ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و چهل و نه- يكصد و پنجاه
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
به ظهور خود بيانديشيم!
٤ ص
(٤)
به خدا قسم غربال مى شويد!
٤ ص
(٥)
شهرى بى دروازه نيست!
٦ ص
(٦)
استراتژى اتّحاديه ظالمان
٧ ص
(٧)
گلستانه
١٠ ص
(٨)
شايد اين بار
١٠ ص
(٩)
شرح طويل
١٠ ص
(١٠)
آخرين اميد
١٠ ص
(١١)
خط و نشان براى امام زمان بد است
١١ ص
(١٢)
همين جمعه
١١ ص
(١٣)
آرامش
١٢ ص
(١٤)
تقويم خسته
١٢ ص
(١٥)
خورشيد من!
١٢ ص
(١٦)
سلام وارث آزاده پيمبرها
١٣ ص
(١٧)
فصل ناگزير
١٣ ص
(١٨)
حضرت صاحب الامر كيست؟
١٤ ص
(١٩)
امام و امامت
١٤ ص
(٢٠)
نصب امام
١٥ ص
(٢١)
صفات و شئون امام
١٨ ص
(٢٢)
آيه اوّل
١٨ ص
(٢٣)
وآيه دوم
١٨ ص
(٢٤)
فضيلت شب نيمه شعبان
٢٠ ص
(٢٥)
تولّد، انتظار، شمع رهايى
٢٥ ص
(٢٦)
دعاى شب و آه سحرگاه
٢٦ ص
(٢٧)
دعاهايى كه در مورد خود حضرت است
٢٦ ص
(٢٨)
1 تعجيل فرج و ظهور حضرت
٢٦ ص
(٢٩)
2 دعا براى سلامتى حضرت
٢٨ ص
(٣٠)
دعاهايى كه در ارتباط غيرمستقيم با حضرت است
٢٨ ص
(٣١)
1 دعا براى دوستان و ياوران و خدّام آن حضرت
٢٨ ص
(٣٢)
2 دعاهاى شخصى كه در ارتباط با حضرت، براى خود مى نماييم
٢٨ ص
(٣٣)
3 دعا عليه دشمنان حضرت
٢٩ ص
(٣٤)
ماه در آينه
٣٤ ص
(٣٥)
ماه پرى چهر
٣٧ ص
(٣٦)
هنرهاى دستى موعوديان
٣٨ ص
(٣٧)
دستگيرى از نيازمندان
٣٨ ص
(٣٨)
دستان پربركتشان، تواناتر باد!
٣٨ ص
(٣٩)
دست به دعا برداشتن
٣٨ ص
(٤٠)
دست به سلاح بودن
٣٩ ص
(٤١)
امام و انبياء
٤١ ص
(٤٢)
ميراث بر پيامبران (ص)
٥٢ ص
(٤٣)
1 عصاى موسى (ع)
٥٣ ص
(٤٤)
2 سنگ حضرت موسى (ع)
٥٤ ص
(٤٥)
3 تابوت الشهاده (تابوت سكينه)
٥٤ ص
(٤٦)
4 پيراهن حضرت يوسف (ع)
٥٥ ص
(٤٧)
5 طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
٥٦ ص
(٤٨)
ميراث بر ودايع امامت
٥٩ ص
(٤٩)
1 كتاب جامعه امام على (ع)
٥٩ ص
(٥٠)
2 مصحف اميرالمؤمنين على (ع)
٦٢ ص
(٥١)
منافع وجودى امام
٦٥ ص
(٥٢)
منافع وجودى امام غايب
٦٩ ص
(٥٣)
1 امام غايب (ع) مايه آرامش اهل زمين
٦٩ ص
(٥٤)
2 وجود امام، منشأ خير و بركت
٦٩ ص
(٥٥)
3 اميدبخشى به مسلمانان
٧٠ ص
(٥٦)
4 حفظ و نجات شيعيان از خطرات، گرفتارى ها و شرّ دشمنان
٧٠ ص
(٥٧)
جزيره خضراء و اقامتگاه امام
٧٢ ص
(٥٨)
نخست ديدگاه موافقان
٧٢ ص
(٥٩)
ناقلان حكايت
٧٢ ص
(٦٠)
دوم ديدگاه مخالفان
٧٤ ص
(٦١)
1 سرزمين هاى دور دست
٧٦ ص
(٦٢)
2 مدينه طيبه
٧٦ ص
(٦٣)
3 دشت حجاز
٧٦ ص
(٦٤)
4 كوه رَضوى
٧٧ ص
(٦٥)
5 كرعه
٧٧ ص
(٦٦)
6 جابلقا و جابلسا
٧٧ ص
(٦٧)
7 بلد مهدى (ع)
٧٧ ص
(٦٨)
8 بيت الحمد
٧٧ ص
(٦٩)
اتّفاق مذاهب در موضوع موعود
٧٨ ص
(٧٠)
اشراف سياه و سازمان هاى مخفى
٨٤ ص
(٧١)
امام زمان (ع)، ما و آرزوهاى ما
٩٢ ص
(٧٢)
آرزوى ششم
٩٤ ص
(٧٣)
آرزوى هفتم
٩٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - اشراف سياه و سازمان هاى مخفى

