ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ١ عصاى موسى (ع)
اشاره:
بى ترديد هر يك از انبياء و اولياء آيات و معجزاتى داشتهاند كه هم دليل صدق آنها و هم ياور آنها در رويارويى با دشمنانشان بوده است، اما نكته جالب توجّه اين است كه به اعتقاد ما، همه اين آيات و معجزات و يادگارهاى انبياى پيشين، اكنون در نزد آخرين حجّت حق، حضرت صاحب الامر (ع) است. چنانكه در زيارت آن حضرت مىخوانيم:
«السّلام على بقيه الله فى بلاده و حجته على عباده المنتهى إليه مواريث الأنبياء و لديه موجود اثار الأصفياء ...؛[١]
سلام بر بقيه خدا در شهرهايش و حجّت او بر بندگانش؛ همو كه مواريث پيامبران به او رسيده و آثار اصفيا در نزد او موجود است ...».
وجود مبارك امام عصر (ع) علاوه بر صحف انبياى الهى، علم انبياء و اسم اعظم، ودايع و آثار انبياى الهى را نيز به ارث برده است كه در اينجا با بهره گيرى از روايات معصومان (ع) به برخى از اين ودايع اشاره مىكنيم:
١. عصاى موسى (ع)
امام باقر (ع) فرمود:
عصاى موسى از آن آدم (ع) بود كه به شعيب رسيد و سپس به موسى بن عمران رسيد، آن عصا نزد ماست و اندكى پيش نزدم بود؛ مانند وقتى كه از درختش جدا شده، سبز است و چون از او سؤال شود، جواب گويد و براى قائم ما (حضرت مهدى (ع)) آماده گشته است، او (حضرت مهدى) با آن، همان كار كه موسى مىكرد، انجام دهد. آن عصا هراسآور است و ساخته هاى جادوگران را مىبلعد و به هر چه مأمور شود، انجام دهد؛ چون حمله كند هر چه به نيرنگ ساختهاند مىبلعد و برايش دو شعبهباز شود كه يكى در زمين و ديگرى در سقف باشد و ميان آنها (ميان دو فكش) چهل ذراع باشد و نيرنگ ساخته ها را با زبانش مىبلعد. (به طورى كه در زمان حضرت موسى (ع) سحر ساحران را بلعيد».[٢]
امام صادق (ع) نيز فرمود: «الواح موسى (ع) (تورات) و عصاى او نزد ماست و ما وارث پيامبرانيم».[٣]
با توجّه به اين روايت، مىتوان گفت: عصاى حضرت موسى (ع) و تورات دست به دست به حضرت صادق (ع) و بعد از ايشان هم دست به دست به ساير ائمه رسيده است و اكنون نيز اين عصا در اختيار امام مهدى (ع)- كه خداوند ظهورش را نزديك گرداند- قرار دارد.
عصاى حضرت موسى (ع) چندين معجزه داشته كه «قرآن» به آنها اشاره كرده است:
١. مار شدن عصا هنگام مبعوث شدن حضرت موسى (ع) به پيامبرى: در «سوره قصص، آيه ٣١» مىفرمايد:
و [فرمود:] «عصاى خود را بيافكن» پس چون ديد آن مثل مارى مىجنبد، پشت كرد و برنگشت. «اى موسى، پيش آى و مترس كه تو در امانى».
٢. اژدها شدن عصا نزد فرعون: در «سوره شعراء آيه ٣٢» مىفرمايد:
«فَأَلْقىعَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ؛ پس عصاى خود بيافكند و به ناگاه اژدهايى نمايان شد».
٣. بلعيدن سحر ساحران توسط عصا: در «سوره شعراء آيات ٤٥ و ٤٦» مىفرمايد: «فَأَلْقىمُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ؛ پس موسى عصايش را انداخت و به ناگاه هر چه را به دروغ برخاسته بودند، بلعيد. در نتيجه، ساحران به حالت سجده درافتادند».
٤. زدن عصا به دريا و باز شدن راه براى نجات قوم بنى اسرائيل: در «سوره شعراء» آيه ٦٣ مىفرمايد:
«فَأَوْحَيْناإِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ؛
پس به موسى وحى كرديم: «با عصاى خود برين دريا بزن!» تا از هم شكافت، و هر پارهاى همچون كوهى سترگ بود».
٥. زدن عصا به سنگ و بيرون آمدن دوازده چشمه آب براى اسباط بنى اسرائيل: در «سوره بقره آيه ٦٠» مىفرمايد: