ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - هدف اصلى، پديد آوردن نژاد برتر
راكفلر با هدف حمايت از دستيابى به خلوص ژنتيكى ايدهآل به وجود آمده است؛
٥. دولت نروژ.
نقشCGIAR در پروژه
در سال ١٩٦٠ م. «انستيتو بين المللى تحقيقاتى برنج»[١] توسط بنياد راكفلرها، شوراى توسعه كشاورزى جان. دى. راكفلر سوم و بنياد فورد، با هدف تأسيس «انستيتوى بين المللى تحقيقات برنج»(IRRI) در «لوس بانوس فيليپين»، عزم خود را جزم نمودند.[٢]
بنياد راكفلر در سال ١٩٧١ م. «مركز بينالمللى بهبود ذرّت و گندم» در «مكزيك» و ديگرى «انستيتوى بينالمللى كشاورزى نواحى گرمسيرى»(IITA) [٣] را با مشاركت بنياد فورد در «نيجريه» و همينطورIRRI را در «فيليپين» به وجود آورد.
تأسيس و بنيانگذارىCGIAR طى يك رشته كنفرانسهاى برگزار شده در مركز كنفرانس بنياد راكفلر واقع در شهر «بالاجيو»[٤] در «ايتاليا» قطعى گرديد. كسانى كه در همايشهاى بالاجيو شركت داشتند، عبارت بودند از: جورج هارار[٥] از بنياد راكفلر، فورست هيل[٦] از بنياد فورد، روبرت مكنامارا[٧] از بانك جهانى و موريس استرونگ[٨] از سازمان محيط زيست بينالمللى خاندان راكفلر و عضو هيئت متولّى بنياد راكفلر كه اجلاس بينالمللى «سطح زمين» سازمان ملل را در سال ١٩٧٢ م. در «استكهلم» سازماندهى كرد. اين كنفرانس، بخشى از پروژه فرآورى نژاد خاص[٩] بود كه در طول تلاشهاى دهها ساله پيگيرى مىشد.CGIAR جهت نهايت تأثيرگذارى، سازمان غذا و كشاورزى سازمان ملل، برنامه توسعه سازمان ملل و بانك جهانى را در اين پروژه درگير كرد.
بنياد راكفلر ابتدا منابع خود را در چنين شرايط برنامهريزى شدهاى قدرتمند ساخت و آنگاه در اوايل دهه ١٩٧٠ م. موقعيت و شرايط محقّق ساختن سياستهاى جهانى كشاورزى خود را به دست آورد و آن سياستها را به اجرا گذارد.CGIAR كه از طرف بنيادهاى راكفلر و فورد حمايت مالى مىشد، دانشمندان كشاورزى و بذرشناسان كشورهاى جهان سوم را با هدف آموزش انديشههاى مدرن و نوين تجارت توليدات كشاورى و نهادينه نمودن آن و بازگردانيدنشان به كشورهاى خود، به آمريكا آورد. در فرآيند اين اقدام، با هدف حمايت از تجارت كشاورزى خود، به ويژه انقلاب ژنتيكى(GMO) در كشورهاى در حال توسعه، حوزه نفوذ كارآمدى را تحت عنوان بازار آزاد كشاورزى پديد آورد.
هدف اصلى، پديد آوردن نژاد برتر
دپو و مخزن «اسوال بارد» در چنين جايگاهى است كه اهميت مىيابد. پروژهاى كه به آن اشاره شد، پروژهاى است كه از دهه ١٩٢٠ م. با هدف پديد آوردن يك نژاد برتر ژنتيكى و مشروعيت بخشيدن به آن، كه بعدها به «علم يوژنيكس» موسوم گرديد، توسط بنياد راكفلر و محافل پرقدرت مالى سودجو مورد استفاده قرار گرفت. پروژهاى كه هيتلر و نازىها آن را «پروژه نژاد برتر و خالص» نام نهاده بودند، همانند پروژه مخزن قيامت از طرف بنياد راكفلر مورد حمايت مالى قرار داشت. دانشمندان «ايوژنيك هيتلر» كه بعد از جنگ جهانى دوم بدون سر و صدا به آمريكا منتقل شدند و با بخششهاى سخاوتمندانه بنياد راكفلر تا دوران رايش سوم مورد حمايت آشكار قرار داشتند، توانستند در ارتباط با شكلهاى مختلف حيات، بنيادهاى مهندسى ژنتيك را استوار سازند[١٠] و باز همان بنياد راكفلر، پس از سفر هنرى والاس[١١] وزير كشاورزى سابق دوران نيوديل[١٢] و نلسون راكفلر و بنيانگذار شركت «بذر و دانه پايونيرهاى بريد»(Pioneer Hi -Bred) در سال ١٩٤٦ م. به «مكزيك»، «انقلاب به اصطلاح سبز» را پديد آورد.
«انقلاب سبز» مدّعى حلّ مسئله گرسنگى در مكزيك، «هندوستان» و تعدادى از كشورهاى انتخاب شدهاى كه راكفلر در آن فعاليت داشت، گرديد. نورمان بورلاگ[١٣] متخصّص كشاورزى بنياد راكفلر، به دليل فعاليتهايى مشابه فعاليتهاى هنرى كيسينجر، جايزه صلح نوبل را دريافت كرد.
پروژه انقلاب سبز، با هدف ايجاد يك تجارت جهانى كشاورزى انحصارى، همانند انحصارى ساختن نفت دنيا در ٥٠ سال پيش، طرحى روشن از جانب خاندان راكفلر است. «كشاورزى تجارى» و «انقلاب سبز» راكفلر در فرآيندى تو در تو شكل گرفت؛ هر دوى آنها نيز بخشهايى از استراتژى بزرگى بودند كه از طرف بنياد راكفلر و با هدف فرآورى مهندسى ژنتيكى در خصوص حيوانات و گياهان، طى سالهاى بعد مورد حمايت مالى قرار گرفتند. جان داويس،[١٤] معاون وزير كشاورزى دولت آيزنهاور در اوايل دهه ١٩٥٠ م. بود و در سال ١٩٥٥ م. وارد