ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - اشاره
اگر بخواهيم سلامت جنسى را مطابق ديدگاه اسلام تعريف كنيم، خود فرد در آن مطرح نيست؛ بلكه زوج مطرح است. بنا بر نظر اسلام، در ارتباط زوجين، فرد بايد از نظر غرايز جنسى مراقب باشد كه به بيمارى دچار نشود، همچنين بايد به سلامت جنسى همسرش هم توجّه كند؛ ولى غرب به آن توجّه ندارد. در آيهاى از قرآن آمده است:
«خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها».[١] اين «لِتَسْكُنُوا» چه معنايى دارد؟ آيا خداوند، همسر را خلق كرده است كه غذا بپزد و كمك شوهرش باشد و اگر همسرش بيمار شد، به او رسيدگى كند؟ اين كار را كه خدمتكار و كنيز هم مىتواند انجام دهد. وقتى از آرامش بحث مىكنيم، يعنى هر يك از همسران، نيازهاى عاطفى خود را كنار جنس مخالف برطرف و احساس آرامش كند. بحث اصلى اين است كه بايد تعاريف مسائل جنسى را از يك رابطه جنسى كه اصطلاحاً مىگوييم نزديكى و ارضاى نياز فرد از طريق عضو تناسلى است، خارج كنيم و تا زمانى كه در اين معنى محدود بمانيم، نمىتوانيم به سلامت جنسى جامعه نگاه جامع داشته باشيم. وقتى افراد را در سنين سالمندى مىبينيم، متوجّه مىشويم كه يك زن و شوهر چقدر عاشقانه در كنار هم احساس آرامش مىكنند؛ در حالىكه از نظر اعضاى جنسى دچار ناتوانى يا كم شدن روابط فيزيكى جنسى هستند و با اينكه روابطشان خيلى كمتر است، نسبت به همسر خود، ديدى عاشقانه و با محبّت دارند.
نكته ديگر اين است كه فرآيند ارضاى نيازهاى جنسى در زن و مرد، كاملًا متفاوت است. يك مرد شايد نيازهاى جنسىاش عمدتاً به دستگاه تناسلى ختم شود؛ امّا يك زن دوست دارد شوهرى داشته باشد كه تكيهگاه واقعى او باشد و به نيازهاى عاطفى و احساسى او توجّه كند و همانطور كه مرد از طريق دستگاه تناسلى، ارضاى جنسى مىشود، زن هم از طريق توجّه و محبّت ارضاى جنسى مىشود. پس بايد نياز جنسى را از كلمه سكس، يعنى ارتباط دو جسم با هم و تمركز روى اعضاى جنسى و تناسلى خارج كنيم. وقتى كه زنى با همسرش صحبت مىكند، اگر بداند شوهرش به دنبال نتيجهگيرى يا تجزيه و تحليل صحبتهاى او نيست، بلكه با تمام حواس و تمام وجود به او توجّه دارد و حتّى او را به سخن گفتن تشويق مىكند، در اين حالت، يك نوع معاشقه و رابطه عميق عاطفى با مرد در حال شكل گرفتن است. پس رابطه جنسى فقط محدود به رختخواب نيست. علّت بسيارى از طلاقها درك نكردن همين مطلب است و بسيارى از اختلالهاى جنسى در زوجها كه در كشور درگيرش هستيم، جنبه روانى دارد؛ نه جنبه عضوى كه بخواهيم اختلالهاى عضوى را برطرف كنيم. به عبارت ديگر، سلامت جنسى اوّلًا در ارتباط با زوج مطرح مىشود؛ هرچند خود فرد را نيز شامل مىشود؛ ثانياً شامل سلامت جنسى و عاطفى زن و شوهر مىشود كه آنها را به عشق واقعى كه همان آرامش در كنار يكديگر است، مىرساند؛ نه عشقى كه از يكديگر فقط لذّت ببرند؛ همانطور كه مثلًا از ديدن يك منظره يا خوردن يك غذا لذّت مىبرند.
