است.»
منابع:
١. «قانون در طب»، ترجمه شرفكندى.
٢- «ذخيره خوارزمشاهى».
٣- «مقاله مزاجشناسى و اخلاط در رساله ذهبيه»، نويسندگان: سيد مهدى ميرغضنفرى، يوسف اصغرى.
٤- «مخزن الادويه»، عقيلى خراسانى، انتشارات انقلاب اسلامى.
٥- «قانونچه در طب»، ترجمه و تحشيه مرحوم دكتر محمّد تقى مير، انتشارات دانشگاه ايران.
٦- «عيون اخبارالرّضا»، ج ٢، ص ٣٠.