ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - جايگاه دين و معنويت در غرب
ارزشهاى مادّى انجام داده است، در حال حاضر با دو بحران اصلى و محورى درگيرى جدّى دارد كه نحوه رفتار آن با اين دو بحران، كيفيت ادامه حيات جهان غرب را تعيين مىكند. رشد گرايش عمومى به مذهب و اعتقاد نظريهپردازى به كاركرد اجتماعى دين در كنار تلاش ايشان بر استمرار قوانين غربى كه يك پارادوكس عملى مىباشد، دو بحران اصلى است كه [اوّلى] با پيروزى انقلاب اسلامى در «ايران»، اقبال عمومى جهانى به مسائل اعتقادى و الهى، رشد چشمگيرى يافت و در اين امر و حركت مهمّ جهانى، اراده مادّىگرايانه متوّليان تمدّن غرب بىاثر بوده است. اين احياى مجدّد ديندارى در عالم، بزرگترين چالش را براى جهان مادّى به وجود آورد كه با عقبنشينى آنها نيز همراه بود.[١]
اين امر به گونهاى واضح و آشكار است كه بسيارى از نظريهپردازان غربى به آن اعتراف كردهاند.
در چند سال اخير در سراسر آمريكا، رويكرد دوبارهاى به مذهب در بين عموم مردم به وجود آمده است ...
شكست راه حلهاى ليبرال و سكولار، كاملًا واضح مىباشد و به اين سبب، بسيارى از مردم به سمت كمك به مؤسّسات مذهبى روى آوردهاند؛ به خصوص در جولاى ١٩٩٩ م. مؤسّسه «گالوپ» كه يكى از مؤسسّات معروف آمارسنجى در آمريكاست، در گزارشى آورده كه در نتيجه تيراندازىهاى اخير در مدارس دولتى، افراد زيادى درخواست بازگشت به ارزشهاى سنّتى خانوادگى، مانند نيايش در كلاسهاى مدارس را دارند و همان مؤسّسه در يك نظرسنجى كه به كمك شبكهCNN و روزنامه «يو. اس. اى تودى» انجام داده است، تأكيد مىكند كه ٧٠% مردم آمريكا، طرفدار نيايش در مدارس هستند.[٢]
جايگاه دين و معنويت در غرب
نظريهپردازان آمريكايى با عجز تبليغاتى خود در اين گزارش درباره وضعيت معنوى جامعه، به آمارهاى مهمّى كه توسط مؤسّسات نظرسنجى آمريكايى، مخصوصاً مؤسّسه گالوپ تهيه نموده است، استناد مىكنند و مىنويسند:
٩٢% مردم آمريكا اعتقاد به خداوند يكتا و قدرتمند دارند. ٨٨% اعتقاد به معجزه، ٨٥% اعتقاد به بهشت و ٧٢% اعتقاد به جهنّم دارند. حدود ١٠٠ ميليون انسان بالغ آمريكايى قسمتى از عيد پاك روز يكشنبه سال ١٩٩٩ م. را در كليسا گذراندند. ٦١% از افراد بين ١٨ تا ٢٩ سال گفتهاند كه عضو يك كليسا يا كنيسه هستند و اين ميزان براى سنين بين ٣٠ تا ٤٩ سال به ٦٦% و افراد بالاى ٥٠ سال به ٧٦% مىرسد.[٣]
غرب دچار رفتار دوگانهاى در روابط اجتماعى و سياسى با دين شده است كه آن را از درون دچار بحران كرده است.
گذشته از بحران رشد معنويت كه به طور فزاينده و از منبعى خارج از مرزهاى جغرافيايى تمدّن غرب،