ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - استراتژى اتّحاديه ظالمان
مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا ...؛[١]
خوشا به حال شيعيان ما! آنانكه به ريسمان ما در غيبت قائم ما چنگ زنند و بر ولايت ما و بيزارى از دشمنان ما پابرجا باشند. آنان از مايند و ما از ايشان، آنان به راستى ما را امام خود پسنديدهاند و ما نيز ايشان را شيعه خود پسنديدهايم. پس طوبى براى آنان كه چه سعادتمند و خوشبختاند! به خدا سوگند! آنان در روز قيامت با ما و در مراتب ما خواهند بود.»
امام، شيعيان رامتذكّر حفظ دو صفت و مراعات دو رويكرد مىشوند؛ اوّل، چنگ انداختن در ريسمان ولايت اهل بيت (ع) و دوّم، تبرّى جستن و بيزارى از دشمنان اهل بيت (ع).
در شرايط امن و راحت، احراز اين دو صفت و رويكرد، ساده مىنمايد؛ امّا با ظاهر شدن نشانههاى تندباد گزنده و كينورزى دشمنان متّحد و ملتزم به قتل عامّ شيعيان و محرومان، چنانكه امروز در «عراق»، «سوريه»، «پاكستان» و «بحرين» حادث شده است، اتّخاذ اين استراتژى، سخت و گاه غيرممكن مىنمايد. تا شيعيان در خود، اين رويكرد را جمع و آن را بارز نسازند، حائز مقام مذكور در روايت، يعنى از ايشان بودن و مقبول ايشان بودن نخواهند شد.
شرايط تاريخى سالهاى قبل از ظهور، چنانكه امروزه قابل شناسايى و تجربه است و پيشبينى حضرات معصومان (ع) نشان مىدهد كه وضعيت هر روز نسبت به قبل شديدتر و سختتر خواهد شد. در ميان بلاء و ابتلاء و امتحان، ناگزير هر طايفه، جاى خويش را در ميان صفوف شناخته و بدان ملحق مىشود و جالبتر آنكه، آن وضع را هم اظهار مىكند.
معنى ظهور، غربالگرى بزرگ
همه ما با شنيدن لفظ ظهور، متوجّه و متذكّر امر ظهور كبراى امام زمان (ع) مىشويم؛ امّا مىتوان متوجّه و متذكّر اين معنا هم بود كه ظهور، به معنى آشكار شدن و از پرده بيرون افتادن نهانىها و اسرار است. اين آشكارى، در وجهى معطوف به ظهور و آشكار شدن امام مبين از پس پرده غيبت است؛ امّا از وجهى ديگر، معطوف به آشكار شدن نهان و پوشيدگىهاى مردم است. همه آنچه كه در پس پرده مصلحتسنجى، رياورزى و تظاهر و خيرهسرى حيلهگرانه پنهان مانده است.
آشكار شدن اضطرار عمومى، آشكار شدن منتهى عليه طلب و تقاضاى محرومان، آشكار شدن يأس و نوميدى حاصل از تجربه حكومتهاى طغيانگر و بالأخره آشكار شدن نهانها و آنچه كه مردم پوشيده داشتهاند، در زمره مفاهيمى است كه در وقت گفتوگو از ظهور بايد بدان توجّه داشت.
در اوج ابتلاء و سختى، آنگاه كه هيچ دستگير مطمئنّى براى گريز از بحران وجود ندارد، مافىالضّمير خلق روزگار به آشكارى مىرسد. همين امر، سبب مىشود تا كسى، برخلاف روزهاى امن و آسايش، منافقانه خود را مستور و پوشيده نساخته و آنچه را پنهان داشته است، آشكار كند. اين واقعه، باعث صفبندى و جدا شدن مردم از يكديگر مىشود. درست مثل آن هنگام كه غربالگرى اتّفاق مىافتد. امام محمّدباقر (ع)، درباره غربالگرى حوادث سخت سالهاى قبل از ظهور مىفرمايند: «به خدا قسم! تمييز داده مىشويد و آزمايش خواهيد شد، به خدا قسم! غربال مىشويد؛ چنانكه دانه تلخ با غربال از گندم جدا مىشود».[٢] اين غربالگرى، تعداد محدودى از صالحان و منتظران حقيقى را تفكيك ساخته و از جمع مدّعيان خارج مىسازد.