ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - تهديدات دائمى و خاموش
بيست تا سى سال گذشته، سياستى را تحت عنوان سياست كنترل جمعيت اتّخاذ كرده است.
سياست كنترل جمعيت باعث شده است كه نسل اروپا به شدّت پير بشود و در اثر اين سياست، الگوى زندگى اروپايى به الگوى زندگى تك فرزندى يا بى فرزندى يا زندگى با يك حيوان خانگى يا زندگى همجنسبازانه تبديل شده است.
اين چيزى است كه خودشان هم اعلان كردهاند. نتيجه اين الگو چيست؟ كاهش نرخ بارورى كشور. هر كشورى براى اينكه بتواند كف نرخ بارورى خودش را داشته باشد، به صورتى كه جمعيت خودش را ثابت و با قابليتهاى فعلى حفظ كند، بايد نرخ بارورىاش بالاى ١/ ٢ باشد وگرنه نسل به سمت انقراض مىرود.
نرخ رشد جمعيت در كشورهاى مسلمان، عموماً (متأسّفانه به جز ايران كه البتّه در مورد ايران هم به تدريج در حال ترميم است) بعضاً تا ٥/ ٤ است، يعنى تا ٥/ ٢ برابر.
اروپايىها در يك برآورد استراتژيك گفته بودند اگر اروپا با همين نرخ رشد جمعيت و كشورهاى مسلمان هم با همين نرخ رشد جمعيت بمانند، در سى سال آينده، بيش از سه چهارم (٧٥%) اروپا در اختيار مسلمانان قرار خواهد گرفت. در «آلمان»، «ايتاليا»، «فرانسه» و ساير كشورهاى اروپايى اين اتّفاق رخ مىدهد.
وقتى اين چنين فضايى وجود دارد، اروپايىها دو كار انجام مىدهند: اوّل سياستهاى تشويق جمعيتى است كه شما امروز مىبينيد در «ايتاليا»، «اسپانيا» و ... اعمال مىشود.
دوم كاهش نرخ رشد جمعيت جامعه رقيب است كه مسلمانان باشند. براين اساس، در كدام چارچوب و با چه روشى جلو مىروند؟ با روش دستكارى موادّ غذايى.
يعنى كاهش نرخ بارورى جمعيت كشورهاى مسلمان، استراتژىاى جدّى براى رقباى ما، يعنى اروپايىها و براى دشمنان ما، يعنى آمريكايىها و رژيم صهيونيستى است.
استراتژى ديگر، تسلّط اقتصادى است؛ به اين معنى كه كشورى بازار موادّ غذايى و توليد و پرورش گونه گياهى (اعمّ از مدل و نسل آن گياه) يا موادّ غذايى خاصّى را در اختيار بگيرد و گونههاى رقيب را از بين ببرد و خودش را در زمينه آن نوع خاص انحصارگر كند.
مثلًا فرض كنيد حمله مگس زيتون به زيتون رودبار در خوشبينانهترين حالت، اينگونه توجيه مىشود كه رقيبى به زيتونهاى ما حمله كرده است كه زيتون خودش را به ما بفروشد و در نگاه بدبينانه، توجيه ما حمله دشمنى براى از بين بردن صنعتى از ما خواهد بود. حمله به ماهيان سردابى هم از همين حيث است.
بسترهايى وجود دارد كه مىتواند اين سه مؤلّفه را براى ما هم به فرصت تبديل كند و هم به تهديد. اين بسترها كدامند؟
بستر مهم، دانش بيوتكنولوژيكى است. دانش بيوتكنولوژى در حوزه كشاورزى، عموماً فرصت ساز است و در كنارش تهديدات خاصّ خودش را هم دارد كه بايد به تهديداتش هم توجّه كرد.
اينكه تراريختگى كه يكى از مباحث در حوزه بيوتكنولوژى است، به معناى دستكارى ژنتيكى گياه در جهت اصلاح و برطرف كردن