ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - خلقت شيعيان، راز تاب آنان در برابر اسرار الهى
يك زيادى بود كه طينت اميرالمؤمنين را از آن آفريد و در طينت اميرالمؤمنين نيز اضافهاى بود كه طينت ما را از آن اضافه آفريد و در طينت ما نيز اضافهاى بود كه طينت شيعيان را از آن اضافه طينت ما سرشت دلهاى آنها به سوى ما كشش دارد و دلهاى ما بر آنها مهربان است؛ مانند محبّت پدر به فرزند. ما براى آنها خوبيم و آنها براى ما. پيامبر اكرم (ص) براى ما خوب است و ما براى او.»[١]
اشتياق ارواح به آفريدههايشان
امام صادق (ع) فرمودند: «به راستى خدا ما را از علّيين آفريده و ارواح ما را از بالاى آن آفريده و ارواح شيعيان ما را از علّيين آفريده و پيكر آنها را از پائين آن آفريده، از اين جهت ميان ما و آنان خويشى و نزديكى است و دلهاى آنها به سوى ما مشتاقند.»[٢]
شيعيان اهل بيت (ع) و پيامبران در بهره روحى مشابهند
محمّد بن مروان مىگويد: از امام صادق (ع) شنيدم مى فرمود: «به راستى خدا ما را از نور عظمت خود آفريد و سپس خلق ما را مجسّم كرد از گلى مخزون و نهفته در زير عرش و آن نور را در اين كالبد نهاد و ما خلقى شديم در جلوه بشريت فروزان و درخشنده و كسى را در اين خلقت ما، بهره نيست و جان شيعيان ما را از گِل ما آفريد و پيكر آنها را از گِلى مخزون و نهفته در رتبه پائينتر از آن گِلى كه روحشان را از آن آفريد، و احدى را در آن خلقت مخصوص آنها بهرهاى نيست جز پيامبران و از اين رو ما و آنها آدمى شديم و مردم ديگر جانوران دم آتش شدند و به سوى دوزخ مىروند.»[٣]
زاده شدن مؤمن از ميان كافران
از امام صادق (ع) فرمودند: «چون خدا عزّوجلّ خواست آدم را بيافريند، جبرئيل را در نخستين ساعت روز جمعه فرستاد و با دست راست خود مُشتى بر گرفت كه از آسمان هفتم تا آسمان دنيا را فرا داشت و از هر آسمانى تربتى در كف خود برداشت و مُشتى ديگر بر گرفت كه از هفتمين زمين بلند تا هفتمين زمين دورتر را در آن فرا گرفت و خدا عزّوجلّ دستور داد تا مُشت نخست را با دست راستش نگهداشت و ديگر مُشت را با دست چپش و آنچه در مُشت داشت دو بار در شكافت و از آنچه از زمين بود در پاشيد و از آنچه هم از آسمان بود در پاشيد. پس بدان چه در دست راست داشت، گفت: از تو است رسولان و پيغمبران و اوصياء و صدّيقان و مؤمنان و سعادتمندان و هر كس ارجمندش خواستم- و آنچه گفت، همانگونه كه مىبايست، صورت پذيرفت و به آنچه در دست چپ داشت، گفت: از تو است جبّاران و مشركان و كافران و سركشان و هر كه خوارى و بدبختى او را خواهم. بر آن نيز آنچه را گفت، چنانچه گفت، انجام شد. سپس هر دو سرشت را در هم آميختند. و اين است تفسير قول خداى عزّوجلّ: «به راستى خداوند شكافنده دانه و هسته است» دانه سرشت مؤمن است كه خدا دوستى خود را در آن افكنده و هسته سرشت كافر است كه از هر خيرى به دورند و آن را «نوى» تعبير كرده براى آنكه از هر خيرى به دورند و از آن دورى جويند.
خداى عزّوجلّ فرموده است: «بر آرد زنده را از مرده و بر آرد مرده را از زنده.» زنده، مؤمنى است كه سرشتش از سرشت كافرى برآيد و مردهاى كه از زنده برآيد، همان كافرى است كه از سرشت مؤمن در آيد. زنده مؤمن است و مرده كافر و اين است تفسير قول خدا عزّوجلّ «و آيا كسى كه مرده است و او را زنده كرديم [چون كسى است كه در تاريكىها است]؟» مرگش آميزش سرشت او است با سرشت كافر و زندهشدنش آنگاه است كه خداى عزّوجلّ به فرمان خود، آنها را از هم جدا سازد، همچنين خداى عزّوجلّ مؤمن را در هنگام زايش، از آن تاريكى كه داخل آن است، به روشنى بر آرد و كافر را از نورى كه داخل آن است، به تاريكى بر آرد و اين است تفسير قول خدا عزّوجلّ «تا بيم دهد هر كه زنده است و پا برجا شود فرمان حق بر كافران.»[٤]
نيروهاى روحانى مؤمنان يا اصحاب ميمنه
جابر جعفى مىگويد: امام صادق (ع) فرمودند: «اى جابر! به راستى خدا تبارك و تعالى خلق را سه دسته آفريده و اين است قول خدا عزّوجلّ «شما سه دسته بوديد كه با هم جفت شديد: أصحاب ميمنه، چه كسانند أصحاب ميمنه؟ (خوش سرانجام و با بركت) و اصحاب مشأمه. كيانند اصحاب مشأمه؟ (بدبخت و شوم) و سابقون سابقون (پيشروان درجه يك) آنان مقرّبانند.»
دسته سابقون، رسولان خدا و مخصوصان حضرت او هستند از خلق او كه در آنها پنج نيروى روحى نهاده شده است:
١. با روح القدس آنها را تأييد كرده و به وسيله او هر چيز را شناخته و فهميدند؛
٢. روح ايمان و عقيده كه به وسيله آن از خدا عزّوجلّ بترسند؛
٣. روحيه توانايى كه به وسيله آن فرمان خدا مىبرند؛
٤. روح شهوت كه به وسيله آن طاعت خدا مىجويند و از نافرمانى خدا بدشان مىآيد؛
٥. روحيه عمومى كه به وسيله آن با مردم رفت و آمد مىكنند و زندهاند.
و در مؤمنان اصحاب ميمنه:
١. روح ايمان كه به آن از خدا مىترسند؛
٢. روحيه توانايى كه بدان قدرت بر طاعت خدا دارند؛
٣. روحيه شهوت كه در طاعت خدا پويند؛
٤. روحيه عمومى كه با آن، با مردم همه رفت و آمد مىكنند و زندهاند.»[٥]
خلقت شيعيان، راز تاب آنان در برابر اسرار الهى
ابى بصير مىگويد: امام صادق (ع) فرمودند: «اى ابامحمّد! به راستى نزد ما به خدا سرّى است از خدا و علمى است از علم خدا كه به خدا سوگند! هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسل و مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزموده، متحمّل نتواند شد. خدا موظّف نكرده است بدان، احدى را، جز ما و به بندگى خود نگرفته است بدان احدى را، جز ما. و [همچنين] نزد ما بعضى اسرار و بعضى از علم خدا است كه به ما دستور داده آن را به ديگران تبليغ كنيم از طرف خدا و ما آن را از