ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - مسافر بهشت
استاد جواد محدثى خراسانى شاعر.
مجيدقيصرى. نويسنده.
جواد افهمى. نويسنده.
امير حسين سادات. نويسنده.
دكتر على سرورى مجد. استاد دانشگاه.
مجيد محبوبى. نويسنده كودك و نوجوان.
مهدى اميرى. عكاس و گرافيست.
سيدمهدى موحد. نويسنده و عكاس.
چند نفر از دوستان ستاد عتبات هم، گروه را همراهى مىكنند.
آقاى كرمى كه پيش از اين، دو دوره نماينده مردم «كرمان» در «مجلس شوراى اسلامى» بوده و در حال حاضر، مشاور عالى رئيس «ستاد بازسازى عتبات» است و رئيس كارگروه انعكاس خدمات ستاد عتبات در قالب آثار مكتوب.
آقاى جعفرى رئيس «بنياد فرهنگى، هنرى امام رضا (ع)» كه به عنوان دبير كارگروه درخدمت ستاد است.
و آقاى سليمانى، مرد موسپيد مهربان كه مسئوليت دبيرخانه اين كارگروه را به عهده دارند.
همه را مىشمارم. كسى كم نيست و جا نمانده است. نمىدانم مشكل چيست؛ ولى ماشين دوم نيامده و ناگزير چمدانهايمان را روى بار يك سوارى ون مىچينيم و سوار مىشويم. دو سه نفرى، اضافهتر از ظرفيت ون هستيم.
براى اينكه بيشتر از آن معطّل نشويم، دوستان مىگويند فشرده بنشينيم تا حركت كنيم. ظاهراً رفت و برگشت مجدّد ما به «تهران»، روى هماهنگىها اثر گذاشته است. فشرده مىنشينيم. تقريباً روى پاى هم؛ امّا باز هم يك نفر اضافه مىآيد. سيدعبّاس موسوى جلدى مىپرد پايين و روى نردبان پشت ماشين جاگير مىشود و داد مىزند كه برويم.
برايم جالب است. بعضى آدمها هرچه بزرگتر مى شوند، از كوچك شدن نمىترسند. سيدعبّاس، نويسنده پرسابقه ...
ماشين راه مىافتد.
قدم به قدم، يك نفربر نظامى ايستاده است و بساط سرعتگير به راه است. راننده بايد نيش ترمزى بزند و خوش و بشى با مأموران مستقر