ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - استراتژى اتّحاديه ظالمان
متجاوزان نيست؛ به عكس، اينهمه، خود حاصل سكوت و انفعال درازمدّت ساليان متمادى و قرون ماضى در برابر غاصبان و متجاوزان به حقّ آل محمّد (ص) و تنها گذاردن ايشان در برابر صفوف فشرده آلاميه و آلعبّاس و بالأخره خاندانهاى زرسالار يهودى است. برآيند نهايى عمل جمعى مردم در سالهاى قبل از ظهور، ظهور عينى يافته و خود را مىنماياند. به عبارتى، از ماست كه بر ماست. با اينهمه، اين آمادگى مستضعفان براى از خود بيرون شدن و مطالبه حقوق از دست رفتهاشان است كه سبب جبران مافات و انهدام و انعدام آلاسرائيل و فرزند خواندگانش در سراسر جهان مىشود.
استراتژى اتّحاديه ظالمان
تصوير ارائه شده درباره وضعيت و موقعيت شيعيان و مؤمنان در عصر غيبت و به ويژه سالهاى قبل از ظهور كبرى، بيانگر انباشته شدن زمين از ظلم ظالمان و عمل سازمانيافته و كينورزانه آنان درباره مظلومان است. در اين عصر، چنانكه مصاديق و نشانههاى آن را پيرامون خود و در جهان اسلام مشاهده مىكنيم، استراتژى اتّحاديه ظالمان؛ انهدام و انعدام نسل شيعيان مظلوم از صحنه گيتى است.
در همه آنچه تحت عنوان ائتلاف صليب، سلفى و صهيون نوشته و منتشر كردهايم، آمده است كه سران اين ائتلاف، با آگاهى از نقشآفرينى شيعيان در سرانجام تاريخ و همراهى آنان با موعود مقدّس، به اميد تغيير مسير تاريخ، همه سعى خود را مصروف تصرّف مناطق استراتژيك در جغرافياى حضور و عمل منجى موعود و انهدام و انعدام شيعيان همراهى كننده با ايشان كردهاند.
هيچيك از اقوام و ملل، به جز شيعيان آل محمّد (ص)، درباره تاريخ فردا و كيفيت حضور در سالهاى قبل و بعد از ظهور، واجد سخن و طرح نيستند. دليل انتظار جدّى آنان و اعتراض همه جانبه درباره عمل اتّحاديه ظالمان در حوزه «فرهنگى و تمدّنى الحادى صليبى و صهيونى» نيز به همين آگاهى آنان درباره آينده جهان و جهان آينده برمىگردد؛ چنانكه دليل اتّخاذ استراتژى انهدام و انعدام شيعيان نيز به اين آگاهى و طبع سيرىناپذيرشان براى تأسيس حكومت جهانى شيطانى، در جهانى عارى از مؤمنان شيعى برمىگردد.
طى هجمه دويست ساله استعمارگران، ابتدا جهان اسلام همه يكپارچگى خود را از دست داد و در گام بعدى، جمله حكماء، امراء و سلاطين از ميان سرسپردگان به صليب و صهيون برگزيده شدند؛ چنانكه امراى سلفى و پشتيبانان اهل فتوا در ميانشان، با رويكردى خصمانه دربارة مظلومان و محرومان، به اتّحادى ناميمون به صليب و صهيون رسيده و موفّق به ايجاد ائتلاف صليب و سلفى و صهيون شدند.
عموم سران اين كشورهاى به ظاهر اسلامى، تحت قيموميت لژهاى مخفى ماسونى اداره مىشوند و امراء و حكّام برگزيده شده، در جمع اعضاى لژهاى فراماسونرى و شواليههاى مالتا قابل شناسايىاند. در حركت بعدى و طى دو سه دهة اخير، سران مجامع مخفى صليبى و صهيونى، با سوگيرى خاص و به قصد اجراى پروژة نظم نوين جهانى، گام بزرگى را به سوى آخرين مرحله از تأسيس حكومت جهانى بنىاسرائيل برداشتهاند. در اين گام، تحقّق استراتژى انهدام و انعدام شيعيان كه هماكنون از طرف جريانات و گروههاى سلفى و وهّابى در حال اجراست از جايگاه مهمّى برخوردار است.
امام كاظم (ع)، در توصيف شيعيان در اين موقعيت و تكليف آنان در دورة فترت مىفرمايند:
«طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِى غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى