ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ب پاسدارى مداوم
فرو بسته و حتّى يك كلمه به عبدالمطلّب اعتراض نكرده است. بنابراين همانگونه كه گفتيم: ورود و خروج غريبهها در مكّه عادى است. در اين شهر، به آسانى مىتوانند ترور كنند؛ از اين رو تنها راه پيش روى عبدالمطلّب اين است كه حضرت را ناپديد كند.
با اين بيان، پس چرا عبدالمطلّب، محمّد (ص) را پس از پنج سال، به مكّه بازگرداند؟ در تاريخ، دليلى بر علّت بازگرداندن پيامبر (ص) گفته شده است:
«هنگامىكه پيامبر (ص) نزد حليمه بود، با فرزندان حليمه به چوپانى مىرفت. كسى آمد و سينه محمّد (ص) را پاره كرد و لختهاى خون از آن بيرون آورد و گفت: اين نصيب شيطان از توست. سپس محلّ را در طشتى از طلا و آب زمزم شست و رفت. كودكان نزد حليمه دويدند و فرياد زدند: محمّد كشته شد. محمّد كشته شد.»
پس از آن، حليمه به عبدالمطلّب گفت: نمىتوانم از فرزندت نگهدارى كنم. او جنّزده شده است. عبدالمطلّب نيز او را تحويل گرفت.[١]
اين حديث، شقّ صدر نام گرفت.[٢]
اين حديث را جعل كردهاند تا خطّ اصلى گم شود. به نقل ابنهشام، علّت بازگرداندن حضرت به مكّه، آن بود كه حضرت را شناسايى كرده بودند و مىخواستند ايشان را با خود ببرند.[٣] آن منطقه ديگر امن نبود؛ بنابراين حليمه ديگر توان پاسدارى از پيامبر (ص) را نداشت.
تنها به دليل ضعف اطّلاعات يهوديان در اين زمينه، پنج سال طول كشيد تا پيامبر (ص) را يافتند. اگر آنها از حضرت موسى (ع) نام شيردهنده (حليمه) را نيز پرسيده بودند، در هفته اوّل او را مىيافتند. در كار پيامبر در مكّه خلل حفاظتى ايجاد شده بود، كه او را پيدا كردند؛ وگرنه تا ابد او را پيدا نمىكردند. از اين به بعد، عبدالمطلّب محافظ محمّد (ص) شد. خداوند متعال بر رسولش، منّت مىگذارد و مىگويد:
«أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى؛[٤]
آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد.»
اگر در اين يتيم و دشمن پيچيدهاى كه داشته است، دقّت شود، به معناى آيه پى مىبريم.
ب. پاسدارى مداوم
پس از آنكه حليمه پيامبر اكرم (ص) را به عبدالمطلّب بازگرداند، ايشان حفاظت از آن فرزند را بر عهده گرفت. رفتار عبدالمطلّب نشان مىدهد كه اهمّيت حفاظت از محمّد (ص) براى ايشان كاملًا روشن بوده است كه حتّى هنگام جلسات دارالنّدوه نيز، ايشان را همراه مىبرد و به جاى خود مىنشاند. مورّخان سفرى براى پيامبر (ص) همراه مادرشان، به مدينه نقل كردهاند كه نمىتوان آن را به آسانى پذيرفت؛[٥] چون يثرب آلوده به يهوديان است و عبدالمطلّب از اهمّيت اين موضوع كاملًا آگاه است. پدر و مادرش به او وصيت كردهاند كه مراقب اين فرزند باشد و او را از يهود پنهان كند و خود نيز بارها كينه و هجوم يهود به او را ديده است؛ از اينرو، دور از ذهن است كه اين فرزند با مادر يا امّايمن به يثرب سفر كنند و آنجا مادر از دنيا برود و اين كودك را امّايمن به مكّه باز گرداند. اين از پيچيدگىهاى تاريخ است كه آيا اين حادثه واقعيت دارد يا نه؟ دليل واقعى مرگ مادر پيامبر (ص) چيست؟ براى چه كارى