ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - اشراف سياه و سازمان هاى مخفى
پرسش شما، پاسخ موعود
اشراف سياه و سازمانهاى مخفى
اسماعيل شفيعى سروستانى
هيچ كس نمىتواند ادّعا كند قادر به تبيين و تشريح سلسله بلند مجامع مخفى، ارتباط سازمانى اين مجامع و نحوه دقيق عملكرد آنهاست. با اين همه، با تكيه به بسيارى از قراين و شواهد كه عمدتاً حاصل تلاشهاى مصرّانه برخى از پژوهشگران از جان گذشته است، مىتوان ميان اين مجامع مخفى، اشراف سياه اروپا و به ويژه «انگليس» و يهود ارتباطى تنگاتنگ يافت.
سابقه نظام و ساختار اشرافى اروپا كه آن را با نام آريستوكراسى مىشناسيم، بر شالوده نظام فئودالى اروپاى غربى استوار است. فرآيندى كه به تدريج و با گذار از ميان سالها و قرون تكوين يافت.
نظام فئودالى در اروپاى غربى، از قرن پنجم ميلادى تا قرن ١٧ و ١٨ ميلادى و در «روسيه» و شرق اروپا، از قرن نهم ميلادى تا نيمه دوم قرن ١٩ ميلادى به عنوان يكى از مهمترين ويژگىهاى تمدّن قرون وسطا قابل شناسايى است. زنجيرهاى از فرمانروايى جايگزين زنجيره امپراتورى و سناى روم.
«فئو» در لغت، يعنى قطعه زمين و فئوداليسم، نظامى مبتنى بر زميندارى بود.
از ميانه قرن چهارم ميلادى، امپراتورى روم ديگر قادر به انتظام بخشيدن به امور نبود. شورش بردگان و كشاورزان اين امپراتورى را تضعيف كرد.
مالياتهاى گزاف دهقانان را وادار ساخت تا زمينهاى خود را به مالكان عمده بفروشند و دهقانان به صورت كوچنشين در آيند يا وابسته به زمين شده و با زمين خريد و فروش شوند.
فئوداليسم محصول فروپاشى امپراتورى روم بود و جانشين اقتصاد سياسى مبتنى بر بردهدارى، كه نتيجه اين جانشينى هم انحصار مالكيت خصوصى زمين بود. ايجاد نظام سرفدارى و تمركز قدرت سياسى، اقتصادى در جامعه روستايى، ايجاد نوعى نظم آريستوكراتيك دائمى، تقسيم اختيارات دولت و تشكيل يك سازمان سلسله مراتبى مشابه در كليسا بود.[١]
خصيصه آغاز نظام فئودالى، در شكل كلاسيك آن، فقدان يك حكومت مركزى مقتدر و تجزيه و پراكندگى سياسى است.
اشراف فئودال، هر يك سهم بزرگى از اراضى كشور را در تملّك داشتند. پادشاه يا زميندار بزرگ (سينيور) اين زمينها را واگذار مىكرد و در ازاى آن، ماليات يا سرباز و سپاه از فئودال دريافت مىكرد.
اشراف فئودال، در رأس سازمانى قرار داشتند كه در آن، جامعه عبارت بود از آزادمردان، سرفها و بردگان. طبقه آزادمردان شامل نجبا، روحانيون، سربازان حرفهاى، صاحبان مشاغل، اكثر بازرگانان و افزارمندان و كشاورزانى مىشد كه تقريباً با اندك تعهّد يا بىهيچ تعهّدى در مقابل خاندان فئودال، مالك زمينهاى خويش بودند يا در برابر مال الاجارة نقدى، زمين را از خاوند اجاره مىكردند.[٢]
رعايا، سرف ناميده مىشدند و در قرون وسطا به اين نظام فئودالى اروپا سرواژ نيز مىگفتند.
در رأس سلسله مراتب فئودالى، پادشاه قرار داشت. هر فئودال، ارباب و سالار بود و خادمان (واسال) در خدمت او بودند. هر واسال منطقهاى يا قلعهاى را در تيول خويش داشت و در عوض به ارباب خدمت مىكرد. اين تيولها بعداً ميراثى قابل انتقال شدند.
فئودالها براى حفظ سرمايههاى خود، (زمين و كشاورزان) قلعههايى را بنا مىكردند كه بورگ ناميده مىشد، در آن دوران، اساس حيات اجتماعى، در روستا بود و نه شهر، سرزمين به اقطاعهاى بزرگ تقسيم مىشد كه هر كدام را يكFief مىخواندند كه به يك خاندان نجيبزاده تعلّق داشت. در اينجا، مراد از تعلّق داشتن چيزى بيش از مالكيت صرف بود. در اروپاى آن دوره، زمين كالا محسوب نمىشد و خريد و فروش آن نادر بود. رئيس خاندان اشرافى در هر اقطاع كه