ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - مؤمنان در قرآن مردان وفادار به عهد
نسيم شيعيان
جايگاه شيعه در نزد خداوند و اهل بيت (ع)
من بو و نسيم شيعيان را دوست دارم
ميسر مىگويد: امام باقر (ع) به من فرمودند: «آيا شما خلوت مىكنيد و گفتوگو مىنماييد و هرچه خواهيد مىگوييد؟» عرض كردم: آرى به خدا كه ما خلوت مىكنيم (در مجلس خالى از مخالف و بيگانه انجمن مىكنيم) و هرچه مىخواهيم (از مختصّات شيعه) مىگوييم. فرمودند: «همانا به خدا من دوست دارم كه در بعضى از آن مجالس با شما باشم. همانا به خدا كه من بوى شما و نسيم شما را دوست دارم و شماييد كه دين خدا و دين ملائكه او را داريد. پس (مرا به شفاعت و كفالت خود با) پرهيز از حرام و كوشش در طاعات كمك كنيد.»[١]
فضيلت شيعه
محمّدبن سليمان از پدرش روايت كند كه گفت: روزى در محضر امام صادق (ع) بودم كه ابوبصير نفسزنان وارد شد و چون در جاى خود قرار گرفت، حضرت صادق (ع) رو به او كرده و فرمودند: «اى ابامحمّد اين نفس زدنت از چيست؟»
ابوبصير گفت: قربانت اى فرزند رسول خدا! سالمند شدهام و استخوانم باريك گشته و مرگم نزديك شده در صورتىكه نمىدانم وضعم در آخرت چگونه است!
امام (ع): «اى ابامحمّد! تو هم چنين مىگويى؟»
ابوبصير: چرا چنين نگويم؟ قربانت گردم.
امام (ع): «اى ابامحمّد! مگر نمىدانى كه خداى تعالى جوانان شما را گرامى داشته و از پيران شما حيا دارد؟»
ابوبصير: قربانت چگونه جوانان را گرامى دارد و از پيران حيا كند؟!
امام (ع) فرمودند: «خدا جوانان را گرامى داشته از اينكه عذابشان كند و از پيران حيا كند كه از آنها حساب بكشد.»
ابوبصير: قربانت! آيا اين مقام ويژه ما (شيعيان) است يا براى عموم اهل توحيد و يكتاپرستان است؟
امام (ع) فرمودند: «نه. به خدا! مخصوص شما است نه همه مردم.»
لقب رافضى، لقب خدادادى
در ادامه روايت آمده است:
ابوبصير گفت: قربانت اينان به ما لقبى دادهاند كه پشت ما شكسته و دلهاى ما مرده است و زمامداران و واليان به خاطر همين لقب، خون ما را حلال مىشمرند.
امام (ع) فرمودند: «مقصودت لقب «رافضى» است؟»
ابوبصير گفت: آرى.
امام (ع) فرمودند: «نه. به خدا سوگند! اينان شما را بدين نام نخواندند؛ بلكه خدا شما را بدان ناميده است. اى ابامحمّد! آيا نمىدانى كه هفتاد نفر از بنىاسرائيل چون گمراهى فرعون و قومش را ديدند، آنها را واگذاردند و به موسى كه او را در هدايت ديدند پيوستند و آنها را در لشكر موسى «رافضى» ناميدند؛ چون فرعون را رها كردند. آنها در ميان لشكر موسى، از همه در عبادت كوشاتر و نسبت به دوستى موسى و هارون و فرزندانشان از همگى محكمتر بودند. پس خداى عزّوجلّ به موسى وحى فرمود: «اين نام را در «تورات» براى آنها ثبت كن؛ زيرا من آنها را به اين نام ناميدهام و اين نام را به آنها عطا كردهام»، موسى (ع) آن نام را براى آنها ثبت فرمود و پس از آن، خداوند اين نام را براى شما ذخيره كرد تا آن را به شما عطا فرمود.
اى ابامحمّد! اينان خوبى را رها كردند و شما شرّ را واگذارديد. مردم به دستههاى مختلفى پراكنده شدند و به شعبههاى زيادى منقسم گشتند و شما در شعبه خاندان پيامبرتان درآمديد و بدان راهى كه آنان رفتند، شما هم بدان راه رفتيد و همان را كه خدا براى شما انتخاب فرمود، شما برگزيديد و همان را كه خدا خواست، خواستيد. مژده باد بر شما! و باز هم مژده باد بر شما كه به خدا سوگند! شماييد مورد رحمت حق كه هر كارى از نيكوكارتان پذيرفته گردد و از بدكارتان گذشت شود. هر كه روز قيامت، بدون آن عقيدهاى كه شما داريد، به پيشگاه خداى عزّوجلّ بيايد، نه كار نيكى از او پذيرفته شود و نه از كارى از كارهاى بد او گذشت شود. اى ابامحمّد! آيا خوشحالت كردم؟»
ابوبصير درخواست كرد: قربانت گردم! بيفزا!
فرشتگانى كه گناهان شيعه را مىريزند
در ادامه روايت آمده است:
امام صادق (ع) فرمودند: «اى ابامحمّد! خداى عزّوجلّ فرشتگانى دارد كه گناهان را از دوش شيعيان ما بريزند؛ چنانچه باد خزان برگهاى درختان را در فصل آن (پاييز) بريزد و اين است معناى گفتار خداى عزّوجلّ: «آنان كه حامل عرشند و آنها كه در گرد آنند به ستايش پروردگارشان تسبيح گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان آمرزش خواهند»[٢] و به خدا آمرزشخواهى آنان براى شما است، نه براى همه مردم. اى ابامحمّد! آيا خوشحالت كردم؟»
ابوبصير گفت: قربانت! برايم بيفزا!
مؤمنان در قرآن: مردان وفادار به عهد
آنگاه امام صادق (ع) فرمودند: «اى ابامحمّد! همانا خداوند در قرآنش شما را ياد كرده و فرموده است: «از مؤمنان مردانى هستند كه وفا كردند به پيمانى كه با خدا بسته بودند، برخى از ايشان مدّت خود را به سر برده (و از اين جهان رفتند) و برخى چشم به راه (مرگ) اند و به هيچ وجه تغييرى نيافتهاند.»[٣] شماييد كه وفا كرديد بدان پيمانى