ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - اشراف سياه و سازمان هاى مخفى
در هم آميخت. شهسوار متعهّد مىشد كه همواره جز به راستى سخن نگويد، از حقوق كليسا دفاع كند، به حمايت ضعفا برخيزد، در منطقه خويش صلح برقرار كند و سر در عقب جماعت كفّار گذارد ...
وفادارى شهسوار نسبت به خاوند متبوع خويش به مراتب الزام آورتر از محبّت پدر و پسر بود. شهسوار حافظ تمامى زنان و مدافع ناموس آنان بود و ...[١]
شواليهگرى كه در قرن دهم آغاز شد و در قرن سيزدهم ميلادى به اوج كمال رسيد، از وحشىگرىهاى جنگهاى صد ساله[٢] زيان ديد، از نفرت بىرحمانهاى كه مايه تشتّت اشراف انگليسى در جنگ گلها شد، لطمهاى جانكاه چشيد و در لهيب خشم جنگهاى مذهبى قرن شانزدهم ميلادى، نابود شد.[٣]
هشت دوره طولانى جنگهاى صليبى (١٠٩٥- ١٢٩١ م.) جماعت بزرگى از شهسواران، سرفها، واسالها و ... را در اوج حوادث قرون وسطا به ميدان رويارويى با مسلمانان كشيد.
آمرزشنامه مخصوص پاپ اوربانوس براى شركتكنندگان در جنگ، بخشش مالياتها توسط پادشاهان، بخشش گنهكاران، زندانيان آزاد شده باعث بود تا جمع كثيرى از ولگردان نيز به اين «قافله مقدّس»[٤] بپيوندند.
افرادى كه از فقرى ناگزير به امان آمده بودند، ماجراجويانى كه حاضر بودند تن به مخاطرات بدهند، پسران كهترى كه اميد تهيه تيولنشينهايى را در مشرق زمين در سر مىپختند، بازرگانانى كه به دنبال بازارهاى جديد براى كالاهاى خود بودند، شهسوارانى كه با عزيمت سرفهاى خويش به جنگ، خود را دست تنها مىديدند، مردمان كمرويى كه از زخم زبان اطرافيان و تهمت ترسويى احتراز داشتند، همگى به جماعتى از مؤمنان واقعى پيوستند تا سرزمينى را كه محلّ ولادت و وفات عيسى مسيح (ع) بود، نجات دهند.[٥]
جنگهاى صليبى پيامدهاى فراوانى را در شرق و غرب جهان بر جاى گذاشت. ثروتهاى مادّى و فرهنگى بى شمارى از شرق به سوى غرب سرازير و تغييرات اجتماعى بسيارى را سبب شد. به ويژه اشراف و شهسواران از اين رهگذر، صاحب ثروتى باد آورده شدند. ثروتى كه در سالهاى بعد، سبب نفوذ اين گروه در ساختار سياسى، اجتماعى اروپا و به ويژه انگلستان و ايجاد تغييرات جدّى شد.
اين واقعه، به نظام اشرافى و آريستوكراسى اروپا و به ويژه انگلستان نيز رنگ و بويى جديد داد. بر اساس اين ساختار، جامعه انگليس به دو گروه لردها[٦] (اشراف) و عوام تقسيم مىشد. در گذشته، منظور از عوام توده مردم نبود؛ بلكه شواليهها (شهسواران) بود.
در رأس هرم اشرافيت بريتانيا، مقام سلطنت و خاندان سلطنتى جاى دارد. وليعهد، پرنس ولز خوانده مىشود و برادران و عموزادگان او معمولًا داراى عنوان دوكاند، مانند دوك يورگ، دوك كنت ... سلسله مراتب اشرافى فوق پس از خاندان سلطنتى، به ترتيب اهمّيت، عبارت از: دوك،[٧] ماركيز،[٨] ارل،[٩] ويسكونت[١٠] و بارون بودند. ٢٨ ٢٩
بارونت(Baronet) پايينترين عنوان موروثى در «بريتانيا» ست. بارونت ردهاى در ميان لرد و شهسوار محسوب مىشود و به اين دليل دارندگان اين عنوان، در مجلس لردها جايگاهى ندارند ... بارونتها مانند شواليهها با عنوان «سِر» شناخته شده و زنان ايشان «ليدى» خوانده مىشوند.
شهسوار (شواليه): واژهCniht ساكسون كه بهKnight انگليسى بدل شد، در آغاز، به معنى جوان و خدمتكار مسلّح بود. بعدها به كسانى اطلاق شد كه در رأس گروههاى مسلّح خود، در ركاب شاهان و اشراف در جنگها حضور مىيافتند و به پاس خدماتشان در غنايم جنگى سهيم بودند. اين افراد در فرانسهChevalier و در آلمانRitter خوانده مىشدند. به تدريج، شواليهگرى (شهسوارى) داراى آداب و سنن خاصّ