ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - اشراف سياه و سازمان هاى مخفى
يافتن ربا، همه پهنهها را درنورديده و زمين را ميدان تاخت و تاز بلامنازع خويش به حساب آورند.
مقارن سلطنت شاه اسماعيل صفوى، هنرى هشتم پادشاهى به شدّت فاسد و زنباره بر تخت سلطنت انگليس و رأس هرم اشراف بريتانيا نشست. هنرى هشتم شش بار به طور رسمى ازدواج كرد. نخستين همسرش (١٥٠٩ م.) كاترين آراگونى بود؛ زنى كه ماجراى طلاق او و هنرى هشتم، سرآغاز نهضت اصلاح دينى (رفورماسيون) و نوزايى فرهنگى (رنسانس) در انگلستان انگاشته شد.[١]
ممانعت كليساى روم و پاپ كلمنت هفتم از ازدواج مجدّد هنرى هشتم و طلاق كاترين آراگونى، چنان به اختلاف دربار انگلستان و كليساى روم انجاميد كه زمينههاى هجوم هنرى هشتم را به شبكه گسترده دارايىهاى كليساى كاتوليك و صومعهها و غارت اموال آنها فراهم آورد.[٢] اين واقعه براى هميشه كليساى روم را از انگلستان جدا ساخت.
از همين رهگذر و به تدريج، كليساى انگلستان به كليساى پروتستان تبديل شد.[٣]
در تمامى اين وقايع، نقش يهود و سرمايهسالاران بنىاسرائيلى را نبايد از ياد برد.
ماهيت اين رفورماسيون سياسى، زمانى بهتر شناخته مىشود كه دريابيم در زمان وقوع آن در انگلستان، شبكهاى گسترده و ثروتمند از صومعهها وجود داشت كه بخش مهمّى از ثروت كشور را به صورت موقوفه در اختيار داشتند و تابع پاپ و كليساى رم بودند. از اين روست كه برخى محقّقان اقدامات هنرى را بهانهجويى براى تاراج اموال مفصّل كليسا و صومعهها مىدانند، اموالى كه در پايه ظهور يك طبقه ثروتمند نوكيسه و فاسد قرار گرفت و سرمايهاى فراهم آورد براى پيدايش موج انگليسى تهاجم ماوراى بحار در عصر اليزابت.[٤]
مجموعه وقايع (جنگهاى صليبى، غارت دارايىهاى شرق اسلامى، غارت اموال كليسا و صومعهها و پيدايش نسل جديد بورژوازى نوخاسته)، تحوّل اساسى در ساختار اشرافيت بريتانيا از سده هفدهم ميلادى را سبب شد.
دزدىهاى دريايى و غارت ماوراى بحار و پيدايش گروههايى كه از اين طريق به ثروت فراوان دست يافتند و تركيب اشرافيت موجود را ديگرگون ساخت. اين تحوّل ثروت انبوه و اقتدار اين گروهها را به ارمغان آورد ...
اين گروههاى نوخاسته با بقاياى اشرافيت زميندار- فئودال گذشته در آميختند و تركيبى جديد آفريدند كه از آن، با عنوان اليگارشى ماوراى بحار يا اليگارشى مستعمراتى بريتانيا ياد كردهايم. در واقع، اليگارشى ماوراى بحار بريتانيا شبكهاى گسترده را شامل مىشد، مركّب از انواع سرمايهگذاران بزرگ در كمپانىهاى ماوراى بحار (شاه و اعضاى خاندان سلطنتى، اشراف و درباريان، يهوديان، صرّافان، بورس بازان، دلّالان و شيادان مالى)، ماجراجويان دريايى و تجّار ماوراى بحار، پلانتوكراتها و كارگزاران مستعمراتى. از اين دوران، آريستوكراسى بريتانيا به طور عمده مجموعهاى همبسته و پيوسته با اين اليگارشى و غيرقابل تفكيك از آن بود و بخش ممتاز و نهادينه شده اين اليگارشى به شمار مىرفت.[٥]
در اين دوران، سلطنت خاندان استوارت پارلمان بريتانيا به كانون اقتدار اين اليگارشى بدل شد و بخش مهمّى از اعضاى اين نهاد، پيوندى استوار با كمپانىهاى ماوراى بحار، به ويژه كمپانى «هند شرقى» و زرسالاران يهودى «آمستردام» و «لندن» داشتند ... بدين سان در تمامى سدههاى هفدهم و هجدهم ميلادى، كميته سرّى هيئت مديره كمپانى هند شرقى بريتانيا، به عنوان كانون تجمّع مقتدرترين و ثروتمندترين اعضاى اين اليگارشى، نقشى مؤثّر در تحوّلات داخلى اين كشور ايفا نمود. [٦]
مهمترين خاندانهاى اشرافى بريتانيا، صاحب القاب مهمّ اشرافى كه طى سدههاى اخير بريتانيا و جهان، ايفاى نقش اوّل نمودهاند، ٢٥ خاندان انگليسى و اسكاتلندىاند كه تنها به ذكر نام خاندان آنها اكتفا مىشود:
١. خاندان هوارد: كهنترين خاندان كنونى دوك انگليس (دريادار جك هوارد در سالهاى ١٩٨٧- ١٩٨٩ م. رئيس ستاد كلّ نيروهاى دريايى بود)؛
٢. خاندان سيمور: از ٤٥٠ سال پيش تاكنون عنوان دوك سرمرست را بر خود دارند؛
٣. خاندان سيسيل: سومين خاندان اشرافى كه چهار سده تمام در قلّه سياست و فرهنگ اقتصاد بريتانيا جاى دارد. سر ويليام سيسيل، به عنوان بنيانگذار سازمان اطّلاعاتى بريتانيا شناخته مىشود؛