٤. خاندان‌ چرچيل‌؛

٥. خاندان‌ اسپنسر؛

٦. خاندان‌ تالبوت: از محدود خاندان‌هاى اشرافى بريتانيا كه از سده سيزدهم ميلادى تا به امروز به مدّت هشت سده تداوم داشته، به همين دليل «ارل مقدم انگلستان و ايرلند» خوانده مى‌شوند؛

٧. خاندان‌ والپول‌؛

٨. خاندان‌ اسكات‌؛

٩. خاندان‌ فيتز روى‌؛

١٠. خاندان‌ لنوكس‌؛

١١. خاندان‌ بوكلرك‌؛

١٢. خاندان‌ داگلاس: كهن‌ترين دودمان اشرافى اسكاتلند؛

١٣. خاندان‌ هاميلتون‌؛

١٤. خاندان‌ كمپبل‌؛

١٥. خاندان‌ موراى‌؛

١٦. خاندان‌ گراهام‌؛

١٧. خاندان‌ مونتاگ‌؛

١٨. خاندان‌ كاوندش‌؛

١٩. خاندان‌ پلهام‌؛

٢٠. خاندان‌ بنتينگ‌؛

٢١. خاندان‌ تمپل‌؛

٢٢. خاندان‌ اسبورن‌؛

٢٣. خاندان‌ كمپتون‌؛

٢٤. خاندان‌ گرنوبل‌؛

٢٥. خاندان‌ پيت‌ (بنيان‌هاى حزب محافظه‌كار)؛

٢٦. خاندان‌ راسل‌ و ليبراليسم انگليس.

به هر روى، ساختار نظام اجتماعى، سياسى اروپا و به ويژه بريتانيا طى سده‌هاى پى در پى، موجب شكل‌گيرى خاندان اشراف آريستوكرات شد كه با گذار از نقطه عطف‌هاى مختلفى، همچون رفورماسيون، رنسانس و حركت‌هاى استعمارى، صورتى فرامنطقه‌اى و جهانى يافتند و در سده نوزدهم ميلادى، در رأس امپراتورى جهانى بريتانيا جاى گرفتند و اقتدار و ثروت خود را تا پايان سده بيستم تداوم بخشيدند ... كانون‌هايى كه امروزه بخشى نه چندان كم اهمّيت از ساختار اليگارشى زرسالار معاصر را شكل مى‌دهند.[١]

پى نوشت‌ها:


[١]. كاتوزيان، محمّد على طاهرى، نه مقاله در جامعه‌شناسى تاريخى ايران، صص ٥٩، ٦٠.

[٢]. دورانت، ويل، تاريخ تمدّن، ج ٤، ص ٧١٦.

[٣]. همان.

[٤]. همان، صص ٧٢٦- ٧٢٧.

[٥]. همان، ص ٧٢٥.

[٦]. همان، ص ٧٣١.

[٧]. همان، ص ٧٢٥.

[٨]. همان، ص ٧٣١.

[٩]. همان، ص ٧٢٨.

[١٠]. بشريه، حسين، جامعه شناسى سياسى، ص ١٩٤.

[١١]. همان، صص ١٩٥- ١٩٨.

[١٢].Cavalier .

[١٣].Chevaliar .

[١٤].Cavallero .

[١٥].Cheval .

[١٦]. تاريخ تمدّن، ج ٤، ص ٧٣٨.

[١٧]. همان، ص ٧٤٢.

[١٨]. همان، ص ٧٤٥.

