ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - مناسبات تربيت دينى و تربيت براى زندگى
نمىگردد و تربيت دينى رهاوردى، جز موفّقيت آنان ندارد.
اجازه دهيد براى روشنتر شدن بحث، به نتايج يكى از بررسىهاى علمى و اسلامى اشاره كنم. در تيرماه سال ١٣٨٧ همايش اسلام و آسيبهاى اجتماعى به همّت سازمان بهزيستى كشور برگزار گرديد. پژوهش بخش اسلامى اين همايش بر عهده «پژوهشكده علوم حديث» بود كه اينجانب نيز به جهت مسئوليتم، مستقيماً در همه موضوعات همايش درگير بودم. همايش نه آسيب اجتماعى را محور بررسى قرار داده بود كه عبارت بودند از:
١. اعتياد؛
٢. خودكشى؛
٣. فرار از خانه؛
٤. كودكان خيابانى؛
٥. كودك آزارى؛
٦. دختران و زنان آسيب ديده و در معرض آسيب؛
٧. همسرآزارى؛
٨. طلاق؛
٩. آسيبهاى نو پديد (مثل اينترنت، ماهواره و ...). به راستى چرا خشونت خانوادگى زياد شده است؟ چرا زن و شوهرهاى جوان با اندك مشكلى، راه دادگاه طلاق را در پيش مىگيرند؟ چرا خشونتهاى خيابانى افزايش يافته است؟ چرا عفّت كاهش و بىبند و بارى جنسى افزايش يافته است؟ چرا جوانان به اعتياد روى مىآورند؟ و ...
نتايج بررسى هاى اسلامى نشان داد كه اين نه موضوع به چند محور كلّى در مطالعات اسلامى برمىگردند كه عبارتند از: سبك فرزندپروزى، سبك ازدواج و زندگى زناشويى و سبك تربيت جنسى و در نهايت، همه اينها به سبك زندگى دينى بازمىگردد. آنچه به موضوع بحث ما مربوط مىشود، سبك فرزند پرورى و رابطه آن با آسيبهاى اجتماعى است. نابردبارى در برابر مشكلات و ناتوانى در تحمّل و يافتن راه حلّ مناسب براى آنها، از عللى است كه مىتواند فرزند را به اعتياد، خودكشى يا فرار از خانه بكشاند. فرزندى كه توانمندى تحمّل و حلّ مشكلات را نداشته باشد، براى فرار از وضعيت موجود يا به سمت اعتياد مىرود تا وى را از هشيارى و درك سختىهاى زندگى رها كند يا دست به خودكشى مىزند تا به رنج خود پايان دهد يا با كوچكترين مشكلى از خانه فرار مىكند و همين امور مىتواند زمينه آسيبهاى جنسى و بزهكارىهاى ديگر را فراهم سازد.
طبق نظريه مرتون، لذّتگرايى و تأكيد بيش از اندازه بر دستاورد و دارندگى(Achievement) از علل گرايش به اعتياد است؛ زيرا اين افراد هنگام دست نيافتن به هدف، براى تسكين خود به سمت موادّ مخدّر روى مىآورند.[١] همين امر ممكن است به خودكشى منجر شود يا فرد براى يافتن زندگى بهتر از خانه فرار كند كه مىتواند زمينه فسادهاى بعدى را فراهم كند. فقدان توان بازدارى و خويشتندارى (يا همان تقوا)، مقاومت افراد را در برابر محرّكهاى جنسى كاهش مىدهد و موجبات آلودگىهاى جنسى را فراهم مىكند. اين امر مىتواند در دنياى واقعى يا مجازى رخ دهد و ....
من ريشه اصلى (يا يكى از اساسىترين عوامل) بىعفّتى، بدحجابى، اعتياد و امورى از اين دست را خطا در تربيت فرزند مىدانم. اينها در اساس يك مشكل تربيتىاند، نه جنسى (از هر دو نوع آن).
همانگونه كه مىبينيد فقدان مؤلّفههاى دينى و وجود عناصر غيردينى در شخصيت افراد، موجب بروز ناكامى در زندگى و همچنين آسيبهاى اجتماعى مىگردد. لذّتگرايى افراطى و فقدان توان صبر در برابر مشكلات، وجود حرص و فقدان عنصر قناعت، نارضايتى و زيادهخواهى، فقدان تقوا و توان خويشتندارى و امورى از اين دست، همگى از عناصر غير دينى هستند كه علّت بروز اين نابهنجارىها مىباشند و موجبات ناكامى و شكست را در زندگى فرزندان به وجود مىآورند. در حقيقت، بيشتر آسيبهاى اجتماعى به آسيبهاى فردى بر مىگردد كه آن هم به خاطر آسيبهاى اخلاقى و اعتقادى و رفتارى است. در طرف مقابل، تربيت فرزند با مؤلّفههاى صبر، قناعت، شكر، رضامندى، تقوا و امورى از اين دست، مىتواند فرزندان را در برابر واقعيتها و آسيبها واكسينه كرده و مصونيت بخشد و در نتيجه، كاميابى و بهروزى را براى آنان به ارمغان آورد.
اين، اكنون تنها سخن دين نيست، بشر غربى نيز با آزمون و خطا به همين نتيجه رسيده است. مليكه بوربا كتابى در باب تربيت فرزند دارد به نام «پرورش هوش اخلاقى» كه در سال ٢٠٠١ م. چاپ و سال ١٣٩٠ م. توسط انتشارات رشد ترجمه و در «ايران» به چاپ رسيده است. وى در اين كتاب، از امورى مانند: همدلى (دل رحمى)، وجدان، خويشتندارى (تقوا و صبر)، احترام، مهربانى (محبّت)، بردبارى (حلم و كظم غيظ) و انصاف، به عنوان هفت فضيلت اساسى ياد مىكند كه براى درست رفتار كردن، به فرزندان بايد آموخت.
بنابراين، تربيت دينى منافاتى با تربيت براى زندگى ندارد؛ بلكه راه موفّقيت در زندگى، تربيت دينى است. رويگردانى از تربيت دينى، رابطه مستقيمى با ناكامى دارد و رويكرد به تربيت دينى، رابطه مستقيم و تنگاتنگ با كاميابى و بهروزى افراد در زندگى فرزندان دارد. نكته مهم اين است كه بايد نگاه به تربيت دينى را تغيير داد و از تربيت مناسكى به يك تربيت جامعنگر، روى آورد كه شامل مؤلّفههاى مختلف ديندارى (در حوزه اعتقاد، اخلاق و مناسك) گردد. چنين تربيتى، موجبات موفّقيت فرزندان در زندگى آينده را به وجود مىآورد.
اينكه مؤلّفهها و ابعاد تربيت دينى چيست، مسئلهاى است كه ان شاء الله در شماره آينده به آن مىپردازيم.
ادامه دارد ...
پىنوشتها:
[١]. «تنبيه الخواطر»، ج ٢، ص ١٨٧؛ ر. ك: «كافى»، ج ٢، ص ٨٧، ح ٤ و ٥.
[٢]. «تحف العقول»، ص ٩٠.
[٣]. «كافى»، ج ٢، ص ٢١٤، ح ٨.
[٤]. سوره اسراء، آيه ٨٤.
[٥]. «عيون اخبار الرّضا (ع)»، ج ٢، ص ٥١، ح ١٩٧.
[٦]. «مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل»، ج ١٥، ص ١٦٤.
[٧]. در اين باره مىتوانيد به كتاب «پيشگيرى از اعتياد با رويكرد اسلامى»، انتشارات دارالحديث مراجعه كنيد.