مىخواهيم در كشورمان به مسائل جنسى با يك ديد عمومى نگاه كنيم. بنابراين، تخصّص اورولوژى، تخصّص زنان و تخصّص روانشناسى يا روانپزشكى داريم. حالا مىگوييم با تخصّص خود بياييد به مسائل جنسى، ديد عمومى پيدا كنيد. اين ممكن نيست. به همين دليل، در اين زمينه، در كشورمان مشكلات فراوانى داريم و هنوز هم نتوانستهايم آنها را حل كنيم. متخصّص اورولوژى مىگويد اين بيمار، مبتلا به ناتوانى جنسى است. دارويى مىدهد تا توانايى جنسى پيدا كند و به بقيهاش كارى ندارد. اگر همسرش هم ارضا نمىشود، به او هم دارو مىدهد تا ارضا شود. اگر زن و شوهر را مجموعهاى از عوامل متفاوت و متغير و مرتبط با هم نبينيم، جواب نمىگيريم. درباره بيمارىهاى جنسى در آقايان زير پنجاه سال، به جرئت مىتوانيم بگوييم كه علل اصلى اختلالهاى جنسى، روانى است تا خلافش ثابت شود. اينها همه ناشى از تبليغات مغرضانه و سودجويانه رسانههاى فاسد غربى يا دوستان ناسالم است و برخى پزشكان با اقدام غلط، اين ذهنيت را براى فرد تثبيت مىكنند.
\* يعنى آثار روانى و جسمى هم ايجاد مىكند؟
تلقين و تأثير آن به صورت تظاهرات جسمانى، موضوع مهمّى در علم روانشناسى است. بيشتر جوانان مجرّد كه از ناتوانى جنسى شكايت دارند و حتّى مردان متأهّل جوان كه عضو تناسلى آنها كاملًا سالم است، در تنظيم روانى آن دچار اختلال شده است. بر اثر اين تلقين، فرد فكر مىكند مانند افراد سالمند، دچار ناتوانى جنسى شده است.
در افراد بالاى پنجاه سال، كمكم بيمارىهاى جسمانى شروع مىشود و مرض قند، فشار خون، مصرف انواع داروها و بيمارىهاى قلبى به او روى مىآورد؛ ولى مهم اين است كه ما بيمار مبتلا به اختلالهاى جنسى با علل صد در صد روانشناختى داريم؛ امّا بيمارى جنسىاى نداريم كه عوامل جسمانى و پزشكى، عامل صد در صد آن باشد.
ممكن است بگوييد اگر كسى تصادف كند و مشكلى براى عروق اعضاى تناسلى و آلت وى پيش بيايد، صد در صد بيمار جسمى است. در پاسخ بايد گفت چنين مطلبى را اگر در مورد دست كسى بگوييد كه دستش بشكند، صحيح است؛ زيرا كاملًا جسمى است و در حقيقت، بيمارى صد در صد عضوى است؛ امّا اين نظريه در مورد آلت تناسلى درست نيست. فرد آلت تناسلى را براى يك رابطه جنسى مىخواهد و رابطه جنسى، يعنى ارتباط با فرد مقابل. همين كه فرد حادثهديده احساس كند ممكن است جلوى فرد مقابل كه همان همسرش است، نتواند واكنش طبيعى جنسى از خود به دليل حادثه نشان دهد يا كمى در اين زمينه اضطراب پيدا كند، اين يك بعد روانى به موضوع جسمى اضافه مىكند. پس در حد يك درصد، بحث روانى داريم و همين يك درصد، گاهى چنان بزرگ مىشود كه هرچند درمان دارويى را هم با موفّقيت انجام دهيم، باز اثر روانى نمىگذارد كه فرد توانايى جنسى كافى براى يك رابطه خوب داشته باشد. پس تمامى درمانگرها بايد با ديدى جامع به مسائل جنسى مردان نگاه كنند.
در خانمها، عمدتاً با بحث سردمزاجى و كاهش ميل جنسى روبهرو هستيم. آنچه ما را نگران كرده، موضوع علل طلاق، اعمّ از طلاقهاى عاطفى و طلاقهاى واقعى و درگيرىهاى رفتارى درون خانه بين زن و شوهر و آثار تربيتى اختلافهاى پدر و مادر روى فرزند و نظاير