[١٩]. اصطلاح جنگ‌هاى صد ساله به جنگ‌هايى اطلاق مى‌شد كه طى سال‌هاى ١٣٣٧- ١٧٥٣ م. ميان فرانسه و انگليس در جريان بود و به پايان يافتن سلطه انگليس بر متملكانش در فرانسه انجاميد.

[٢٠]. همان، ص ٧٥٠.

[٢١]. همان، بخش دوم، ص ٧٨٧.

[٢٢]. همان.

[٢٣]. واژه لرد به معناى خداوند، ارباب و آقاست و در معناى عاليجناب به شخصيت‌هاى روحانى نيز اطلاق مى‌شود.

[٢٤]. دوك(Duke) اين واژه ازDox لاتين به معناى رهبر و رئيس مشتق شده است. عنوانى است كه در امپراتورى روم و بيزانس به فرماندهان عالى‌رتبه نظامى اطلاق مى‌شد كه در رأس يك منطقه بزرگ بودند. تا نيمه دوم سده پانزدهم هفت عنوان دوك در انگلستان پديد آمد كه همه به اعضاى خاندان سلطنتى تعلّق داشت. در مجموع در بريتانيا و ايرلند ٣١ عنوان دوكى وجود دارد كه متعلّق به ٢٥ دوك است.

[٢٥]. ماركيز(Marpuess) واژه ماركيز از مارك (علامت و نشانه) گرفته شده است و به معناى «مرز» نيز به كار مى‌رفت. عنوان فوق در آلمانى مارگريو و در فرانسه ماركى است. در گذشته به حكمرانان محلّى اطلاق مى‌شد كه در نواحى مرزى سكونت داشتند، كارشان دفاع از مرز بود و در واقع دوك‌هاى مرزبان بودند. در اواخر سده نوزدهم عنوان ماركيز وجود داشت.

[٢٦]. كنت ارل(Earl) عنوان انگليسى ارل معادل كنت اروپايى شناخته مى‌شود و به اين دليل در زبان انگليسى نيز مؤنّث آن كنتس است. منشأ واژه كنت به دوران متأخّر امپراتورى روم مى‌رسد. از واژه لاتين‌Comes گرفته شده و به معنى همراه است. منظور همراهان امپراتور بود. اين عنوان به همراهان و اشراف محلّى اطلاق مى‌شد.

[٢٧]. ويسكونت(Viscount) عنوانى است فروتر از كنت اروپايى يا ارل انگليسى. در گذشته به نايب دوك‌ها يا كنت‌ها اطلاق مى‌شد و به همين معنا نيز هست. جانشين كنت به تدريج مقام نوّاب كنت‌ها نيز، چون كنت‌ها موروثى شد.

[٢٨]. بارون(Baron) در گذشته به معناى عام به افراد قدرتمند و ثروتمند اطلاق مى‌شد و يك طبقه خاص يا رده معين در سلسله مراتب اشرافى بود. در فرانسه سده دوازدهم ملاكين مم بارون خوانده مى‌شدند ... با پيدايش عناوين دوك، ماركيز و ويسكونت، جايگاه عنوان بارون به تدريج نزول كرد و در پايين‌ترين رده اشرافيت موروثى بريتانيا جانى گرفت. معمولًا بارون‌ها با عنوان لرد خوانده مى‌شوند.

[٢٩]. شهبازى، عبدالله، زرسالاران يهودى پارسى، استعمار بريتانيا و ايران، ج ٣، صص ٢٥٢، ٥٢٣، ٢٦٣.

[٣٠]. همان، ص ٢٦٧.

[٣١]. براى مطالعه بيشتر به اثر سابق الذكر مراجعه شود.

[٣٢]. همان، صص ٢٧٣- ٢٨٧.

[٣٣]. زرسالاران يهودى و پارسى، استعمار بريتانيا و ايران، ج ٣، ص ٢٧٤.

[٣٤]. شرح كامل واقعه را در همان منبع، صص ٢٧٤- ٢٨٠ مطالعه كنيد.

[٣٥]. براى مطالعه بيشتر درباره پروتستانتيزم به كتاب «پيوريتانيسم، پروتستانتيزم و مسيحيت صهيونيستى» اثر آقاى نصير صاحب خلق از سلسله انتشارات هلال مراجعه فرماييد.

[٣٦]. زرسالاران يهودى و پارسى، استعمار بريتانيا و ايران، ج ٣، ص ٢٧٦.

[٣٧]. همان، صص ٢٨٧- ٢٨٨.

[٣٨]. همان.

[٣٩]. همان، ص ٤٤٩.