ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - اشاره
اينهاست كه نگرانكننده است. در خانمها بيش از ٩٠% از سردىها و بىميلىهاى جنسى، جنبه روانشناختى دارد و همين ٩٠% هم متأسّفانه در كشور ما غلط درمان مىشود. به جرئت مىتوان گفت هر زنى كه سردمزاجى دارد، بايد علّت واقعى را در شوهرش جستوجو كرد تا خلاف آن ثابت شود؛ چون مردان نمىتوانند همسران خود را به خوبى درك كنند و نمىدانند نيازهاى عاطفى او را چگونه برآورده نمايند، پس باعث سردى و بىميلى در آنها مىشوند و اين سردىها، مشكلات و بهانهگيرىهاى فراوانى از طرف زن در زندگى پيش مىآورد. آن وقت مىگوييم اين زن را چگونه درمان كنيم و چه دارويى به او بدهيم تا از سردى بيرون بيايد و ميل جنسى او افزايش پيدا كند. در صورتى كه اين مردان هستند كه به درمان نياز دارند؛ زيرا نيازهاى جنسى زن روى دستگاه تناسلى متمركز نيست. هر چند آن هم مهم است، ولى عمده نيازهاى زن، عاطفى است. به همين دليل، بهتر است به جاى كلمه جنسى، بگوييم نيازهاى جنسى عاطفى و روى لغت جنسى تمركز نكنيم؛ چون لغت جنسى، به سكس و سكس هم به دستگاه تناسلى تعبير مىشود.
بنابراين و در اوّلين قدم، بايد تفكّرمان را راجع به مسائل جنسى تغيير بدهيم. مسائل جنسى را در يك زن و مرد متأهّل يا در يك زوج ببينيم و ياد بگيريم كه چگونه مشكلات و سردىها و اختلالات جنسى در زندگىها شروع مىشوند. به تبع آن، مىتوانيم با شناخت بهتر و بيشتر، درمانهايمان را شروع كنيم.
توجّه داشته باشيد كه بحث سلامت جنسى به فرد مربوط است كه گاهى بيمارىهاى متعدّد پزشكى درباره او مطرح مىشود.
\* با توجّه به آنچه مطرح كرديد، مؤلّفههاى سلامت جنسى چيست؟
اگر بخواهيم بگوييم كسى كه بيمارى جنسى در دستگاه تناسلى خود ندارد، داراى سلامت جنسى است، اين حرف براى زمان مجرّدى درست است؛ يعنى همانطور كه چشم و گوش اين فرد خوب كار مىكند، هورمونهاى جنسىاش هم منظّم هستند؛ مثلًا پسر بچّهاى كه محتلم مىشود، غرايز جنسىاش فعّال است و اين امر نشان مىدهد كه سلامت جنسى دارد و سالم است. با اين حال، بحث سلامت جنسى فقط به معناى سالم بودن از نظر نيازهاى جنسى نيست؛ بلكه بحث جسمانى، پزشكى و روانشناختى دارد. در حقيقت، يك بعد مهمّ آن، مسائل رفتارى، فرهنگى، اخلاقى، تربيتى و معنوى است و جاى اين بعد در جامعه خالى است. وقتى دختر و پسرى با هم دوست شوند و رابطه برقرار كنند، از نظر بدنى در سلامت جنسى هستند؛ امّا آيا شما اين رابطه را تأييد مىكنيد؟ از نظر غرب، اينها در سلامت جنسى كامل هستند تا زمانى كه به حقوق ديگران تجاوز نكنند. دختر و پسر به داشتن اين رابطه راضى هستند و خانوادهها هم كه به آنها كارى ندارند؛ آمادگى هم دارند و با خشونت هم با يكديگر رفتار نمىكنند؛ روشهاى جلوگيرى را هم اجرا مىكنند، پس در سلامت جنسى هستند. فقط امروز با يك نفر هستند و فردا با نفر ديگر و پس فردا هم با فرد ديگرى آشنا مىشوند. از نظر روانشناختى چه مشكلاتى در آينده پيش مىآيد؟ بديهى است آنها در آينده نمىتوانند فرد ديگرى را به عنوان همسر، به طور كامل بپذيرند؛ زيرا عشق خود را در جاهاى ديگر تقسيم كرده و در رؤياهاى خود، با هم ارتباط داشتهاند. به عبارت ديگر، بيشتر براى هم فيلم بازى كردهاند تا اينكه شخصيت واقعى خود را نشان دهند. هنگامى كه در آينده ازدواج مىكنند، با واقعيتهايى مواجه مىشوند كه با آن چيزى كه در رؤياهاى خود و در روابط قبلى خود تصوّر مىكردند، كاملًا متفاوت است. در واقع، اين دختر و پسر سلامت جنسى ندارند؛ زيرا در حال تخريب سلامت جنسى خود هستند. وضع آنها مثل فردى است كه موادّ مخدّر مصرف مىكند كه در ابتداى مصرف، او را سرحال و حتّى پرانرژى مىبينيد. با توجّه به اينكه چند روز ديگر متوجّه مىشويد كه سلامت خود را با موادّ مخدّر از بين برده است، او را فردى سالم مىدانيد يا بيمار؟
\* سلامت جنسى مورد نظر اسلام، چه تفاوتى با سلامت جنسى مطرح در مغربزمين دارد؟
ما مىگوييم بحث سلامت معنوى در مسائل جنسى، سلامت اخلاق در مسائل جنسى و سلامت تربيتى در مسائل جنسى بسيار مهم است و بايد به آن توجّه شود؛ وگرنه ما همان راهى را مىرويم كه در غرب هم فراوان است. اسلام مىگويد بايد حدود ارتباط دختر و پسر مشخّص باشد، نگاهها كنترل شود و اين غرايز در هر جا و به هر وسيلهاى ارضا نشود؛ چون در اسلام، آرامش واقعى زن و شوهر در مسائل جنسى مورد نظر است؛ نه فقط آسايش آنها و نه آرامش كاذب موقّتى. اسلام فقط به ارضاى جسمانى غرايز جنسى بسنده نمىكند؛ بلكه به نيازهاى غريزى روانى افراد هم توجّه دارد. زن به تكيهگاهى به نام مرد نياز دارد و مرد به زنى نياز دارد كه دركش كند. اينها به عنوان نياز جنسى مطرح است. اگر بخواهيم غريزه جنسى آرامش ايجاد كند، يعنى عشق واقعى يك مرد هم همسرش باشد و براى زن هم عشق واقعىاش، شوهرش باشد، بايد عشقهاى كوچك قبلى نداشته باشيم. اگر اين عشقهاى كوچك را داشته باشيم كه عمده آنها هوس است تا عشق، ناخودآگاه، عشق بعدى نمىتواند عشق واقعى و كاملى باشد؛ زيرا در ذهن افراد، هرچند به طور ناچيز، عشقهاى قبلى جاى خود را حفظ مىكنند. اگر فردى در بهترين شرايط، همسرش را از دست بدهد، بهترين شرايط، يعنى همسرى كه واقعاً عاشقش است؛ مثلًا در اثر تصادف فوت كند و اين فرد در بهترين شرايط با همسرى خوب ازدواج مجدّد داشته باشد، باز با فكر ازدواج قبلىاش زندگى خواهد كرد. عشقى كه در ازدواج دوم است، هيچ وقت صد در صد خالص نيست و اين، ناخودآگاه است. فردى كه به چند نفر دسترسى داشته و به چند نفر گفته واقعاً تو عشق منى، حالا مىخواهد به يك نفر اين حرف را بزند، نمىتواند؛ چون احساسش دستخورده است و خودش هم اين نكته را مىداند. هرچند اسلام اجازه ازدواج موقّت مىدهد، ولى بدانيد در اين ازدواج، آنطور كه بايد و شايد، نمىتوانيد به آرامش و عشق واقعى برسيد. پس اگر مرد يا زن مىتواند با ازدواج دائم، زندگى متأهّلى را شروع كند، بهتر است سراغ ازدواج موقّت نرود.
به اين نكته توجّه داشته باشيم كه سلامتى يك مرز مشخّص ندارد كه بخواهيم به آن برسيم. ممكن است درباره مسائل جنسى، زن و شوهر در سلامتى كامل باشند. اگر اين سلامتى كاملتر باشد، آنها