ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٦
كه واسطه فيض به اين عالم است، نيستند، از اينرو آنها در عناد خود باقى مىمانند و به جنگ مصلح اوّلين و آخرين مىروند. آنها به حدّى عناد دارند كه حتّى «يؤولون القرآن فيقاتلونه!» امّا در جايى كه مشيّت بر اين قرار گرفته كه كره خاكى حتّى از حيوانهاى حرام گوشت تطهير شود، اجزاى عالم با آن متعصّبان ناپاك همراهى نخواهد كرد و زمين از انسانهاى وارونه تطهير خواهد شد؛ همان كه اميرالمؤمنين (ع) در آرزوى آن گداخت و نتوانست آن را محقّق كند و اينگونه است كه تأويل آخرالزّمان با تأويل صدر اسلام فرق پيدا مىكند. تأويلگران آخرالزّمان در برابر آفتاب عالمتاب عقلانيّت مهدوى با خسران مواجه مىشوند؛ امّا تأويلگران صدر اسلام توانستند با تعطيل مرجعيت علمى، راه قرائتهاى مختلف را به قرآن باز كنند و پشت هر قرائتى فرقهاى تشكيل دهند و به نام دين، انسانها را در مقابل هم قرار داده و در تمام ادوار، سيل خون راه بياندازند. به اين ترتيب امامى كه رسول خدا (ص) خبر داده بود، بىكس ماند و جانسوزانه اعلام كرد «هَيْهَاتَ أَنْ أَطْلَعَ بِكُمْ سَرَارَ الْعَدْلِ أَوْ أُقِيمَ اعْوِجَاجَ الْحَق»[١] تا اينكه فرزندش آرزوى او را محقّق كند و قلب تأويلگران بيگانه با قرآن را بشكافد.
اميرالمؤمنين (ع) در زمان خود، بزرگترين قدم را براى بلوغ عقول امّت برداشت. او از طريق علم وارد شد تا با آن، انسانها را به درجه اعلاى عقلانيّت و بلوغ برساند. او امير علم و باب علم بود. او خزانهدار و مدينه علم و حكمت پيامبر (ص) و «وارِثَ عِلْمِ الْأَوَّلينَ وَالْأخِرينَ»[٢] بود. او به آسمانها بيشتر از زمين مسلّط و محصول بيست و سه سال تلاش پيامبر (ص) بود. او آرزو داشت انسانها پاى درس او بنشينند و عالم، عاقل و بالغ شوند؛ امّا در اين آرزو ناكام ماند.
آرى امّت از علمى كه نه علم مدرسهاى و نه از طريقه ذكر و فكر و روايت، بلكه علم ارائه الهى بود، محروم ماند. نه عالم شد، نه بالغ و نه فرشتهگونه؛ بلكه كوچك ماند و از كوچكى بناى تعصّب و جنگ و درگيرى گذاشت و تا آخر، مبتلا به تفرّق و تقابل و تعارض گرديد؛ امّا فرزند اميرالمؤمنين (ع) اين آرزوى مبارك را محقّق خواهد ساخت. اگر جدّ او امام على (ع)، فاتح تمام علوم بود، او خاتم آنها بوده و جدّش از تحقّق اين آرزوهاى بزرگ خبر داده و فرمود: «يَا كُمَيْلُ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلَّا وَ أَنَا أَفْتَحُهُ- وَ مَا مِنْ سِرٍّ إِلَّا وَ الْقَائِمُ (ع) يَخْتِمُه؛[٣]
اى كميل! هيچ علمى وجود ندارد؛ مگر آنكه من آن را گشوده باشم و هيچ سرّى نيست؛ جز آنكه قائم آن را تمام مىكند.»
آرزوى هفتم
آرزوى ريشهكن شدن فقر
ديگر كرامت كسى به خاطر فقر شكسته نشود. در دنيا هيچ گرسنه و محتاج و برهنهاى نماند، غنا همهجا را فرابگيرد.
چقدر زيباست زكات دست مردم بماند، مردم بگردند؛ امّا براى اداى زكات، فقير پيدا نكنند. چقدر زيباست كه زكات از مصرف بيافتد.
علاوه بر غنا، استغنا نيز همهجا حاكم مىشود؛ همچنانكه وارد شده، پول مىدهند؛ امّا كسى حاضر به گرفتن آن نمىشود.
اوّلين بار، مردم، جلوه تقسيم خداوندى را كه در آن فقير وجود ندارد، تماشا مىكنند تقسيم الهى هميشه با تضمين همراه است. پس آنچه الآن مىبينيم تقسيم الهى نيست؛ تقسيم جانوران انساننماست. بشر در آرزوى روزى است كه كسى بيايد و در مقياس جهانى نسبت به ثروت دنيا و نعم خداوندى اصلى را حاكم كند، اين آرزو الآن همانند يك روياست. چه آرزوى بزرگى است كه مردم اوّلين بار اثر عدل را مشاهده كنند زيبايى بالاتر از اين نمىشود كه در دنيا كسى ديگر غصّه انسان مظلوم، ستمديده فقير و ندار و بيچارهاى را نمىخورد، ديگر كسى شاهد تن نحيف و مرده طفل آفريقايى و شكم برآمده سگان لم داده در خانههاى اروپاييان و آمريكاييان نمىشود. كرامت انسانها شكسته نمىشود، كسى شاهد دور انداختن سيخ كباب نيمخورده سگهاى انسان متموّل غربزده در برابر گرسنگان نمىشود و ...
پى نوشتها:
[١]. سوره ص (٣٨)، آيه ٦٤.
[٢]. عقلها بالغ مىشوند.
[٣]. عقلها بالغ مىشوند.
[٤]. سوره عنكبوت (٢٩)، آيه ٤٣.
[٥]. سوره واقعه (٥٦)، آيه ٦٢.
[٦]. بحار الأنوار، ج ١٠، ص ٣١٦ و توحيد: ص ٤٣٧.
[٧]. حسن سنايى غزنوى.
[٨]. كافى، ج ١، ص ٢٥، ح ٢١؛ كمال الدين، ص ٦٧٥، ح ٣٠؛ بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٦، ح ٧١.
[٩]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٨٣.
[١٠]. فرازى از دعاى ندبه.
[١١]. نهج البلاغه، حكمت ١٨٠.
[١٢]. رك: بند ٦٤.
[١٣]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٧٤.
[١٤]. سوره هود (١١)، آيه ٤٣.
[١٥]. دعاى سحر ماه مبارك رمضان
[١٦]. فرازى از دعاى ندبه (اى فرزند برهانهاى واضح و آشكار خدا).
[١٧]. تكثُرگرايى، قابل انعطاف.
[١٨]. سورة النحل (١٦)، آيه ٣٩- ٣٨.
[١٩]. نهج البلاغه، خطبه ١٣١.
[٢٠]. مفاتيح الجنان، زيارت اميرالمؤمنين (ع).
[٢١]. بحار الانوار، ج ٢٦٩/ ٧٧.